لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        یکشنبه 25 آبان 1393 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 556
        ارسال به دوستان

        روز حماسه(به مناسبت 25آبان؛ سالروز حماسه ی شهدای عملیات محرم)

        عذرا رشیدنژاد

        بسم الله النّور


        خدا می خواست بارونی بباره
        به این رودی که سر رو سنگ می زد
        به این رودی که از زخم محرم
        به خاک سرد جبهه چنگ می زد

        شبیه لشکر ارباب... انگار
        سپاه کربلا تو دهلران بود
        چنان از شرم، آب آشفته می شد
        که سر کوبید و طغیان کرد این رود

        به روی سینه و بازوی مردم
        خدا نقش عزاداری رو بوسید
        که جاش رو شونه های مردم شهر
        بتابه سیصد و هفتاد خورشید

        خدا می خواست جمعی از شماها
        شبای حمله با ارباب باشین
        به حدی تو دل آقا نشستین
        که قسمت شد شهید آب باشین

        گلای اصفهان، روز حماسه
        خدا می خواست با ارباب باشن
        خدا می خواست بارونی بشن که
        به جبران حسین، سیراب باشن

        ***

        به روی سینه و بازوی مردم
        خدا نقش عزاداری رو بوسید
        که جاش رو شونه های مردم شهر
        بتابه سیصد و هفتاد خورشید

         



        دانلود آهنگ روز حماسه

        دانلود نماهنگ (با کیفیت عالی)

        دانلود نماهنگ (با کیفیت متوسط)

        +التماس دعای فرج...



        کلیدواژه ها: , روز حماسه, عملیات محرم, شهدای اصفهان, بیست و پنج آبان


        امتیاز: 4 با رای 1 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران
        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        | 09:30 ق.ظ
        پایان تلخ قصۀ روباه و زاغ بود
        ...
        لینک مطلب: پايان قصه ى روباه وزاغ !!!
        | 07:30 ب.ظ
        خوشه ی خشم بکارید، تبر خواهد داد
        عاقبت باد به این قوم خبر خواهد داد

        مزدتان یک دوسه من گندم ری خواهد بود
        پس از آن سیلی سخت نه دی خواهد بود

        ای شمایی که تب نرمی و سازش دارید
        از سگ زرد تمنای نوازش دارید

        بعد از این نوبت فتح رمضان خواهدبود
        فتنه ی دیگرتان فتنه ی نان خواهد بود

        هان اگر حیله تان پرده بیاندازد زود
        پاسخ بعدی ما سخت و خشن خواهد بود

        لینک مطلب: نه دی
        | 07:00 ق.ظ
        بازم یه یلدا وُ ، زمستان وُ، جدایی
        سرما وُ بوران وُ...چه دردِ آشنایی!

        قلبِ شکسته ، شب نشینی با غم و آه
        هی غصه پشتِ غصه خوردن بی کم وُ کاه

        من همچو فرهاد وُ چو شیرین یار من بود
        در دفترِ اندیشه هردم ، یادِ من بود

        من شاد بودم در کنارش هرچه می شد
        این مرد در دستش ، مثال بچه می شد

        این خاطرات آتش کشیدند هستی ام را
        هی تازه ساختند روزگارِ سختی ام را

        بازم من وُ اندوه باقی مانده از دوست
        در سینه ام جایِ هزاران زخم از اوست

        من بوده ام مجنون وُ لیلی رفته از بَر
        ویرانه گشتم ، از هجومِ قومِ بربر

        من ماندم وُ این روضه های هر شب من
        وین پیکرِ بی تاب وُ ، هر دم در تبِ من

        من از شرابِ اشک هایم سخت مستم
        اینک برای ترک ، خود بَر تخت بستم

        دیگر نخواستم دل کنم خوش بر کسی من
        باشد که آخر جان دهم در بی کسی من

        یلدا برایم ، کل این تقویم بوده است
        هر روزِ سالم مجلس ترحیم بوده است

        بازم من وُ افکارِ مغشوش وُ سه نقطه
        حالا ، چه کس خفته در آغوشش ...
        لینک مطلب: سه نقطه
        | 02:30 ب.ظ
        بازیِ برد بردِ ما یعنی

        یا شهیدیم یا که پیروزیم

        پس تعجب نکن اگر اینجا

        مرگ احلی من العسل شده است
        لینک مطلب: خوش به حال مدافعان حرم
        فهرست اعضا