لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        یکشنبه 21 دی 1393 |   نقد و نظر: 5  | بازدید: 367
        ارسال به دوستان

        روشنا(در سالروز شهادت شهید احمدی روشن)

        عذرا رشیدنژاد

        هوالنّور


        «یریدون أن یُطفِؤُا نورَالله بأفواههم و یأبی الله إلّا أن یُتمّ نورَهُ و لو کرهَ الکافرون...»
        می خواهند نور خدا را با دهان های خود خاموش کنند ولی خداوند نمی گذارد تا اینکه نور خود را کامل کند، هرچند کافران خوش ندارند.

        32/توبه

        ***

        «روشنا»؛ تقدیم به روح پاک شهید راه علم، مصطفی احمدی روشن1


        نشستم، حالم آشوبه
        رو خاکت اشک باریده
        شده تعبیر اون خوابی
        که مادر قبل ها دیده2

        تو این دنیای سردرگم
        تو خورشید منی بابا
        به تیغ شب نمی میری
        همیشه «روشنی» بابا

        سپاه شب گمون کرده
        تو دستامون چراغی نیست
        یه روزی تازه می فهمن
        «شهادت» اتفاقی نیست

        عجیبه بعضیا میگن
        جدل با مکر افراطه
        بیا توجیه کن شاید
        بفهمن گرگ بدذاته

        بگو لبخند کرکس ها
        دلیل چشم پوشی نیست
        چرا برخی نمی فهمن
        که حق ما...
        ... فروشی نیست!

        بگو هیهات از راهی
        که از عزت جدا باشه
        خدای ما نمیذاره
        که شیطان، کدخدا باشه


        ***

        ترور یعنی که ترسیدن
        تبرها غافل از ریشه
        از اینکه خاک تو دشتِ
        هزاران «مصطفی» میشه

        ***

        1. شعر از زبان علیرضا احمدی روشن سروده شده است.
        2. همسرش می گفت: قبل از عقدمان خواب دیدم ، هوا بارانی است و من سر مزاری نشسته ام. روی سنگ مزار نوشته شده بود: «شهید مصطفی احمدی روشن» تقدیر خواب خوبی برای داماد دیده بود.

        به پاسداشت بیست و یکم دی ماه
        سالروزشهادت
        #شهید_مصطفی_احمدی_روشن

        +التماس دعای فرج



        کلیدواژه ها: , شهید احمدی روشن, شهادت, ایستادگی , ترور


        امتیاز: 5 با رای 1 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        یکشنبه, 21 دی,1393 | 09:33 ب.ظ
        قبول باشد

        به شاعران ارزشی نظیر شما بیش از پیش نیاز است...خدا حفظتان کند.

        ______________

        ممنون.
        ان شاءالله مقبول صاحب کار...
        موفق باشید
        دوشنبه, 22 دی,1393 | 10:32 ق.ظ
        سلام. فوق العاده بود. فوق العاده...
        تو این دنیای سردرگم
        تو خورشید منی بابا
        به تیغ شب نمی میری
        همیشه «روشنی» بابا

        ______________

        سلام
        تشکر. بزرگوارید
        دوشنبه, 22 دی,1393 | 12:03 ب.ظ
        تو این دنیای سردرگم
        تو خورشید منی بابا
        به تیغ شب نمی میری
        همیشه «روشنی» بابا
        دوشنبه, 22 دی,1393 | 01:01 ب.ظ
        عرض سلام و احترام
        لذت بردم.
        نقد کلی ای که می شه به این شعر خوب وارد کرد اینه که وقتی از زبان یک کودک شعر سروده می شه باید زبان کودکانه و واژه های متناسب با سن کودک در شعر استخدام بشن . چه این که شعر شما هم زبانش محاوره ست و این دست شما رو برای خلق فضاهای کودکانه باز می ذاره اما متاسفانه از این امکان و ظرفیت به جز در دو بند اول شعر، استفاده نشده

        ______________

        سلام و عرض ادب

        ممنون از نقد خیلی خوبتون. کاملا موافقم
        فقط اگر خیلی وارد فضای احساسی می شدم جایی برای حرف های اصلی نمی موند

        درهرحال سپاسگزارم
        دوشنبه, 22 دی,1393 | 05:19 ب.ظ
        منظور حرف های احساسی نبود/ گاهی می شه حرف های خیلی خیلی عمیق و مفاهیم خیلی بلند و انسانی رو به زبان بچه گانه گفت و اتفاقا اگر این اتفاق بیفته تاثیر گذاری شعر دوچندانه/

        ______________

        بله درسته حق باشماست
        ممنونم

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران
        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        | 09:30 ق.ظ
        پایان تلخ قصۀ روباه و زاغ بود
        ...
        لینک مطلب: پايان قصه ى روباه وزاغ !!!
        | 07:30 ب.ظ
        خوشه ی خشم بکارید، تبر خواهد داد
        عاقبت باد به این قوم خبر خواهد داد

        مزدتان یک دوسه من گندم ری خواهد بود
        پس از آن سیلی سخت نه دی خواهد بود

        ای شمایی که تب نرمی و سازش دارید
        از سگ زرد تمنای نوازش دارید

        بعد از این نوبت فتح رمضان خواهدبود
        فتنه ی دیگرتان فتنه ی نان خواهد بود

        هان اگر حیله تان پرده بیاندازد زود
        پاسخ بعدی ما سخت و خشن خواهد بود

        لینک مطلب: نه دی
        | 07:00 ق.ظ
        بازم یه یلدا وُ ، زمستان وُ، جدایی
        سرما وُ بوران وُ...چه دردِ آشنایی!

        قلبِ شکسته ، شب نشینی با غم و آه
        هی غصه پشتِ غصه خوردن بی کم وُ کاه

        من همچو فرهاد وُ چو شیرین یار من بود
        در دفترِ اندیشه هردم ، یادِ من بود

        من شاد بودم در کنارش هرچه می شد
        این مرد در دستش ، مثال بچه می شد

        این خاطرات آتش کشیدند هستی ام را
        هی تازه ساختند روزگارِ سختی ام را

        بازم من وُ اندوه باقی مانده از دوست
        در سینه ام جایِ هزاران زخم از اوست

        من بوده ام مجنون وُ لیلی رفته از بَر
        ویرانه گشتم ، از هجومِ قومِ بربر

        من ماندم وُ این روضه های هر شب من
        وین پیکرِ بی تاب وُ ، هر دم در تبِ من

        من از شرابِ اشک هایم سخت مستم
        اینک برای ترک ، خود بَر تخت بستم

        دیگر نخواستم دل کنم خوش بر کسی من
        باشد که آخر جان دهم در بی کسی من

        یلدا برایم ، کل این تقویم بوده است
        هر روزِ سالم مجلس ترحیم بوده است

        بازم من وُ افکارِ مغشوش وُ سه نقطه
        حالا ، چه کس خفته در آغوشش ...
        لینک مطلب: سه نقطه
        | 02:30 ب.ظ
        بازیِ برد بردِ ما یعنی

        یا شهیدیم یا که پیروزیم

        پس تعجب نکن اگر اینجا

        مرگ احلی من العسل شده است
        لینک مطلب: خوش به حال مدافعان حرم
        فهرست اعضا