لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        ﺳﻪشنبه 26 خرداد 1394 |   نقد و نظر: 4  | بازدید: 419
        ارسال به دوستان

        یادت که هست؟؟

        ناهید رفیعی

        در و آتش وکوچه و یاس یادت که هست؟
        ازآن لحظه ی سخت وحساس ،یادت که هست ؟

        خزانی که یک غنچه پشت در باغ بود...
        تن نازک گندم و داس، یادت که هست؟

        از آن خون پیچک که پیچید بر ساق تاک
        وتکرار آن زخم دستاس ،یادت که هست؟

        از آن دم که تسبیح یا ربنا پاره شد .
        وپاشید در کوچه الماس، یادت که هست؟

        از آن ذوالفقاری که بر خشم خود زخم زد
        ونفرین آن قوم خناس ،یادت که هست؟

        وفریاد جبریل بین السماء وارض
        الا اشهدوا ایهالناس ،یادت که هست ؟

        هوالحق ،هو الفارق الخیر والشر علی است
        هیاهوی شیطان وسواس ،یادت که هست؟



        کلیدواژه ها:


        امتیاز: با رای 0 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        ﺳﻪشنبه, 26 خرداد,1394 | 03:26 ب.ظ
        سلام شعر زیبایی بود

        فقط یه نکته
        تو بیت زیر کژتابی وجود داره و ((نفرین آن قوم خناس))
        از آن ذوالفقاری که بر خشم خود زخم زد
        ونفرین آن قوم خناس ،یادت که هست؟
        پیشنهاد
        و نفرین ((بر)) آن قوم خناس ، یادت که هست؟
        ماجور باشید
        چهارشنبه, 27 خرداد,1394 | 03:09 ق.ظ
        سپاسگذارم از توجه وراهنمایی شما آقای چرمی .پیشنهاد شما را به دیده ی منت می پذیرم .
        شنبه, 30 خرداد,1394 | 04:49 ق.ظ
        با سلام

        شعر خوبی بود احسنت

        فقط ساختار ابیات از لحاظ دستوری اشکال داره

        از آن ...یادت هست نمیگوییم

        آن .... یادت هست، درست است


        ممنون
        یکشنبه, 31 خرداد,1394 | 10:39 ق.ظ
        ممتونم آقای خیال کج

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران
        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        | 09:30 ق.ظ
        پایان تلخ قصۀ روباه و زاغ بود
        ...
        لینک مطلب: پايان قصه ى روباه وزاغ !!!
        | 07:30 ب.ظ
        خوشه ی خشم بکارید، تبر خواهد داد
        عاقبت باد به این قوم خبر خواهد داد

        مزدتان یک دوسه من گندم ری خواهد بود
        پس از آن سیلی سخت نه دی خواهد بود

        ای شمایی که تب نرمی و سازش دارید
        از سگ زرد تمنای نوازش دارید

        بعد از این نوبت فتح رمضان خواهدبود
        فتنه ی دیگرتان فتنه ی نان خواهد بود

        هان اگر حیله تان پرده بیاندازد زود
        پاسخ بعدی ما سخت و خشن خواهد بود

        لینک مطلب: نه دی
        | 07:00 ق.ظ
        بازم یه یلدا وُ ، زمستان وُ، جدایی
        سرما وُ بوران وُ...چه دردِ آشنایی!

        قلبِ شکسته ، شب نشینی با غم و آه
        هی غصه پشتِ غصه خوردن بی کم وُ کاه

        من همچو فرهاد وُ چو شیرین یار من بود
        در دفترِ اندیشه هردم ، یادِ من بود

        من شاد بودم در کنارش هرچه می شد
        این مرد در دستش ، مثال بچه می شد

        این خاطرات آتش کشیدند هستی ام را
        هی تازه ساختند روزگارِ سختی ام را

        بازم من وُ اندوه باقی مانده از دوست
        در سینه ام جایِ هزاران زخم از اوست

        من بوده ام مجنون وُ لیلی رفته از بَر
        ویرانه گشتم ، از هجومِ قومِ بربر

        من ماندم وُ این روضه های هر شب من
        وین پیکرِ بی تاب وُ ، هر دم در تبِ من

        من از شرابِ اشک هایم سخت مستم
        اینک برای ترک ، خود بَر تخت بستم

        دیگر نخواستم دل کنم خوش بر کسی من
        باشد که آخر جان دهم در بی کسی من

        یلدا برایم ، کل این تقویم بوده است
        هر روزِ سالم مجلس ترحیم بوده است

        بازم من وُ افکارِ مغشوش وُ سه نقطه
        حالا ، چه کس خفته در آغوشش ...
        لینک مطلب: سه نقطه
        | 02:30 ب.ظ
        بازیِ برد بردِ ما یعنی

        یا شهیدیم یا که پیروزیم

        پس تعجب نکن اگر اینجا

        مرگ احلی من العسل شده است
        لینک مطلب: خوش به حال مدافعان حرم
        فهرست اعضا