لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        دوشنبه 06 مهر 1394 |   نقد و نظر: 3  | بازدید: 772
        ارسال به دوستان

        زخم روی زخم

        عذرا رشیدنژاد

        بسم الله النور

         

        موج روی موج

        می رسد به اوج

        سیل بی امان حاجیان نیمه جان

        باز می رسند

        فوج فوج از آسمان، فرشتگان

        زخم روی زخم

        داغ پشت داغ

        چینش غریب کیف و کفش تازه در اتاق دختری که در مسیر مدرسه

        باز هم گرفته از پدر سراغ

        کودکی که روبروی دفترش

        نشسته بی چراغ

        زخم روی زخم

        داغ پشت داغ

         

        دخترک نشسته روبروی دفتر جدید

        باورش نمی شود که زیر هجمه ی مدادها

        بشکند مدادرنگی سپید

        ...

        آن طرف تر از صدا و دوربین و نور

        دور و دور

        دور از انعکاس عینک رسانه های کور، در یمن

        کودکی نشسته بر سر جنازه ی پدر

        سنگ می زند به خواب اهرمن

        کودکی که سهمش از کتاب و درس

        اشک بود و ترس

        اخم بود و اخم

        داغ پشت داغ

        زخم روی زخم

         

        ننگ بر جماعت فریب

        میزبان نانجیب...

        ربنا!

        خدای کعبه! آتنا شکیب!

        العجل غریب آشنا

        کربلا شده، منا

         

         

        شنیدن آهنگ با صدای محسن توسلی



        کلیدواژه ها: کشتار منا


        امتیاز: 3 با رای 1 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        ﺳﻪشنبه, 07 مهر,1394 | 11:49 ق.ظ
        ترانه رو که گوش می دادم می گفتم حقش ادا نشده...شعر خیلی خوبه و نسبت به کارهای قبلی تون واقعا تمایز داره
        با اجازه توی دفتر مجازی ثبتش کردم

        ----------------------------------------------

        ممنون از لطفتون
        کار البته برای ترانه شدن سروده نشده بود. اما توفیق پیش اومد و به لطف خدا تولید شد.
        ﺳﻪشنبه, 07 مهر,1394 | 01:26 ب.ظ
        سلام
        خانم رشیدنژاد سرعت عمل شما در واکنش نشون دادن به این فاجعه قابل تحسینه. با توجه به سرعتتون به نظرم کار خوبیه و اینکه به سرعت منتشر و حتی براش تصویرسازی هم شد جای تبریک داره. به نظرم محتوا و شاعرانگی، فدای این شتاب نشده و قابل قبوله.

        سپاس

        ----------------------------------------------

        سلام و عرض ادب
        ممنونم دوست خوبم
        ان شاءالله مقبول درگاه حضرت صاحب(عج) باشه و بتونه ذره ای از اندوه بزرگی که در دلهامونه بیان کنه.
        چهارشنبه, 08 مهر,1394 | 10:22 ب.ظ
        خیلی خوب..

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران
        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        | 09:30 ق.ظ
        پایان تلخ قصۀ روباه و زاغ بود
        ...
        لینک مطلب: پايان قصه ى روباه وزاغ !!!
        | 07:30 ب.ظ
        خوشه ی خشم بکارید، تبر خواهد داد
        عاقبت باد به این قوم خبر خواهد داد

        مزدتان یک دوسه من گندم ری خواهد بود
        پس از آن سیلی سخت نه دی خواهد بود

        ای شمایی که تب نرمی و سازش دارید
        از سگ زرد تمنای نوازش دارید

        بعد از این نوبت فتح رمضان خواهدبود
        فتنه ی دیگرتان فتنه ی نان خواهد بود

        هان اگر حیله تان پرده بیاندازد زود
        پاسخ بعدی ما سخت و خشن خواهد بود

        لینک مطلب: نه دی
        | 07:00 ق.ظ
        بازم یه یلدا وُ ، زمستان وُ، جدایی
        سرما وُ بوران وُ...چه دردِ آشنایی!

        قلبِ شکسته ، شب نشینی با غم و آه
        هی غصه پشتِ غصه خوردن بی کم وُ کاه

        من همچو فرهاد وُ چو شیرین یار من بود
        در دفترِ اندیشه هردم ، یادِ من بود

        من شاد بودم در کنارش هرچه می شد
        این مرد در دستش ، مثال بچه می شد

        این خاطرات آتش کشیدند هستی ام را
        هی تازه ساختند روزگارِ سختی ام را

        بازم من وُ اندوه باقی مانده از دوست
        در سینه ام جایِ هزاران زخم از اوست

        من بوده ام مجنون وُ لیلی رفته از بَر
        ویرانه گشتم ، از هجومِ قومِ بربر

        من ماندم وُ این روضه های هر شب من
        وین پیکرِ بی تاب وُ ، هر دم در تبِ من

        من از شرابِ اشک هایم سخت مستم
        اینک برای ترک ، خود بَر تخت بستم

        دیگر نخواستم دل کنم خوش بر کسی من
        باشد که آخر جان دهم در بی کسی من

        یلدا برایم ، کل این تقویم بوده است
        هر روزِ سالم مجلس ترحیم بوده است

        بازم من وُ افکارِ مغشوش وُ سه نقطه
        حالا ، چه کس خفته در آغوشش ...
        لینک مطلب: سه نقطه
        | 02:30 ب.ظ
        بازیِ برد بردِ ما یعنی

        یا شهیدیم یا که پیروزیم

        پس تعجب نکن اگر اینجا

        مرگ احلی من العسل شده است
        لینک مطلب: خوش به حال مدافعان حرم
        فهرست اعضا