رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        ﺳﻪشنبه 29 اسفند 1391 |   نقد و نظر: 2  | بازدید: 869
        ارسال به دوستان چاپ مطلب

        هفت سین سفره حضرت زهرا(س)

        بهلول حبیبی زنجانی

        شیــــعیان عید آمده، آغاز شد سالی دِگر
        می دهم از هفت سینِ سفره ی زهرا خبر

        سین اوّل، سینِ سُفره، سُفره ای ازجنس غم
        در کنارش مادری بنشسته چون با قدِّ خَم

        سین دوم، در میانِ کوچه ها، سیلی شده
        رنگِ رُخـــــــسارِگُلِ مولا علی نیلی شده

        سین سوم، ساقه ای بشکسته با دستِ تَبر
        باغبان تنهای تنــــها، غنچه هایش، دیده تَر

        سین چارم، سوخته از کینه باب جبـــــــرئیل
        پس چرا گلشن نشد این بار، آتش بر خلیل؟

        سین پنجم، سینه ای مجروح و پُر دَرد و حزین
        سین شش، پشتِ در و دیوار شد سِقطِ جنین

        سین هفتم، گشته، فرقِ بینِ مسمار و خَدَنگ
        سینه، سرنیزه، سه شعبه، ساربان، سر، سیب و سنگ


        کلیدواژه ها: بهار فاطمی, هفت سین فاطمی/بهلول حبیبی زنجانی


        امتیاز: 5 با رای 6 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        ﺳﻪشنبه, 06 فروردین,1392 | 03:24 ب.ظ
        سلام و ارادت...
        بهار فاطمی تون پر باران باشه...
        هفت سین فاطمی زیبایی بود... ماجور باشید...
        چهارشنبه, 22 مرداد,1393 | 05:25 ب.ظ
        لباس سال نوام را سیاه خواهم دوخت...!!
        که سین اوّلم امسال، سوگ فاطمه است...

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران
        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        سلام
        ممنونم جناب سهرابی
        لطف دارین
        لینک مطلب: که در وصف من واژه ی غم کم است...
        باسلام منظور مصرع دوم بود نه سوم اگر ممکن شد اصلاح فرمایی
        لینک مطلب: تو را از کفش هایت می شناسم
        آفرین...برادر
        لینک مطلب: وای از شبی که حادثه ی چشم های تو...
        سلام...وارادت...
        برادر دوبیتی مغزداریست اما جسارت کرده عرض می کنم مصرع سوم همپای مصرع های دیگر نیامده اگرچه حتی مصرع اول هم یک سر وگردن از بیت دوم کوتاه تر است اما شک ندارم با این طبع بلند با چند چکش دیگر این دوبیتی را جاودانه خواهید کرد ...بچه گی کردیم مارا به کوچکیمان ببخشید در پناه خدای شهدا باشید
        لینک مطلب: تو را از کفش هایت می شناسم
        فهرست اعضا