لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        ﺳﻪشنبه 29 اسفند 1391 |   نقد و نظر: 2  | بازدید: 1245
        ارسال به دوستان

        هفت سین سفره حضرت زهرا(س)

        بهلول حبیبی زنجانی

        شیــــعیان عید آمده، آغاز شد سالی دِگر
        می دهم از هفت سینِ سفره ی زهرا خبر

        سین اوّل، سینِ سُفره، سُفره ای ازجنس غم
        در کنارش مادری بنشسته چون با قدِّ خَم

        سین دوم، در میانِ کوچه ها، سیلی شده
        رنگِ رُخـــــــسارِگُلِ مولا علی نیلی شده

        سین سوم، ساقه ای بشکسته با دستِ تَبر
        باغبان تنهای تنــــها، غنچه هایش، دیده تَر

        سین چارم، سوخته از کینه باب جبـــــــرئیل
        پس چرا گلشن نشد این بار، آتش بر خلیل؟

        سین پنجم، سینه ای مجروح و پُر دَرد و حزین
        سین شش، پشتِ در و دیوار شد سِقطِ جنین

        سین هفتم، گشته، فرقِ بینِ مسمار و خَدَنگ
        سینه، سرنیزه، سه شعبه، ساربان، سر، سیب و سنگ


        کلیدواژه ها: بهار فاطمی, هفت سین فاطمی/بهلول حبیبی زنجانی


        امتیاز: 5 با رای 6 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        ﺳﻪشنبه, 06 فروردین,1392 | 03:24 ب.ظ
        سلام و ارادت...
        بهار فاطمی تون پر باران باشه...
        هفت سین فاطمی زیبایی بود... ماجور باشید...
        چهارشنبه, 22 مرداد,1393 | 05:25 ب.ظ
        لباس سال نوام را سیاه خواهم دوخت...!!
        که سین اوّلم امسال، سوگ فاطمه است...

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقدو نظرترین ها

        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        | 09:30 ق.ظ
        پایان تلخ قصۀ روباه و زاغ بود
        ...
        لینک مطلب: پايان قصه ى روباه وزاغ !!!
        | 07:30 ب.ظ
        خوشه ی خشم بکارید، تبر خواهد داد
        عاقبت باد به این قوم خبر خواهد داد

        مزدتان یک دوسه من گندم ری خواهد بود
        پس از آن سیلی سخت نه دی خواهد بود

        ای شمایی که تب نرمی و سازش دارید
        از سگ زرد تمنای نوازش دارید

        بعد از این نوبت فتح رمضان خواهدبود
        فتنه ی دیگرتان فتنه ی نان خواهد بود

        هان اگر حیله تان پرده بیاندازد زود
        پاسخ بعدی ما سخت و خشن خواهد بود

        لینک مطلب: نه دی
        | 07:00 ق.ظ
        بازم یه یلدا وُ ، زمستان وُ، جدایی
        سرما وُ بوران وُ...چه دردِ آشنایی!

        قلبِ شکسته ، شب نشینی با غم و آه
        هی غصه پشتِ غصه خوردن بی کم وُ کاه

        من همچو فرهاد وُ چو شیرین یار من بود
        در دفترِ اندیشه هردم ، یادِ من بود

        من شاد بودم در کنارش هرچه می شد
        این مرد در دستش ، مثال بچه می شد

        این خاطرات آتش کشیدند هستی ام را
        هی تازه ساختند روزگارِ سختی ام را

        بازم من وُ اندوه باقی مانده از دوست
        در سینه ام جایِ هزاران زخم از اوست

        من بوده ام مجنون وُ لیلی رفته از بَر
        ویرانه گشتم ، از هجومِ قومِ بربر

        من ماندم وُ این روضه های هر شب من
        وین پیکرِ بی تاب وُ ، هر دم در تبِ من

        من از شرابِ اشک هایم سخت مستم
        اینک برای ترک ، خود بَر تخت بستم

        دیگر نخواستم دل کنم خوش بر کسی من
        باشد که آخر جان دهم در بی کسی من

        یلدا برایم ، کل این تقویم بوده است
        هر روزِ سالم مجلس ترحیم بوده است

        بازم من وُ افکارِ مغشوش وُ سه نقطه
        حالا ، چه کس خفته در آغوشش ...
        لینک مطلب: سه نقطه
        | 02:30 ب.ظ
        بازیِ برد بردِ ما یعنی

        یا شهیدیم یا که پیروزیم

        پس تعجب نکن اگر اینجا

        مرگ احلی من العسل شده است
        لینک مطلب: خوش به حال مدافعان حرم
        فهرست اعضا