رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        سه شنبه 29 اسفند 1391 |   نقد و نظر: 2  | بازدید: 687
        ارسال به دوستان چاپ مطلب

        هفت سین سفره حضرت زهرا(س)

        بهلول حبیبی زنجانی

        شیــــعیان عید آمده، آغاز شد سالی دِگر
        می دهم از هفت سینِ سفره ی زهرا خبر

        سین اوّل، سینِ سُفره، سُفره ای ازجنس غم
        در کنارش مادری بنشسته چون با قدِّ خَم

        سین دوم، در میانِ کوچه ها، سیلی شده
        رنگِ رُخـــــــسارِگُلِ مولا علی نیلی شده

        سین سوم، ساقه ای بشکسته با دستِ تَبر
        باغبان تنهای تنــــها، غنچه هایش، دیده تَر

        سین چارم، سوخته از کینه باب جبـــــــرئیل
        پس چرا گلشن نشد این بار، آتش بر خلیل؟

        سین پنجم، سینه ای مجروح و پُر دَرد و حزین
        سین شش، پشتِ در و دیوار شد سِقطِ جنین

        سین هفتم، گشته، فرقِ بینِ مسمار و خَدَنگ
        سینه، سرنیزه، سه شعبه، ساربان، سر، سیب و سنگ


        کلیدواژه ها: بهار فاطمی, هفت سین فاطمی/بهلول حبیبی زنجانی


        امتیاز: 5 با رای 6 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        سه شنبه 06 فروردين 1392 | 15:24
        سلام و ارادت...
        بهار فاطمی تون پر باران باشه...
        هفت سین فاطمی زیبایی بود... ماجور باشید...
        چهارشنبه 22 مرداد 1393 | 17:25
        لباس سال نوام را سیاه خواهم دوخت...!!
        که سین اوّلم امسال، سوگ فاطمه است...

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقدو نظرترین ها

        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        با سلام

        جالب بود مخصوصا جا افتادن قافیه ها تون .

        فقط چند نکته
        1. چایی ها چرا جمع بسته شدند در بیت اول ؟ در مصرع دوم حساب و کتابم جور نشد با شد تکرار میم فکر نکنم درست باشه .
        2.خیلی زیباست ولی فکر کنم اگر بیت اول رو از قطار ... می گفتید با ایستگاه جورتر بود .
        3.تو قلبم را گره پشتِ گره بستی به موهایت

        چه طولانی است گیسویِ شبِ عقده گشایی ها

        فکر کنم در این بیت سیر غزل ناگهانی عوض شده است و جالب نیست .
        با نظر استاد بیاتانی هم موافقم . دست را به مو گره زدن زیباست تصویر درستی را ارائه می دهد . و اگر قلب بیاید بهتره با قلب طرفمقابل یا احساس طرف مقابل گره بخورد نه با موش .

        4.تو حتی در خیالاتی که می بافم نمی آیی

        همیشه کار دستم داده این واقع گرایی ها

        تو این بیت نفهمیدم آخر می خواهید بگید من واقع گرام یا خیالاتی ! اگر می خواهید بگید خیالاتی جا داه حرف ربط که را در مصرع اول بیارید .
        5.دعا کردم...دعا با شاخه یِ رز مانده در دستم

        تو را از دست خواهم داد با این بی خدایی ها
        مصرع اول اصلا خوب نیست مخصوصا با حذف "شاخه ی رزی که مانده در دستم" و اینکه انسان با خدا دعا می کند نه بی خدا .


        شرمنده از جسارت در نقد
        لینک مطلب: دوباره دیر کردی از دهن افتاد چایی ها
        بشینم این عکسو از اول درست کنم بنویسم دهان؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
        لینک مطلب: دوباره دیر کردی از دهن افتاد چایی ها
        سلام رضا جان...مرسی خوبم...تو چطوری؟
        مرسی از نظراتت
        لینک مطلب: دوباره دیر کردی از دهن افتاد چایی ها
        آقای ایزانلو
        علیک سلام
        بسیار ممنون
        ارداتمندم
        لینک مطلب: جان می کند همیشه ولی دل نمی کند
        فهرست اعضا
        آرشیو زمانی