رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        شنبه 18 آذر 1391 |   نقد و نظر: 6  | بازدید: 1229
        ارسال به دوستان چاپ مطلب

        تنهایی یک مرد شاعر

        سیدعلیرضا جعفری

        و من چقدر این شعرمو دوست دارم

        و گاهی زیرلبم زمزمه می کنم، مثل الان که...

         

        کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد
        و جاده وسعت درد مسافر را نمی فهمد

        دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
        و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

        پر از شک و یقینم بی تو ایمانی نخواهم داشت
        خدا حرف دل این نیمه کافر را نمی فهمد

        خیابان ها و ماشین های سر در گم نمی دانند
        که دنیا درد انسان معاصر را نمی فهمد

        چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی
        سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

        حضور حاضر غایب که می گویند یعنی من
        غریب افتاده ای که جمع حاضر را نمی فهمد

        نمی خواهد بپرسی حال و روز واژه هایم را
        کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد


        کلیدواژه ها: , تنهایی


        امتیاز: 4.22 با رای 9 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 12:37 ق.ظ
        سلام. بسیار بسیار شعر زیبایی بود. احسنت


        چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی

        سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

        خیلی زیبا بود.
        فقط فکر میکنم نسبت دادن فعل نفهمیدن به خداوند باری تعال، نسبت روایی نباشه.
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 09:37 ق.ظ
        خیلی زیبا بود آقا سید عزیز...منم خیلی دوستش داشتم
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 10:49 ق.ظ
        سلام آقایان حاج حسینی و بیاتانی
        ممنون از لطفتون
        نوکر خدا هم هستم
        هرکسی با خدا یه جور عشق بازی می کنه...چوپان یه جور و حضرت موسی(ع) یه جور...
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 11:23 ق.ظ
        سلام آفرین
        با آقای حاج حسینی موافقم
        و البته با جناب بیاتانی
        و همچنین با شما...
        ﺳﻪشنبه, 12 دی,1391 | 07:10 ب.ظ
        با سلام...

        لذت بردم ممنون
        دوشنبه, 12 فروردین,1392 | 12:42 ق.ظ
        دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
        و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

        خیلی زیبا بود

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران
        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        | 11:03 ق.ظ
        با توجه به تذکر به جای "رضا سهرابی" بخشی از شعرم رو تغییر دادم:

        مقدّس زاده ای - دوشیزه - قدّیسه ی ابراری

        منم مؤمن به عادت های یک ایمان اجباری


        زمین گیرت زمین! دریاچه در شهرت نمک گیرت

        "عجائب صورتی شیرین" که در دستت نمک داری


        چهارده صیغه بردم فعلِ "إحسان" را، نفهمیدم.. .

        چهارده سایه بر رویت طنین انگیزِ معماری


        فقیهان مرجعیّت را جز از بابت نمی گیرند

        تویی قرآنِ آیت ها، تفقّه های خوانساری


        مشایخ گردِ خاکت یک صدا خوانند " فلَولا نَفَر "*

        دهد بازار شیخان هم به نامت سود دینداری


        به خاکت همچو شاعرهای شهرت بی اِبا گفتم:

        که من یک زائرِ بارانی ام، مدّاحِ درباری
        لینک مطلب: دوشیزه ی مقدّس
        | 11:03 ق.ظ
        با توجه به تذکر دوست به جای "رضا سهرابی" بخشی از شعرم رو تغییر دادم:

        مقدّس زاده ای - دوشیزه - قدّیسه ی ابراری

        منم مؤمن به عادت های یک ایمان اجباری


        زمین گیرت زمین! دریاچه در شهرت نمک گیرت

        "عجائب صورتی شیرین" که در دستت نمک داری


        چهارده صیغه بردم فعلِ "إحسان" را، نفهمیدم.. .

        چهارده سایه بر رویت طنین انگیزِ معماری


        فقیهان مرجعیّت را جز از بابت نمی گیرند

        تویی قرآنِ آیت ها، تفقّه های خوانساری


        مشایخ گردِ خاکت یک صدا خوانند " فلَولا نَفَر "*

        دهد بازار شیخان هم به نامت سود دینداری


        به خاکت همچو شاعرهای شهرت بی اِبا گفتم:

        که من یک زائرِ بارانی ام، مدّاحِ درباری
        لینک مطلب: دوشیزه ی مقدّس
        با سلام
        این هم یک هجو اساسی تقدیم به برادران سعودی در حال نزول

        "ای برادر دلبری کار تو نیست
        عشوه های دختری کار تو نیست" ؟
        نامزدیبا غرب ، چخ چخ، دلبری
        حرفهای سرسری کار تو نیست
        بار بردن، خدمت خلق خدا
        گرچه که خیلی خری کار تو نیست
        ای سعودی، بچه کش، ای نره خر
        حمله های حیدری کار تو نیست
        شر خری را پیشه ی خود کرده ای؟
        ای دماغو! شرخری کار تو نیست
        گرچه که خود منکری ، دارم یقین
        لحظه ای هم، سروری کار تو نیست
        بچه ای در عالم جغرافیا
        با بزرگان همسری کار تو نیست
        ادعای خدمت کعبه کنی؟
        کفر مطلق! کافری! کار تو نیست
        از عموسام، از کنیسه، از عدو
        ای برادر دلبری کار تو نیست
        لینک مطلب: یک هجو اساسی
        آفرین... خیلی خوب بود. یه هجو اساسی بود واقعا
        لینک مطلب: یک هجو اساسی
        فهرست اعضا