رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        شنبه 18 آذر 1391 |   نقد و نظر: 6  | بازدید: 1421
        ارسال به دوستان

        تنهایی یک مرد شاعر

        سیدعلیرضا جعفری

        و من چقدر این شعرمو دوست دارم

        و گاهی زیرلبم زمزمه می کنم، مثل الان که...

         

        کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد
        و جاده وسعت درد مسافر را نمی فهمد

        دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
        و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

        پر از شک و یقینم بی تو ایمانی نخواهم داشت
        خدا حرف دل این نیمه کافر را نمی فهمد

        خیابان ها و ماشین های سر در گم نمی دانند
        که دنیا درد انسان معاصر را نمی فهمد

        چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی
        سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

        حضور حاضر غایب که می گویند یعنی من
        غریب افتاده ای که جمع حاضر را نمی فهمد

        نمی خواهد بپرسی حال و روز واژه هایم را
        کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد


        کلیدواژه ها: , تنهایی


        امتیاز: 4.22 با رای 9 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 12:37 ق.ظ
        سلام. بسیار بسیار شعر زیبایی بود. احسنت


        چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی

        سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

        خیلی زیبا بود.
        فقط فکر میکنم نسبت دادن فعل نفهمیدن به خداوند باری تعال، نسبت روایی نباشه.
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 09:37 ق.ظ
        خیلی زیبا بود آقا سید عزیز...منم خیلی دوستش داشتم
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 10:49 ق.ظ
        سلام آقایان حاج حسینی و بیاتانی
        ممنون از لطفتون
        نوکر خدا هم هستم
        هرکسی با خدا یه جور عشق بازی می کنه...چوپان یه جور و حضرت موسی(ع) یه جور...
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 11:23 ق.ظ
        سلام آفرین
        با آقای حاج حسینی موافقم
        و البته با جناب بیاتانی
        و همچنین با شما...
        ﺳﻪشنبه, 12 دی,1391 | 07:10 ب.ظ
        با سلام...

        لذت بردم ممنون
        دوشنبه, 12 فروردین,1392 | 12:42 ق.ظ
        دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
        و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

        خیلی زیبا بود

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران
        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        ممنونم آقای موسوی
        لینک مطلب: نازنین
        سلام
        ممنونم
        شما درست میفرمایین
        از پیکرم خیلی قشنگترش میکنه
        اما قبلا این قافیه استفاده شده ولی به نظر خودمم جاش زباد جالب نیست
        انشاالله سعی میکنم ویرایشش کنم.
        واقعا ممنونم
        لینک مطلب: نازنین
        | 04:23 ب.ظ
        عشق اگر کوه است فرهادم وگرهم آتش است/من سیاووشم که آتش می چکد...

        سلام
        شاید زیباتر بشه اگه
        از پیکرم
        یا
        از باورم
        رو جایگزین کنین
        موفق باشین
        لینک مطلب: نازنین
        | 04:06 ب.ظ
        با سلام

        یا
        به احترام تو...
        بلند میشوند

        ببخشید جسارت میکنم ولی اینطوری ضربه رو آخر میزنه
        و تاثیر رو بیشتر میکنه
        لینک مطلب: روزی که بیایی
        فهرست اعضا