رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر اشعار ارسالی کاربران
        در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
        شنبه 18 آذر 1391 |   نقد و نظر: 6  | بازدید: 1097
        ارسال به دوستان چاپ مطلب

        تنهایی یک مرد شاعر

        سیدعلیرضا جعفری

        و من چقدر این شعرمو دوست دارم

        و گاهی زیرلبم زمزمه می کنم، مثل الان که...

         

        کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد
        و جاده وسعت درد مسافر را نمی فهمد

        دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
        و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

        پر از شک و یقینم بی تو ایمانی نخواهم داشت
        خدا حرف دل این نیمه کافر را نمی فهمد

        خیابان ها و ماشین های سر در گم نمی دانند
        که دنیا درد انسان معاصر را نمی فهمد

        چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی
        سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

        حضور حاضر غایب که می گویند یعنی من
        غریب افتاده ای که جمع حاضر را نمی فهمد

        نمی خواهد بپرسی حال و روز واژه هایم را
        کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد


        کلیدواژه ها: , تنهایی


        امتیاز: 4/22 با رای 9 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 12:37 ق.ظ
        سلام. بسیار بسیار شعر زیبایی بود. احسنت


        چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی

        سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

        خیلی زیبا بود.
        فقط فکر میکنم نسبت دادن فعل نفهمیدن به خداوند باری تعال، نسبت روایی نباشه.
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 09:37 ق.ظ
        خیلی زیبا بود آقا سید عزیز...منم خیلی دوستش داشتم
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 10:49 ق.ظ
        سلام آقایان حاج حسینی و بیاتانی
        ممنون از لطفتون
        نوکر خدا هم هستم
        هرکسی با خدا یه جور عشق بازی می کنه...چوپان یه جور و حضرت موسی(ع) یه جور...
        یکشنبه, 19 آذر,1391 | 11:23 ق.ظ
        سلام آفرین
        با آقای حاج حسینی موافقم
        و البته با جناب بیاتانی
        و همچنین با شما...
        ﺳﻪشنبه, 12 دی,1391 | 07:10 ب.ظ
        با سلام...

        لذت بردم ممنون
        دوشنبه, 12 فروردین,1392 | 12:42 ق.ظ
        دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
        و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

        خیلی زیبا بود

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو دفتر اشعار ارسالی کاربران

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقدو نظرترین ها

        اشعار من
        تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر
        آخرین نقد و نظرهای دفتر اشعار ارسالی
        سلام بر احسان عزیز
        درمصرع اول بیت پایانی گویا کلمه ای جاافتاده است .
        توان زیادی در گفتن شعرداری . با عبارات عامیانه و فحش گونه
        شعر صلابت خود را از دست داده است . شما بهتر از من می دانی
        که غزل یعنی عشق بازی و زیبا خواهد بود اگر از این قالب برای تغزل
        استفاده شود نه برایت خاصم . برای جنگ و دعواقالب های دیگری را انتخاب
        بفرمائید. اگر ساز نا کوک زدم بر من ببخشای
        لینک مطلب: بدرک لاشه ی خود را ببری یا نبری!
        | 05:20 ب.ظ
        ممنون از حضورتون خانم دکتر
        لینک مطلب: ای کشتگان عشق برایم دعا کنید
        خواب به چش شیعه حرومه مادر
        بگو که قبر تو کدومه مادر

        ...آفرین برادر اجرت با بیبی دوعالم....
        لینک مطلب: درد دل با بقیع
        سلام
        ممنونم جناب سهرابی
        لطف دارین
        لینک مطلب: که در وصف من واژه ی غم کم است...
        فهرست اعضا