لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 408
        ارسال به دوستان

        عاقبت در روضه ی آخر نیاوردم دوام

        میلاد عرفان پور

         

        مرگ باید سجده باشد، سجده ی پیش از قیام
        اشهدم را خوانده ام ای مرگ زیبا السّلام

        من چه دارم؟ یک دل دیوانه و یک جان مست
        می توانم رفت تا عرش خدا با هرکدام

        باید از این پس مرا در یادها پیدا کنند
        شاعرم گم کرده دل، گم کرده جان، گم کرده نام

        روز و شب با کربلا هم داستان بودم ولی
        عاقبت در روضه ی آخر نیاوردم دوام

        زندگی یعنی به روی نیزه لبخند حسین
        مرگ یعنی کاروان عاشقان در راه شام

        زندگی شعری ست محکم با ردیف مرگ من
        وای اگر این شعر با ماندن بماند ناتمام

        می روم اما بمان، ای عشق! با یاران من
        سایه ی تو بر سر سرگشتگی ها مستدام



        کلیدواژه ها: غزل, میلاد عرفان پور, مرگ, شعر دهه نود, شعر رهایی, از آخر مجلس


        امتیاز: 4 با رای 2 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        سلام آقای برقعی واقعا شعرتان سرزنده و پویاست می خواستم از شما خواهش کنم در صورت امکان اشعار ارسالی حقیر را مورد نقد خودتان قرار دهید تا از شما بیشتر بیاموزم
        لینک مطلب: باشد برای آن لحظاتی که نیستم
        | 05:25 ب.ظ
        حق مطلب رو ادا فرموديد.

        قبول باشد!
        لینک مطلب: همه عمر او یک نماز است و بس
        | 05:19 ب.ظ
        هخيلي قشنگ بود
        فقط بعضي از مضامين تكراري بود ،البته وزن وقافيه وبيان چنان گوشنواز بود كه خسته كننده به نظر نمي آمدمثلا بعضي ازابيات كلملا ساكت بودند وفقط با وزن وقافيه بازي ميكردند،البته يك بازي دلنشين!!!
        درهفت ،هشت بيت نهايي طعنه هاي خوبي نشسته بود!
        موفق ومانا باشيد 👏👏
        لینک مطلب: قصیده ی سیب زمینیّه
        | 12:46 ق.ظ
        بسيارزيبابود
        لینک مطلب: أنا البخیل و أنت الجواد ای ساقی
        | 10:01 ق.ظ
        شرح حال ماست...:(
        لینک مطلب: تا آمدم که با تو خداحافظی کنم ...