لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        شنبه 25 مهر 1394 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 665
        ارسال به دوستان

        هر كه دارد هوسش، نه! عطشش، بسم الله

        محمدعلی بهمنی


        تا گلو گريه كند، بغض فراهم شده است
        چشم ها بس که مطهّر شده، زمزم شده است

        نه فقط شاعر اين شعر عزا پوشيده ست
        غزلم نیز عزادار محرّم شده است

        ظهر داغي ست، عطش ريزي روحم گوياست
        از سرم، سايه ي طوبانفسي، كم شده است

        هر كه دارد هوسش، نه! عطشش، بسم الله
        راه عشق است و به اين قاعده ملزم شده است

        سوگواران شما، مرثيه خوان خويش اند
        بي سبب نيست كه عالم، همه ماتم شده است

         "من ملك بودم و فردوس برين" - مي داند -
        اين ملك شور كه را داشت، كه آدم شده است

        من نه مداحم و نه مرثيه سازم، امّا
        سر فراز آن كه به توفان شما خم شده است



        کلیدواژه ها: غزل, شعر مذهبی- شعر ولایی, شعر عاشورایی, محمدعلی بهمنی, محرم


        امتیاز: 4.2 با رای 5 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        سلام آقای برقعی واقعا شعرتان سرزنده و پویاست می خواستم از شما خواهش کنم در صورت امکان اشعار ارسالی حقیر را مورد نقد خودتان قرار دهید تا از شما بیشتر بیاموزم
        لینک مطلب: باشد برای آن لحظاتی که نیستم
        | 05:25 ب.ظ
        حق مطلب رو ادا فرموديد.

        قبول باشد!
        لینک مطلب: همه عمر او یک نماز است و بس
        | 05:19 ب.ظ
        هخيلي قشنگ بود
        فقط بعضي از مضامين تكراري بود ،البته وزن وقافيه وبيان چنان گوشنواز بود كه خسته كننده به نظر نمي آمدمثلا بعضي ازابيات كلملا ساكت بودند وفقط با وزن وقافيه بازي ميكردند،البته يك بازي دلنشين!!!
        درهفت ،هشت بيت نهايي طعنه هاي خوبي نشسته بود!
        موفق ومانا باشيد 👏👏
        لینک مطلب: قصیده ی سیب زمینیّه
        | 12:46 ق.ظ
        بسيارزيبابود
        لینک مطلب: أنا البخیل و أنت الجواد ای ساقی
        | 10:01 ق.ظ
        شرح حال ماست...:(
        لینک مطلب: تا آمدم که با تو خداحافظی کنم ...