لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        یکشنبه 15 دی 1392 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 336
        ارسال به دوستان

        فقط یک لحظه لبخند تو کافیست

        قاسم اردکانی

        به نام دوست

        برایم یک بغل باران بیاور
        برایم صبح بوی نان بیاور

        بیا بشکن سکوت واژه ها را
        غزل هایی پر از توفان بیاور

        طلسم سایه ها را بی اثر کن
        کمی نور از دل قرآن بیاور

        تبر بردار و بت ها رو درو کن
        برایم میوه ی ایمان بیاور

        ببار و آسمان را شستشو ده
        هوایی تازه در تهران بیاور

        دلم "از دیو و دد خیلی ملول است"
        بگرد و یک نفر "انسان" بیاور

        "هوا بس ناجوانمردانه سرد است"
        هوای گرم تابستان بیاور

        فقط یک لحظه لبخند تو کافیست
        برای دردها درمان بیاور!

        ...

        بگو از خال سیب سرخ رویت
        خبر از هند و از لبنان بیاور!



        کلیدواژه ها: غزل


        امتیاز: 5 با رای 1 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        سلام آقای برقعی واقعا شعرتان سرزنده و پویاست می خواستم از شما خواهش کنم در صورت امکان اشعار ارسالی حقیر را مورد نقد خودتان قرار دهید تا از شما بیشتر بیاموزم
        لینک مطلب: باشد برای آن لحظاتی که نیستم
        | 05:25 ب.ظ
        حق مطلب رو ادا فرموديد.

        قبول باشد!
        لینک مطلب: همه عمر او یک نماز است و بس
        | 05:19 ب.ظ
        هخيلي قشنگ بود
        فقط بعضي از مضامين تكراري بود ،البته وزن وقافيه وبيان چنان گوشنواز بود كه خسته كننده به نظر نمي آمدمثلا بعضي ازابيات كلملا ساكت بودند وفقط با وزن وقافيه بازي ميكردند،البته يك بازي دلنشين!!!
        درهفت ،هشت بيت نهايي طعنه هاي خوبي نشسته بود!
        موفق ومانا باشيد 👏👏
        لینک مطلب: قصیده ی سیب زمینیّه
        | 12:46 ق.ظ
        بسيارزيبابود
        لینک مطلب: أنا البخیل و أنت الجواد ای ساقی
        | 10:01 ق.ظ
        شرح حال ماست...:(
        لینک مطلب: تا آمدم که با تو خداحافظی کنم ...