لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        شنبه 28 تیر 1393 |   نقد و نظر: 1  | بازدید: 670
        ارسال به دوستان

        گمانم لیله ی قدر است و لیلا تا سحر بیدار

        قاسم اردکانی

        قلم را شستشو دادم میان اشک و خون امشب
        زدم دل را به یاد تو به دریای جنون امشب

        نوشتم: "با دل و جان از خودم دل کنده ام دیگر"
        نوشتم ابتدا انّا الیه راجعون امشب

        به جای من نوشتم تو، بجای تو نوشتم من
        نمی دانم چرا شد واژه هایم واژگون امشب

        سپس در خواب شیرینم تو را دیدم که می آیی
        و با یک تیشه افتادم به جان بیستون امشب

        تو می تابی و می کوبیم بر سنگی سر خود را
        من و امواج بی تاب خلیج نیلگون امشب

        گمانم لیله ی قدر است و لیلا تا سحر بیدار‎‎
        چه خواهد کرد با این دل، جنون امشب جنون امشب‎...

         



        کلیدواژه ها: غزل, شعر عارفانه, شعر عاشقانه, قاسم اردکانی, شعر دهه نود


        امتیاز: 3 با رای 1 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        شنبه, 28 تیر,1393 | 01:00 ب.ظ
        قلم را شستشو دادم میان اشک و خون امشب...

        سلام و نور
        طیب الله انفاسکم

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        سلام آقای برقعی واقعا شعرتان سرزنده و پویاست می خواستم از شما خواهش کنم در صورت امکان اشعار ارسالی حقیر را مورد نقد خودتان قرار دهید تا از شما بیشتر بیاموزم
        لینک مطلب: باشد برای آن لحظاتی که نیستم
        | 05:25 ب.ظ
        حق مطلب رو ادا فرموديد.

        قبول باشد!
        لینک مطلب: همه عمر او یک نماز است و بس
        | 05:19 ب.ظ
        هخيلي قشنگ بود
        فقط بعضي از مضامين تكراري بود ،البته وزن وقافيه وبيان چنان گوشنواز بود كه خسته كننده به نظر نمي آمدمثلا بعضي ازابيات كلملا ساكت بودند وفقط با وزن وقافيه بازي ميكردند،البته يك بازي دلنشين!!!
        درهفت ،هشت بيت نهايي طعنه هاي خوبي نشسته بود!
        موفق ومانا باشيد 👏👏
        لینک مطلب: قصیده ی سیب زمینیّه
        | 12:46 ق.ظ
        بسيارزيبابود
        لینک مطلب: أنا البخیل و أنت الجواد ای ساقی
        | 10:01 ق.ظ
        شرح حال ماست...:(
        لینک مطلب: تا آمدم که با تو خداحافظی کنم ...