رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        پنجشنبه 11 آبان 1391 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 2868
        ارسال به دوستان چاپ مطلب

        ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود

        علیرضا قزوه

        ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود
        ابرهای خونْ فشان نینوا، اشک های حضرت امیر بود

        بعد از آن فتوت همیشه سبز، برکت از حجاز و از عراق رفت
        هر چه دانه داشتند سنگ شد، پشت هر بهار، صد کویر بود

        بعد مکه و مدینه، دام شد، کوفه صرف عیش و نوش شام شد
        آفتابِ سربلندِ سایه سوز، در حصارِ نیزه ها اسیر بود

        الامان ز شام، الامان ز شام، الامان ز درد و غربت امام
        شام بی مروّت غریب کش، کاش کوفه ی بهانه گیر بود

        هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه! بی پدر شدید
        این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود

        کربلا به اصل خود رسیدن است، هر چه می روم به خود نمی رسم!
        چشم تا به هم زدم چه دور شد، تا به خویش آمدم چه دیر بود!


        کلیدواژه ها: غزل, شعر مذهبی- شعر ولایی, علیرضا قزوه, شعر عاشورایی, شعر علوی, سوره ی انگور, کربلا, کوفه, شام, محرم, غدیریه


        امتیاز: 4.25 با رای 4 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        با مرغِ سحر میل به سازش دارد
        با سبزه و گل، ناز و نوازش دارد
        با آن که زمین سپیدپوش است هنوز
        "اسفند" به "نوروز" گرایش دارد ( داوود خانی لنگرودی )
        لینک مطلب: بهار اوّلِ اسفند مي رسد از راه
        حرفی ندارم...
        بسیار زیبا...
        لینک مطلب: این سال ها که بی خبر از حال مادر است...
        بسیار عالی بود .
        لینک مطلب: من با تمام خانه منتظرم...
        می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
        خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود
        ...
        روحشان شاد
        لینک مطلب: تو دلت را جای من بگذار! شاعر می‌شود
        قشنگ بود...
        لینک مطلب: دزد دیروزیِ ما شد خوش نام...