رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        يکشنبه 27 فروردين 1391 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 1085
        ارسال به دوستان چاپ مطلب

        تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

        فاضل نظری

        نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
        که زخم های دل خون من علاج نداشت

        تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم
        که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت

        منم! خلیفه ی تنهای رانده از فردوس
        خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

        تفاوت من و اصحاب کهف در این بود
        که سکه های من از ابتدا رواج نداشت

        نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم
        چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت


        کلیدواژه ها: غزل, فاضل نظری, گریه های امپراتور


        امتیاز: 4.5 با رای 2 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        کثرت پیغمبران هم علتش جهل شماست
        ورنه پیغام خدا را یک پیام آور بس است
        بسیار عولی .قبول باشد .
        لینک مطلب: آی پیغمبر کشان توهین به پیغمبر بس است
        عالی بود...
        لینک مطلب: آن همه اشک شوق علت داشت، نامه ی عاشقانه ات آمد
        با بیت آقای هادوی موافقم...
        لینک مطلب: نوري «امين» نشسته در آغوش «آمنه»
        خداوند روح ایشان را غریق رحمت و نعمت بگرداند ان شاءالله.
        لینک مطلب: تمام هستی خود را گریستم چون ابر
        "من مولوی ام! ترسم از آن است مرا شمس
        پیدا کند آنگاه که دیگر نفسی نیست"
        **
        بسیار عالی ست
        لینک مطلب: امروز که دل بسته ی خاکم قفسی نیست