رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        یکشنبه 27 فروردین 1391 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 1714
        ارسال به دوستان

        تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

        فاضل نظری

        نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
        که زخم های دل خون من علاج نداشت

        تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم
        که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت

        منم! خلیفه ی تنهای رانده از فردوس
        خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

        تفاوت من و اصحاب کهف در این بود
        که سکه های من از ابتدا رواج نداشت

        نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم
        چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت


        کلیدواژه ها: غزل, فاضل نظری, گریه های امپراتور


        امتیاز: 4.5 با رای 2 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        | 12:11 ق.ظ
        بسی خوووب است
        لینک مطلب: چادرت را بتکان قصد تیمم داریم
        | 06:24 ب.ظ
        سلام و ارادت
        بله اشکال داره
        لینک مطلب: آفرید از گل و آیینه و لبخند تورا
        | 07:59 ق.ظ
        سلام و تحیت

        به نظرتون قافیه این شعر اشکال نداره؟

        در کلمات: لبخند، آکند، خرسند و خداوند، حروف "ند" جزء حروف اصلی کلمه هستند ولی در کلمات: نوشتند، سرشتند، شکستند و هستند، حروف "ند" جزء حروف الحاقی است که ظاهرا تکرار آن در حکم تکرار قافیه است و به نظر می‌رسد چهار بار تکرار آن صحیح نباشد!
        لینک مطلب: آفرید از گل و آیینه و لبخند تورا
        :))
        لینک مطلب: مي رسد بهار و من بي شكوفه ام هنوز
        | 04:28 ب.ظ
        احمد می گه بابا این دو تا قافیه ی بهار داره. مگه غلط نیست؟
        هیچی نمی گم
        می گه آها، بهش می گن ردالقافیه
        می گم نه
        می گه پس غلطه؟
        هیچی نمی گم
        می گه آها چون آقای قزوه س اشکالی نداره

        (ناگفته نمونه که آقای قزوه شاعر محبوب احمده)
        لینک مطلب: مي رسد بهار و من بي شكوفه ام هنوز