رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        یکشنبه 27 فروردین 1391 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 1356
        ارسال به دوستان چاپ مطلب

        تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

        فاضل نظری

        نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
        که زخم های دل خون من علاج نداشت

        تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم
        که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت

        منم! خلیفه ی تنهای رانده از فردوس
        خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

        تفاوت من و اصحاب کهف در این بود
        که سکه های من از ابتدا رواج نداشت

        نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم
        چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت


        کلیدواژه ها: غزل, فاضل نظری, گریه های امپراتور


        امتیاز: 4/5 با رای 2 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        | 10:03 ب.ظ
        زیبا سرودید بزرگوار.ماجور باشید.
        لینک مطلب: رسیدم تا به نیشابور فهمیدم مسلمانم
        | 12:38 ب.ظ
        زیبا سرودید بزرگوار.ماجور باشید.
        لینک مطلب: این دشت در حدیث «طریق الرضّا»ی ماست
        | 01:30 ب.ظ
        خیلی زیبا بود.احسنت بر شما.ماجور باشید.
        لینک مطلب: چترم ، کلاهم ، عینکم ، بارانی ام جا ماند
        | 12:03 ب.ظ
        خیلی زیبا بود بزرگوار. ماجور باشید.
        لینک مطلب: صداي پاي تو «شيراز» را «خراسان» کرد
        | 08:35 ب.ظ
        ماجور باشید بزرگوار.خیلی زیبا سرودید.
        لینک مطلب: شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید