لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        ﺳﻪشنبه 05 اردیبهشت 1391 |   نقد و نظر: 7  | بازدید: 6844
        ارسال به دوستان

        رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود/ زنی ملازم دستاس خیره بر در بود

        حسن بیاتانی

        ما عشق را پشت در این خانه دیدیم/ زهرا در آتش بود حیدر داشت می سوخت

         

        http://telkalayyam.persiangig.com/.vP8hGkUk2F/910116-sherkhani-hasan%20bayatani1%20%282%29.mp3


          رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود
        زنی ملازم دستاس خیره بر در بود

        ...

         

         



        کلیدواژه ها: حسن بیاتانی, شعر مذهبی- شعر ولایی, غزل مثنوی, شعر فاطمی


        امتیاز: 4.62 با رای 34 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        پنجشنبه, 07 اردیبهشت,1391 | 12:11 ق.ظ
        سلام و خسته نباشید. یادم نمی ره اولین باری که شنیدم این شعر رو ... حال خاصی بود...
        چهارشنبه, 20 اردیبهشت,1391 | 03:43 ب.ظ
        سلام حاج حسن با صفا
        بسیار زیبا بود هم غزلمثنوی و هم اجرا. حال کردم.
        ما را گریان کردی خدا گریانت کند! ان شاءالله
        به امید زیارتتان.
        پنجشنبه, 21 اردیبهشت,1391 | 12:18 ب.ظ
        به یادش و به یاریش

        کنار باغچه زن داشت ربّنا می کاشت
        برای تک تکِ همسایه ها دعا می کاشت........

        نَفَسْ نَفَس تان را "شنیدم"؛ بغض کردم
        نفس نفس تان را "نوشتم"؛ گریستم
        نفس نفس تان را "خواندم"؛ نَفَسم گرفت و به نَفَس نفس افتادم
        آری! این سه قدم را در کوچه ی غریب شعرِ فاطمی تان برداشتم. به تهِ کوچه نرسیده، دوباره آغازش کردم و باز قدم اول، قدم دوم، قدم سوم...
        بیش از این سه قدم را توانِ برداشتنم نبود ، نه کوچه به انتها می رسید و نه قصه را جرأت به سر رسیدن و نه من را رویی برای عبور.
        کوچه به انتهایش رسید.
        قصه می رود بگرید یکی نبودش را.
        و من هنوز اندر خم کوچه پس کوچه های بی لیاقتی ام گیر کرده ام.
        راستی؟!
        راستی اما به چه حالی تو از آن کوچه گذشتی؟!
        ***********
        با عرض سلام و ادب
        بی کشش، کوشش عاشق به مقامی نرسد/ فارغ از سعی بود سالک اگر مجذوب است(صائب)
        اگر کشش نکند جذبه ی عنایت تو / چه سود کوشش آشفتگان شیدایی(منتسب به منصور حلاج)

        خوشا لیاقت و کوشش تان که کشش الهی شد هدیه تان
        و کشانید شما را از کمرکشِ کوهْ کوچه ای، بالـای بالا

        عنایت حضرت فاطمه(س) در همه ی کوچه پس کوچه های زیستن تان، همراه تان
        التماس دعا که نرویم به بن بست ها
        پنجشنبه, 05 مرداد,1391 | 12:04 ب.ظ
        صدای پا که می آمد تو پشت در بودی
        به یاد در زدن هرشب پدر بودی ...

        صدای پا که می آید علی ست شاید نه ...
        همیشه پشت در اما کسی که باید نه ...

        سلام
        چقدر خوبه این شعرتون
        چقدر دوست دارم این شعرو ..
        ﺳﻪشنبه, 31 مرداد,1391 | 07:07 ق.ظ
        سلام.
        با اجازه آقای بیاتانی :)
        ...
        آقای بیاتانی عزیز در همان جلسه همان شب این غزل زیباشون رو هم خوندن:
        ابری ست کوچه کوچه دل من خدا کند
        نم نم غزل ببارد و طوفان به پا کند
        دوستان میتونن فایل صوتی این شعرو از آدرس زیر دانلود کنن:
        http://nayeney.ir/post-16.aspx
        دوشنبه, 20 شهریور,1391 | 02:38 ب.ظ
        سلام حسن آقای عزیز
        بسیار زیبا
        آفرین به ذوق و طبع شما
        یا علی
        چهارشنبه, 13 اسفند,1393 | 10:37 ب.ظ
        سلام آقای بیاتانی
        من تازه این شعر رو خواندم
        فوق العاده بود
        واقعا خدا قوت...
        طیب الله

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        سلام آقای برقعی واقعا شعرتان سرزنده و پویاست می خواستم از شما خواهش کنم در صورت امکان اشعار ارسالی حقیر را مورد نقد خودتان قرار دهید تا از شما بیشتر بیاموزم
        لینک مطلب: باشد برای آن لحظاتی که نیستم
        | 05:25 ب.ظ
        حق مطلب رو ادا فرموديد.

        قبول باشد!
        لینک مطلب: همه عمر او یک نماز است و بس
        | 05:19 ب.ظ
        هخيلي قشنگ بود
        فقط بعضي از مضامين تكراري بود ،البته وزن وقافيه وبيان چنان گوشنواز بود كه خسته كننده به نظر نمي آمدمثلا بعضي ازابيات كلملا ساكت بودند وفقط با وزن وقافيه بازي ميكردند،البته يك بازي دلنشين!!!
        درهفت ،هشت بيت نهايي طعنه هاي خوبي نشسته بود!
        موفق ومانا باشيد 👏👏
        لینک مطلب: قصیده ی سیب زمینیّه
        | 12:46 ق.ظ
        بسيارزيبابود
        لینک مطلب: أنا البخیل و أنت الجواد ای ساقی
        | 10:01 ق.ظ
        شرح حال ماست...:(
        لینک مطلب: تا آمدم که با تو خداحافظی کنم ...