رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر

        سعید بیابانکی

        صفحه 1 از 14ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها   
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        هردم ای آئینه با آهت دل عالم گرفت

        خون به جای اشک از زنجیر دستانت چکید
        پا به پای تو در و دیوار زندان گریه کرد

        از شکوه تو زن آوازه خوان لکنت گرفت
        با نوای ربنای تو نگهبان گریه کرد

        تازیانه خط به خط بر پیکرت مقتل نوشت



        خیلی خوب. احسنت. قبول باشه ان شاءالله
        لینک مطلب: تازیانه خط به خط بر پیکرت مقتل نوشت
        | 02:38 ب.ظ
        سلام و عرض ادب .خیلی زیبا سرودید بزرگوار . ماجور باشید و برقرار.
        لینک مطلب: سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز
        با عرض سلام و خسته نباشید

        این جانب هیچ نظری ندارم. داشتم ازینجا رد می شدم دیدم شولوغه گفتم شاید نذری میدن.
        مارو که تو جمع آیات راه نمیدن. ما هم اعتصاب کردیم دیگه نه دعوا راه میندازیم نه تو دعواها شرکت می کنیم.

        فلذا سپاس
        لینک مطلب: اين چندمين بار است حاجي مکه بودي؟!
        | 04:43 ب.ظ
        سلام و صد سلام جون من خودتی حاج رضا؟ یا غیر شاعری با پروفایل شما مینویسه؟

        چه فاجعه ای برادر؟ اصلا کار شعر همینه که از واژه ها استفاده مجازی و استعاری بکنه

        اگه معانی واژه ها مقدس باشن که اصلا ادبیات یعنی کشک!

        فاجعه در اون آدم اتفاق افتاده اون آدما هستن که واژه رو به گند کشیدن

        در شعر حافظ هم پر از همین استفاده هاست امام شهر و فقیه و.. که دی مست بود و فتوا داد

        یا صوفی شهر که لقمه شبهه میخورد (با توجه به اینکه واژه مثبتی بوده)

        یا می خور که شیخ و حافظ و مفتی و حتسب


        اصلا ادبیات با تقدس معنایی واژه ها بی معناس آدم ها باید پاسدار معانی واژه ها و اسما باشن


        مگر اینکه آقای امیری اسفندقه والاتر از حافظ باشن!


        خیلی مخلصیم

        یکی بیاد ما رو جدا کنه!!!!!!!!!!!!
        لینک مطلب: اين چندمين بار است حاجي مکه بودي؟!
        سلام خیال جان.

        من برداشت نکردم منظور ایشون از حاجی، روحانی بوده؟!!؟ مثالی که آوردم به خاطر وجه تشابهش بود...

        کل حرفم اینه به قول آقای امیری اسفندقه، شاعر اجازه نداره تقدس یک واژه رو کمرنگ کنه یا از بین ببره.
        اتفاقا اگه "حاجی" شده یه نماد یه آدم ریا کار، فاجعه ی ادبیاتی رخ داده.
        حاجی در واژه یعنی "کسی که به حج (زیارت خانه خدااا) رفته" حالا ما بیایم توی ادبیات این واژه ی مقدس رو بکنیم نماد یک واژه منفی؟!!!!!
        به نظرم بر فرض اینکه چنین نمادی وجود داره، وظیفه ی شاعر اینه که اینقدر شعر بر تقدس حاجی بگه که این واژه رو به معنای واقعیش برگردونه.
        صیانت از حقوق واژه ها یکی از مهم ترین مسئولیت های شاعره... اینو جدی عرض کردم.

        و بنده حقیر با این که شاعر مختاره از زاویه دید خودش نقد کنه، موافق نیستم. شاعر باید زبان حق باشه، باید زبان دین باشه، باید زبان دغدغه های انسانی اسلامی باشه... و ناقد هم باید از همین زاویه نقد کنه.
        اینکه به خانم بشری موحد عرض کردم از شما بعیده، چون من اشعار ایشون رو دنبال میکنم. سطح زبانی و مضمونی اشعار ایشون واقعا بالاست و شخصا از خوانش اشعارشون لذت میبرم. حس کردم سطح این شعر پایین تره...
        لینک مطلب: اين چندمين بار است حاجي مکه بودي؟!