رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        دفتر مجازی شعر
        شنبه 01 تیر 1392 |   نقد و نظر: 1  | بازدید: 1489
        ارسال به دوستان

        ابرها هنوز روی حرف آفتاب حرف می زنند

        محمد حسین نعمتی

        نیستی و سالهاست
         دانه های برف
        این مسافران بی قرار ابرها
        با علامت سوال چترها
                                مواجه اند

        نیستی و کودکانمان
        -با کمان-
        قاب آفتاب را نشانه رفته اند

        آسمان
        غیر جای خالی
                 پرندگان مرده را
                                نشان نمی دهد

        هیچکس برایمان
        "دست دوستی
                    تکان نمی دهد"

        نیستی و
        موجها هنوز
        سنگ خاک را
                   به سینه می زنند

        ابرها هنوز
               روی حرف آفتاب
                             حرف می زنند 


        کلیدواژه ها: شعر نو نیمایی, محمدحسین نعمتی


        امتیاز: 5 با رای 2 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        یکشنبه, 02 تیر,1392 | 12:35 ق.ظ
        احسنت .......

        ارسال نقد و نظر جدید

        تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
        جستجو در دفتر مجازی اشعار

        تازه ها

        پربازدیدترین ها

        پر نقد و نظرترین ها

        فهرست تگ ها

        فهرست شاعران

        کلمات کلیدی

        کتاب شعر

        قالب

        تاریخ سرایش شعر

        بایگانی تاریخی

        آخرین نقد و نظرهای دفتر مجازی
        | 12:11 ق.ظ
        بسی خوووب است
        لینک مطلب: چادرت را بتکان قصد تیمم داریم
        | 06:24 ب.ظ
        سلام و ارادت
        بله اشکال داره
        لینک مطلب: آفرید از گل و آیینه و لبخند تورا
        | 07:59 ق.ظ
        سلام و تحیت

        به نظرتون قافیه این شعر اشکال نداره؟

        در کلمات: لبخند، آکند، خرسند و خداوند، حروف "ند" جزء حروف اصلی کلمه هستند ولی در کلمات: نوشتند، سرشتند، شکستند و هستند، حروف "ند" جزء حروف الحاقی است که ظاهرا تکرار آن در حکم تکرار قافیه است و به نظر می‌رسد چهار بار تکرار آن صحیح نباشد!
        لینک مطلب: آفرید از گل و آیینه و لبخند تورا
        :))
        لینک مطلب: مي رسد بهار و من بي شكوفه ام هنوز
        | 04:28 ب.ظ
        احمد می گه بابا این دو تا قافیه ی بهار داره. مگه غلط نیست؟
        هیچی نمی گم
        می گه آها، بهش می گن ردالقافیه
        می گم نه
        می گه پس غلطه؟
        هیچی نمی گم
        می گه آها چون آقای قزوه س اشکالی نداره

        (ناگفته نمونه که آقای قزوه شاعر محبوب احمده)
        لینک مطلب: مي رسد بهار و من بي شكوفه ام هنوز