لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        یک شعر، یک نکته
        جمعه 11 بهمن 1392 |   نقد و نظر: 1  | بازدید: 824
        ارسال به دوستان

        تداعی معانی در میان شبکه ی تناسب های زبانی و تاریخی

        سیدمهدی حسینی

        تداعی معانی یا همخوانی، در روان شناسی و ادبیات بر سه اصل مجاورت، شباهت و تضاد استوار است. با این شیوه است که راه برای انواع تشبیهات، پارادوکس ها و تضادها و نقیضه سازی ها و حتی ایهام ها در شعر برای شاعر خلاق هموار می شود.

        انسیه سادات هاشمی

         

        مردِ جوان دارد وصيت مي‌نويسد

        مي‌گريد و ذکر مصيبت مي‌نويسد

        دنيا براي رحمت او جا ندارد

        آه اين غريب از رفع زحمت مي‌نويسد

        از شرح حال خود سخن مي‌راند اما

        انگار در توصيف غربت مي‌نويسد

        کاتب ندارد اين امير از بس که تنهاست

        از دردِ خود در کنج خلوت مي‌نويسد

        غربت درِ اين خانه را از پشت بسته است

        مهمان ندارد؛ جاي صحبت، مي‌نويسد

        خمس و زکات شيعيان را مي شمارد

        سهم فقيران را به دقت مي‌نويسد

        در چند خط مي‌گويد از حج و ثوابش

        اين بند را با اشک حسرت مي‌نويسد

        پيش از نمازِ واپسينش رو به قبله

        از خاطراتش چند رکعت مي‌نويسد

        زندان به زندان با نماز و روزه و عشق

        دربان به دربان درسِ عبرت مي‌نويسد

        حتي براي خشم شيرانِ درنده تداعی های

        با چشم‌هايش از محبت مي‌نويسد

        بعد از شکايت از جفاي اين زمانه

        در سر رسيد فصل غيبت مي‌نويسد ـ

        من زود دارم مي‌روم اما ميايم

        با احتياط از رازِ رجعت مي‌نويسد

        مي‌نوشد آب و ياد اجدادش مي‌افتد

        با رعشه از آزار شربت مي‌نويسد

        سر را به پاي طفل گندمگون نهاده است

        بر طالعش حکم امامت مي‌نويسد

        فردا خليفه بر درِ اين خانه با زهر

        از مرگِ او جاي شهادت مي‌نويسد

        بازارهاي سامرا خاموش و گريان

        بر در حديثِ حفظِ حرمت مي‌نويسد

        با دست‌هاي کوچکش يک طفلِ معصوم

        نام پدر را روي تربت مي‌نويسد

         

        تداعی معانی در میان شبکه تناسب های زبانی و تاریخی

        یکی از شگردهای مهم در شعر ولایی و بویژه در شعر هیئت، بهره گیری از تلمیحات و اشارات تاریخی است. این نوع رفتار اگر شاعرانه، غیرمستقیم و به شکل موجز و تلگرافی باشد، عیار شعر را بالا برده کلنجار هنری را در ذهن مخاطب دوچندان می کند و همین امر، زیبایی شعر را مضاعف می سازد.

        حال پرسش این است که راز زیبایی این نوع اشعار چیست؟  پاسخ کوتاه و ساده است: شگرد تداعی معانی با شبکه  سازی معانی و رعایت تناسب های تاریخی، تلمیحی و زبانی. 

        لازم به ذکر است، تداعی معانی هرچد نوعی شگرد شاعرانه است اما در کتاب های بدیع از آن یاد نشده است؛ فقط دکتر شفیعی کدکنی در موسیقی شعر و نیز دکتر وحیدیان کامیار در مقدمه کتاب زیباشناسی بدیع از دیدگاه زیباشناسی از آن یاد کرده اند؛ با این حال، در شعر شاعران دیروز به ویژه در شعر حافظ و برخی شاعران امروز علی الخصوص مرحوم امین پور و سیدحسن حسینی این شگر جایگاه ویژه ای یافته است.

        مثلاً در بیت:

        شرح شکن زلف خم اندر خم جانان

        کوته نتوان کرد که این قصه دراز است!

        حافظ، با تغییر شبکه تناسب بیانی ساده ای که در سنت های ادبی وجود دارد( زلف، درازی) شرح قصه شکن زلف را دراز می داند نه خود زلف را؛  بدین ترتیب، ذهن خلاق شاعر، مضمونی بدیع می آفریند که تداعی درازی زلف، بخشی از آن است.

        تداعی معانی یا همخوانی، در روان شناسی و ادبیات بر سه اصل مجاورت، شباهت و تضاد استوار است. با این شیوه است که راه برای انواع تشبیهات، پارادوکس ها و تضادها و نقیضه سازی ها و حتی ایهام ها در شعر برای شاعر خلاق هموار می شود.

        در شعر مورد بحث نیز شاعر با بهره گیری از عناصر زمانی و مکانی( مجاورت) که به زندگانی حضرت امام حسن عسکری(ع) مرتبطند، به تداعی موضوع در ذهن مخاطب می پردازد و با این شیوه خود را از بحران موضوع و محتوا که همه شاعران در باره شعر ولایی به ویژه در باره حضرت امام حسن عسکری(ع) با آن درگیرند- خود را رهایی می بخشد  در این راه، انتخاب ردیف خاص، راه را برای نیل به این هدف شاعرانه هموار کرده است.

        برخی کلمات و عبارات که تداعی گرند عبارتند از: مردجوان، حج و اشک حسرت، آب و رعشه دست، شیران درنده، و...

        نباید ساده اندیشانه، هنر شعر را به چیدن تلمیحات در شعر محدود ساخت. نوع مواجهه با عناصر تاریخی و انتخاب نوع کاربرد در این مسیر مهم است؛ شاعر با هوشیاری، زبان ساده را بجای زبان هنری انتخاب کرده است چراکه اولاً، بیان ایهام وار و بازسازیهای هنری از صمیمیت شعر می کاهد و ثانیاً،  شاعر را در ورطه تکلف و تصنع  معلق می سازد و ثالثاً ، شاعر بخوبی می داند که بازسازی های هنری برای عرصه هایی است که پشتوانه هایی از تجربه های ماندگار و راهگشا پیش روی او باشد نه برای موضوعاتی که در آن با فقر مضمون روبروست...

        روایت خطی( که شعر را از رسیدن به هندسه و ساختار اصلی غزل امروز دور داشته است) ، زبان دستورمند و ساده، اطناب ( که درکنار بیان تداعی گر و موجز، نوعی نقص به شمار می رود )، درونی سازی پیام و پرهیز از شعار(دنيا براي رحمت او جا ندارد )، رعایت ظرافت های زبان امروز و دخیل کردن آن در شعر (در سر رسيد فصل غيبت مي‌نويسد) از دیگر ویژگی های این شعر است.

         



        کلیدواژه ها:


        امتیاز: 5 با رای 2 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        نقد و نظرها:

        چهارشنبه, 16 بهمن,1392 | 11:00 ب.ظ
        سلام
        مطلب مفیدی بود...سپاسگزارم.
        بنظرم چیزی که بسیار به شاعر کمک کرده، روایتگری است.(دانای کل) انتخاب ردیف می نویسد نیز به این نکته کمک کرده است.
        یه فرموده شما شاعر موضوعی را برگزیده که با فقر مضمون روبرو نیست. اما اگر دقت کرده باشید شاعر به موضوعات تاریخی چندانی درباره امام اشاره نکرده است اما شیوه بیان به گونه ای است که گویی شاعر از همه جریانات تاریخی بااطلاع است و چون از همان بیت اول احساسات مخاطب را درگیر می کند دیگر خواننده مستندات تاریخی را در شعر جستجو نمی کند.

        ارسال نقد و نظر جدید

        نام

        ایمیل

        وب سایت