لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
        ورود به سایت / ثبت نام

        ثبت نام

        ورود به سایت

        یک شعر، یک نکته
        شنبه 19 بهمن 1392 |   نقد و نظر: 0  | بازدید: 1015
        ارسال به دوستان
        کو آن بلند آوازگی ها؟  درباره مثنوی فاخر « هجرت» اثر استاد علی معلم

        کو آن بلند آوازگی ها؟ درباره مثنوی فاخر « هجرت» اثر استاد علی معلم

        سیدمهدی حسینی

          زبان فخیم، استوار و باشکوه که برگرفته از سبک باشکوه خراسانی است، درست مثل رفتار اخوان ثالث در شعر نیمایی -        آمیختگی حماسه با عرفان در مثنوی ، نیز پیوند غنا و عرفان در غزلیات -        باستان گرایی و کاربرد واژه های مهجور -        کاربرد اوزان بلند در قالب مثنوی و شکستن تابوی محدو...
         

        کو آن بلند آوازگی ها؟

        در باره مثنوی فاخر « هجرت» اثر استاد علی معلم

         

        جمله ای از استاد خرمشاهی در ذهنم نقش بسته  در باره کتاب خوانی با این مضمون که: به جای این که کتاب های زیادی بخوانیم یک چند، کتابی را چند بار بخوانیم... دامنه این جمله تأثیرگذار به این نوشته هم کشیده شده است؛ به چند دلیل: یک، این که ایام الله دهه فجر 57 را مرور می کنیم و چه لذتی برای شاعر بهتر از شعر انقلاب خواندن؟ دو  این که، چه شعری بهتر از مثنوی انقلاب استاد علی معلم، یعنی « هجرت» ؟ 

        اما من برای مرور شعر استاد علی معلم دلایل دیگری نیز دارم که از همه مهم تر « بحران غزل سرایی » امروز است! بر این تعبیر تأکید دارم و ان شاء الله  در جای خود بحث خواهم کرد و فقط به این نکات بسنده می کنم:

        -        غزل گفتن ( به تعبیردقت کنید) برای عده ای از ما عادت شده است نه چیز دیگر...

        -        گرایش به فرم

        -        فرار از محتوا و مضمون یابی  

        -        تکرارهای ملال انگیز

        -        ....

        به نظرم شاعران امروز می توانند در این بحران به پیشینه شعر و رفتار شاعران پیش از خود بیندیشند و به الگوهای لازم دست یابند. به نظر می رسد شعر استاد علی معلم و رفتار شعری او در دهه 50 الگویی تمام عیار است؛ چراکه زبان و شیوه بیان او نسبت به شاعران جریان ساز در ادب پاسی برای ما بعیدالعهد و دور از دسترس نیست.

        استاد علی معلم را با مثنوی های او می شناسیم؛ جهت یادآوری شاعران جوان -که شاید فقط شعر ایشان را در کتاب درسی خوانده باشند- لازم است به نکاتی در باره شعر وی اشاره کنم تا بتوانم بهتر، مخاطبان این نوشته را با موضوع اصلی بحث همراه کنم.

        شعر استاد معلم( در کاربرد مکرر این عنوان، تأمل و قصد دارم!) مجموعه ای درهم تنیده از این ویژگی هاست:

        -        زبان فخیم، استوار و باشکوه که برگرفته از سبک باشکوه خراسانی است، درست مثل رفتار اخوان ثالث در شعر نیمایی

        -        آمیختگی حماسه با عرفان در مثنوی ، نیز پیوند غنا و عرفان در غزلیات

        -        باستان گرایی و کاربرد واژه های مهجور

        -        کاربرد اوزان بلند در قالب مثنوی و شکستن تابوی محدودیت وزن در این قالب

        -        برجسته سازی موسیقایی در مثنوی و کشف ظرفیت های تازه آن مثل: ترجیع سازی ، تنوع و غنابخشی در موسیقی کناری و....

        -        برجسته سازی عنصر اندیشه با حفظ مرزهای هنر شعری

        -        توجه به روش نیما در عرصه نوآوری در زبان، با آن که به قالب نیمایی روی خوش نشان نداد

        -        تغییر موتیوهای مثنوی، کنارگذاشتن قید « منظومه سرایی»

        -        تنوع شیوه بیان و هنرنمایی های شاعرانه با کاربرد انواع شگردهای بیانی

        -        ظرفیت سازی شعر دینی و راه گشایی برای شاعران متعهد و انقلابی

        به نظرم هریک از گزینه های  بالا یک انگیزه تازه برای مرور شعر استاد معلم در ما ایجاد می کند؛ اما مطمئنم بسیاری بر این سخن خرده خواهند گرفت! اما پیشنهاد می کنم جمله استاد خرمشاهی را مرور کنیم و سپس از خود بپرسیم آیا به وظیفه خود در قبال «بحران شعر» عمل کرده ایم؟

         استاد معلم در دهه 50 در برابر بحران محتوای دینی در شعر معاصر قد علم کرد و همپای شاعران دیگر از جمله مرحوم طاهره صفارزاده و مرحوم آیت الله بهجتی (شفق) شعری اجتماعی-سیاسی- اعتقادی و در عین حال هنری ارائه نمود. امروزه عده ای بر طبل بی هویتی شعر می کوبند، شعر پایداری  و بیداری را نادیده می گیرند، و... در کنار این حقیقت تلخ،  ما نیز از بس در پی شعر «کنگره پسند» و «جشنواره گرا» نفس زنان می دویم به سر می افتیم و ....  بپذیریم در این سالها  از آبشخورهای مناسب چندان بهره نگرفته ایم! حتی با حسن حسینی ها و قیصر امین پورها هم بخوبی اخت نشده ایم...

        در این نوشته قصد بدگویی یا عقده گشایی ندارم بلکه فقط بر حسب وظیفه معلمی ام بر خود لازم دیدم به دوستان شاعرم یادآوری کنم نباید به بهانه نوآوری و به روز بودن، از شعر بزرگان عصر خود غافل بود. مثنوی استاد معلم هنوز تازگی دارد، هنوز برای شعر ما راه گشاست و پس از گذشت سه دهه از نشر آن هنوز ابعاد کشف ناشده ای دارد!

        بزرگ ترین ظلم به شعر استاد معلم این بود که برخی از ناقدان دائم در نقدها یشان از زبان شعر ایشان بد گفتند و ما را از زیبایی های شعر او دور داشتند! مثلاً فردی در تحلیل شعر استاد معلم آورده بود که سنگینی زبان او باعث شد 25 سال شعر او پشت سد چاپ مجدد بماند!

        و شاید بی مهری ما با شعر اوست که ایشان را وادار به وداع با دنیای شعر ما می کند:

        رفتیم و عشق را به رقیبان گذاشتیم

        رفتیم و داغ بر دل هجران گذاشتیم

        در ما نبود طاقت سوز و گداز عشق

        این سوز و این گداز به ایشان گذاشتیم

         

        امیدوارم مرور مثنوی معروف و ماندگار «هجرت» او، مخاطبان گرامی و نکنه سنج را اندکی از فضای سنگین حواشی شعر کنگره پسند دور داشته، به تأمل در شعر او و کشف زوایای پنهان آن برانگیخته باشد...

        استاد علی معلم در این مثنوی ابتدا به تحلیل حرکت انبیا می‌پردازد و این رفتارها را با منطقی قوی و لطیف نوعی هجرت می‌نامد. سپس حرکت امام خمینی «ره» را با توجه به این مقدمه تحلیل می‌کند و از آن به عنوان هجرتی در ادامه‌ی حرکت انبیا در راستای تکامل روح انسان یاد می‌کند. بیان حماسی، معرفی مفهوم ولایت  و ستایش شخصیت امام «ره» و دعوت به بیداری و همراهی با ولایت از ویژگی های این مثنوی است.

        با هم بخشی از این شعر را مرور کنیم:

         

        این فصل را با من بخوان، باقى فسانه است

         

        هنگامه میعاد خونینى دوباره است
        باور كن، اینك رجعت سرخ ستاره است
        بوم سیاه شب‏سُرا را پر بریدند
        شب را به تیغ فجر خونین سر بریدند
        در جان عالم جوشش خون حسینى است
        اینك قیام قائم مهدى، خمینى است

        اى قاصد خونین مرغان مهاجر!
        فرزند صدق مصطفى، فرزند هاجر!
        اى وارث خون حسین و خون یحیا!
        میراث‏دار مرتضى، دلبند زهرا!
        اى مرج عذرا را تو وارث! نوبت توست
        اى آل طه را تو وارث! نوبت توست

        این فصل را با من بخوان، باقى فسانه است
        این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است
        شبگیر غم بود و شبیخون بلا بود
        هر روز عاشورا و هر جا كربلا بود
        قابیلیان بر قامت شب مى‏تنیدند
        هابیلیان بوى قیامت مى‏شنیدند
        جان از سكوت سرد شب دلگیر مى‏شد
        دل در ركاب آرزوها پیر مى‏شد
        امّیدها در دام حرمان درد مى‏شد
        بازار گرم عاشقى‏ها سرد مى‏شد
        شب‏زادها را هرگز از شادى خبر نه
        طفل قفس را هرگز از وادى خبر نه
        از جست‏وجوها رنگ خواهش برده بودند
        پنداشتى خود آرزوها مرده بودند
        دیدم شبان خفته را، تبدار دیدم
        بر خفته شب شبروى بیدار دیدم
        مردى صفاى صحبت آیینه دیده،
        از روزن شب شوكت دیرینه دیده
        مردى حوادث پایمال همّت او
        عالم ثناگوى جلال همّت او
        مردى به مردى دیو را در بند كرده
        با سرخوشان آسمان پیوند كرده
        مردى نهان با روح هم‏پیمان نشسته
        مردى به رنگ نوح در طوفان نشسته
        مردى شكوه شوكت عیسى شنیده
        مردى شكوه و عزّت اسلام دیده
        مردى به مردى دشنه بر بیداد بسته
        در خامشى قدقامت فریاد بسته
        مردى تذرو كشته را پرواز داده
        اسلام را در خامشى آواز داده
        كاى عالمى آشفته، چند آشفتن تو؟
        گیتى فسرد از فتنه، تا كى خفتن تو؟
        ابر و نباریدن، چه رنگ است این چه رنگ است؟
        تیغ و نبریدن، چه ننگ است این چه ننگ است؟
        یاد شهیدانى كه در بدر آرمیدند
        نامردم آزردند و مردى آفریدند
        یاد عزیزانى كه بر خندق گذشتند
        سنگین بساط ناروایى درنبشتند
        یاد احد، یاد بزرگیها كه كردیم
        آن پهلوانیها، سترگیها كه كردیم
        شبگیر ما در روز خیبر یاد بادا
        قهر خدا در خشم حیدر یاد بادا
        كو آن اباذرهاى آشوبى خدایى؟
        پیغمبران زهد و آزادى، رهایى؟
        عمارها كو، زیدها مقدادها كو؟
        آن دادگرها در شب بیدادها كو؟
        كو میثم، آن خرمافروش نخل طاها؟
        كو اَشتر آن دست على در روز هیجا؟
        اینك كه آیا ضامن این دین و دَین است؟
        آیا كدامین دست نصرت با حسین است؟
        وقت است اگر همّت بسوزد میغها را
        عریان كند در دست مردان تیغها را
        وقت است اگر بر مادیانها زین ببندیم
        از سرخى خون بر زمین آذین ببندیم...

         



        کلیدواژه ها:


        امتیاز: 5 با رای 1 نفر Article Rating
        امتیاز شما به این مطلب

        تصاویر

        • کو آن بلند آوازگی ها؟  درباره مثنوی فاخر « هجرت» اثر استاد علی معلم

        نقد و نظرها:

        تاکنون نقد و نظری ثبت نشده

        ارسال نقد و نظر جدید

        نام

        ایمیل

        وب سایت