قاسم اردکانی

گمانم لیله ی قدر است و لیلا تا سحر بیدار

28 تیر 1393 | 814 | 1

قلم را شستشو دادم میان اشک و خون امشب
زدم دل را به یاد تو به دریای جنون امشب

نوشتم: "با دل و جان از خودم دل کنده ام دیگر"
نوشتم ابتدا انّا الیه راجعون امشب

به جای من نوشتم تو، بجای تو نوشتم من
نمی دانم چرا شد واژه هایم واژگون امشب

سپس در خواب شیرینم تو را دیدم که می آیی
و با یک تیشه افتادم به جان بیستون امشب

تو می تابی و می کوبیم بر سنگی سر خود را
من و امواج بی تاب خلیج نیلگون امشب

گمانم لیله ی قدر است و لیلا تا سحر بیدار‎‎
چه خواهد کرد با این دل، جنون امشب جنون امشب‎...

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3 با 1 رای

نظرات

فاطمه دبیری
28 تیر 1393 01:00 ب.ظ
قلم را شستشو دادم میان اشک و خون امشب...

سلام و نور
طیب الله انفاسکم

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
 
شعر عاشورایی