(آرشیو پدیدآورنده میلاد عرفان پور)


دو کتاب تازه

به لطف خدا ،کتاب های «بی خبری ها»،«چاره ها» منتشر شدند.

بی خبری ها مجموعه ای از غزل ها ، دوبیتی ها و رباعی هاست و چاره ها ، گزیده رباعی معاصر است که حدود 110 رباعی سی سال اخیر را به انتخاب بنده منتشر کرده است.

موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب ، علاوه بر انتشار این دوکتاب ، آثار ارزشمندی از علیرضا قزوه با نام های(صبح بنارس) و (چمدان های قدیمی) و همچنین کتاب هایی از علی محمد مودب ، رضا شیبانی و دیگر دوستان عزیزم در غرفه ی شهرستان ادب ارائه می شود.

نمایشگاه بین المللی کتاب.راهرو 3.غرفه ی 15

 


13 اردیبهشت 1391 932 0

دلم بین در و دیوار مانده

من و این داغِ در تكرار مانده
من و این آتش بیدارمانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بین در و دیوار مانده

09 اردیبهشت 1391 1850 0

یک رباعی تازه

 

 بی سر شده بود و سر و سامانی داشت

 بی حنجره فریاد نمایانی داشت

یک روز به خونخواهی او می آیند

آن مرد غریب ، آشنایانی داشت...


04 اردیبهشت 1391 935 0

صبحی گره از زمانه وا خواهد شد

صبحی گره از زمانه وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
در راه، عزیزی است که با آمدنش
هر قطب نما، قبله نما خواهد شد

31 فروردین 1391 3709 0

ای کاش فراغتی فراهم می شد

ای کاش فراغتی فراهم می شد
از وسعت دردهای تو کم می شد
این بارِ مصیبتی که بر شانه ی توست؛
ایوب اگر داشت، قدش خم می شد

31 فروردین 1391 2173 0

با هر تبری که می زنم می خندد؟

این کیست که با این همه غم می خندد؟
زخمی شده، باز دم به دم می خندد
در مرگ چه رازی است که این کهنه درخت
با هر تبری که می زنم می خندد؟

31 فروردین 1391 1425 0

گهواره و تابوت چه فرقی دارند؟

فردا یک گوشه ی چشم ها می بارند
یک گوشه ی دیگر از خوشی سرشارند
نجار، فقط وظیفه اش ساختن است
گهواره و تابوت چه فرقی دارند؟

31 فروردین 1391 1573 0

از اشک تو لبخند بهار آوردند

از اشک تو لبخند بهار آوردند
رود آوردند و آبشار آوردند
جاری است همیشه اشک در چشمانت
ای ابر! تو را چه لوس بار آوردند

31 فروردین 1391 1751 0

مس باشم اگر که زر بینم خود را

شب باشم اگر سحر ببینم خود را
مس باشم اگر که زر بینم خود را
من آینه هستم و فرو می ریزم
یک لحظه فقط اگر ببینم خود را

31 فروردین 1391 1270 0

بر نیزه سر بریده ای آه کشید

در وسعت شب، سپیده ای آه کشید
خورشیدِ به خون تپیده ای آه کشید
آن لحظه که زینب به اسارت می رفت
بر نیزه سر بریده ای آه کشید

31 فروردین 1391 2424 0

انشام دوباره بیست، بابای گُلم!

انشام دوباره بیست، بابای گُلم!
موضوع: کسی که نیست -بابای گُلم-
دیشب زن همسایه به من گفت: «یتیم»
معنای یتیم چیست؟ بابای گُلم!

31 فروردین 1391 3078 0

اینجا فوران زندگی...آنجا مرگ

اینجا فوران زندگی...آنجا مرگ
مانده است در انتظار انسان ها مرگ
«یک روز به دیدار شما می آیم»
این نامه برای زنده ها
امضا: مرگ

31 فروردین 1391 2440 0

با هر هوسی به تاب و تب افتادیم

با هر هوسی به تاب و تب افتادیم
از صبح رمیدیم و به شب افتادیم
دیروزِ من و تو بهتر از امروز است
ما از خودمان نیز عقب افتادیم

31 فروردین 1391 1011 0

خون...سرفه ی خشک...درد...بیمارستان

خون...سرفه ی خشک...درد...بیمارستان
آیینه ای از نبرد...بیمارستان
ناگاه صدای شیون شیرزنی
یک خط کشیده...مرد...بیمارستان

31 فروردین 1391 1339 0

اینجا دل یک قفس برایت تنگ است

با بال و پرت نگو که ماندن ننگ است
فریاد نزن که آسمان خوشرنگ است
برگرد پرنده! دل به پرواز نبند
اینجا دل یک قفس برایت تنگ است

31 فروردین 1391 1293 0

مردی به توان عشق منهای شما...

بی تاب، نشسته تا تماشای شما
یک شاخه ی گل گذاشته جای شما
این مساله را چگونه حل باید کرد؟
مردی به توان عشق منهای شما...

31 فروردین 1391 2722 0

بی عشق، به دور خودمان می گردیم

بی عشق، به دور خودمان می گردیم
بی خود شب و روز در جهان می گردیم
دنیا قبرستان بزرگی است که ما
دنبال مزار خود در آن می گردیم

31 فروردین 1391 925 0

بر خاک سیاه می نشانی ما را

ای جاذبه ای که می کشانی ما را
بر صفحه ی خاک و می دوانی ما را
یک روز درست مثل افتادن سیب
بر خاک سیاه می نشانی ما را

31 فروردین 1391 720 0

در ذهن نیافرینمت، می میرم

در ذهن نیافرینمت، می میرم
از وهم اگر نچینمت، می میرم
ای عادت چشم های بی حوصله ام!
یک روز اگر نبینمت، می میرم

31 فروردین 1391 1462 0

سرد است و سپید، بندبند بدنم

سرد است و سپید، بندبند بدنم
آن گونه که آه، یخ زده در دهنم
عریانی یک درخت پیرم افسوس
جز برف، کسی نمی دهد پیرهنم

31 فروردین 1391 631 0
صفحه 3 از 7ابتدا   قبلی   1  2  [3]  4  5  6  7  بعدی   انتها