(آرشیو پدیدآورنده میلاد عرفان پور)


سجده کمر درخت را می شکند

آنم که طلسم بخت را می شکند
می غرّد و کوه سخت را می شکند
حاشا که به زخم های خود سجده کنم
سجده کمر درخت را می شکند

31 فروردین 1391 1415 0

هر روز به سینه می زند سنگ تو را

افلاک شنیده اند آهنگ تو را
بر خود زده اند لحظه ها رنگ تو را
ای عشق! چه کرده ای که هر آیینه
هر روز به سینه می زند سنگ تو را

31 فروردین 1391 602 0

پاییز بهاری است که عاشق شده است

تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است

31 فروردین 1391 8160 0

همسایه ز همسایه ی خود بی خبر است

اینجا دل سفره ها پُر از نان و زر است
آنجا جگر گرسنه ها شعله ور است
ای وای بر این شهر که در غربت آن
همسایه ز همسایه ی خود بی خبر است

31 فروردین 1391 1542 0

می خواهم از این به بعد تنها باشم

تا کی به هوای فتح دنیا باشم؟
کافی است خدا! چقدر اینجا باشم؟
تنهایی اگر که با تو بودن باشد
می خواهم از این به بعد تنها باشم

31 فروردین 1391 1600 0

با گردش بی امان، زمان در پی کیست؟

با گردش بی امان، زمان در پی کیست؟
این گونه جهان با هیجان در پی کیست؟
دنبال که این چنین زمین می گردد؟
با این همه چشم، آسمان در پی کیست؟

31 فروردین 1391 1433 0

آن شب که برادرت بیاید چه کنیم؟

ناخوانده اگر چهره گشاید چه کنیم؟
با روی سیاه خویش، باید چه کنیم؟
عمری که گذشت، با تو بودیم ای خواب!
آن شب که برادرت بیاید چه کنیم؟

31 فروردین 1391 1298 0

گفتی به چه دلخوشی؟سوالت خوب است

گفتی به چه دلخوشی؟سوالت خوب است
گفتی که غریب...احتمالت خوب است
از شهر، دلم گرفته...برخواهم گشت
ای تنهایی!
سلام!
حالت خوب است؟

31 فروردین 1391 1466 0

بشکن دل خسته را ولی آهسته

مهمان منی که مثل من تنهایی
هم صحبت تنهایی آدم هایی
بشکن دل خسته را ولی آهسته
ای غم! به کسی نگفته ام اینجایی

31 فروردین 1391 1457 0

هرگز گذر تو را ندیدیم ای عمر!

رفتی و به جایی نرسیدیم ای عمر!
یک لحظه ی خوش نیافریدیم ای عمر!
ما بر لب جوی هم نشستیم ولی
هرگز گذر تو را ندیدیم ای عمر!

31 فروردین 1391 1732 0

از مِهر نبرده ای نصیبی، ای شب!

از مِهر نبرده ای نصیبی، ای شب!
داری به گلو بغض عجیبی، ای شب!
وقتی که تو می رسی، همه می خوابند
بدجور میان ما غریبی، ای شب!

31 فروردین 1391 924 0

از آن بالا همیشه کوچک دیده

آری به خطا همیشه کوچک دیده
از آن بالا همیشه کوچک دیده
پیداست چرا برج نشین مغرور است
آدمها را همیشه کوچک دیده

31 فروردین 1391 1016 0

تنها هنر رود، فرود آمدن است

این رود که از جوش و خروشش سخن است
یک عمر نفهمید که دریا کفن است
ماییم که مشتاق صعودیم ای کوه!
تنها هنر رود، فرود آمدن است

31 فروردین 1391 770 0

از پنجره های رو به دیوار بپرس

احوال مرا ز رنگ رخسار بپرس
از چشم که خو کرده به تکرار بپرس
یک عمر تماشای جدایی سخت است
از پنجره های رو به دیوار بپرس

31 فروردین 1391 1471 0

بی مهری انسان معاصر در توست

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!
ای حسرت روزهای شیرین در من!
بی مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من

31 فروردین 1391 2264 0

انگار که آسمان به حرف آمده است

گفتیم چه سنگین و شگرف آمده است
انگار که آسمان به حرف آمده است
او در دل برف گم شد و ...ما تنها
از پنجره دیدیم که برف آمده است

31 فروردین 1391 584 0

ای جاده! مسافر کجایی امشب؟

در شهر نمانده آشنایی امشب
دل، پر زده بی خبر به جایی امشب
هر جا بروی، پشت سرت می آیم
ای جاده! مسافر کجایی امشب؟

31 فروردین 1391 949 0

ما شیشه ی عطریم، بگویید به سنگ

با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
ما رود مدامیم، بگویید به تیغ
ما شیشه ی عطریم، بگویید به سنگ

31 فروردین 1391 1934 0

شلاق زدند...خنده ام زیبا شد

شلاق زدند...خنده ام زیبا شد
راز گل سرخ در تنم افشا شد
تا از تو نگویم، دهنم را بستند
ناگاه دهان زخم هایم وا شد

31 فروردین 1391 516 0

بيهوده ترک نخورده لب هاي کوير

حق دارد اگر ز خلق، دامن چيده است
از داغ عزيزي است اگر خشکيده است
 بيهوده ترک نخورده لب هاي کوير
لب هاي حسين بن علي را ديده است

31 فروردین 1391 1024 0
صفحه 4 از 7ابتدا   قبلی   1  2  3  [4]  5  6  7  بعدی   انتها