(آرشیو پدیدآورنده میلاد عرفان پور)


تو مُهر نماز آسمانی، ای ماه!

خورشید شب فرشتگانی، ای ماه!
با دشمن و دوست مهربانی، ای ماه!
این زیبایی دلیل دارد، شاید
تو مُهر نماز آسمانی، ای ماه!

30 فروردین 1391 598 0

عشق است که پادشاه اول بوده

چشمت سبب گناه اول بوده
ابروی تو قبله گاه اول بوده
در سلسله ی مبارک گیسویت
عشق است که پادشاه اول بوده

30 فروردین 1391 591 0

در شادی و در عزای من می خندند

از هی هی و های های من می خندند
در شادی و در عزای من می خندند
یک بار نشد به خنده لب باز کنم
آن گونه که زخم های من می خندند

30 فروردین 1391 562 0

ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو

ای بسته زبان! مرد خطر یعنی تو
در این شب بیکران، سحر یعنی تو
آن مدعیان، یکی یکی برگشتند
ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو

30 فروردین 1391 631 0

رفته است نماز شب بخواند خورشید

خود را که به خلوتی رساند خورشید
از داغ، دلش را بتکاند خورشید
گفتیم غروب کرده، اما انگار
رفته است نماز شب بخواند خورشید

30 فروردین 1391 1193 0

آشفته ام آنچنان که گیسو در باد

آشفته ام آنچنان که گیسو در باد
در حیرتم از خودم که عمری بر باد...
دور از تو شبیه برگِ پاییزم که
هر قدر مقاومت کنم، آخر باد...

30 فروردین 1391 1876 0

یا ایّتها النَّفس! بیا برگردیم

برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم
در عرش، صدای« اِرجعی» پیچیده است
یا ایّتها النَّفس! بیا برگردیم

30 فروردین 1391 1456 0

این گفت که آمده به دنیا مولا

این گفت که آمده به دنیا مولا
آن گفت که می رود علی از دنیا
پهلوی شکسته ای که دارد کعبه
پهلوی شکسته ای که دارد زهرا

30 فروردین 1391 910 0

مغرور مشو به داغ پیشانی خویش

ای نفس! تو را نماز خجلت باری است
هر رکعت تو منت بی مقداری است
مغرور مشو به داغ پیشانی خویش
در فاصله ی دو سجده استغفاری است

30 فروردین 1391 2105 0

در سجده هنوز با تو سرسنگین ایم

در سجده هنوز با تو سرسنگین ایم
دلبسته ی این زندگی رنگین ایم
دیوار وضوخانه پُر از آیینه است
این است که در نماز هم خودبین ایم

30 فروردین 1391 1465 0

ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟

از سجده و لذت عبادت گفتی
یا آیه ای از صبح قیامت گفتی
برگ از پی برگ، بر زمین ریخته است
ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟

30 فروردین 1391 1324 0

وقتی که نماز را شکسته است، سفر

بر جاده لمیده، باده در دست، سفر
این مست تر از مست تر از مست، سفر
کی از دل بی نوای ما می گذرد؟
وقتی که نماز را شکسته است، سفر

30 فروردین 1391 1563 0

از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید

می سوزد و می تابد و می افروزد
از نور برای خود قبا می دوزد
از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید
چشمی که به او خیره شود، می سوزد

30 فروردین 1391 1452 0

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»
هنگام فرود گفت: «سبحان الله»
حاشا که به دریا نرسد دستانش
این گونه که رود گفت: «سبحان الله»

30 فروردین 1391 1296 0

شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!

دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!

30 فروردین 1391 5059 0

یک خانه ی کوچک کلنگی دارد

خورشید اگر چه آب و رنگی دارد
یا بر سر خود تاج قشنگی دارد
شب ها که به پشت کوه بر می گردد
یک خانه ی کوچک کلنگی دارد

30 فروردین 1391 493 0

این چادر شب بود که زیبایت کرد

نارس بودی، حیا شکوفایت کرد
ایمان تو نامدار دنیایت کرد
یک سکه ی بی رواج بودی ای ماه!
این چادر شب بود که زیبایت کرد

30 فروردین 1391 1985 0

عطر تو تمام کوچه را گریانده است

عطر تو تمام کوچه را گریانده است
از شعر تو هر پرنده بیتی خوانده است
بگذار بدانند که در شهر هنوز
یک شاخه گل سرخ، دهاتی مانده است

30 فروردین 1391 836 0

یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز

دل، معتکف سیاهی چشمانت
جان، صوفی خانقاهی چشمانت
یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز
در مسجد بین راهیِ چشمانت

30 فروردین 1391 1416 1

هر چیز شکست قیمتش نیز شکست

هر کس که در این زمانه درویش تر است
در جاده ی عشق، از همه پیش تر است
هر چیز شکست قیمتش نیز شکست
جز دل که شکسته قیمتش بیشتر است

30 فروردین 1391 1378 0
صفحه 5 از 7ابتدا   قبلی   1  2  3  4  [5]  6  7  بعدی   انتها