(آرشیو پدیدآورنده میلاد عرفان پور)


انگار که آسمان به حرف آمده است

گفتیم چه سنگین و شگرف آمده است
انگار که آسمان به حرف آمده است
او در دل برف گم شد و ...ما تنها
از پنجره دیدیم که برف آمده است

31 فروردین 1391 611 0

ای جاده! مسافر کجایی امشب؟

در شهر نمانده آشنایی امشب
دل، پر زده بی خبر به جایی امشب
هر جا بروی، پشت سرت می آیم
ای جاده! مسافر کجایی امشب؟

31 فروردین 1391 1000 0

ما شیشه ی عطریم، بگویید به سنگ

با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
ما رود مدامیم، بگویید به تیغ
ما شیشه ی عطریم، بگویید به سنگ

31 فروردین 1391 2075 0

شلاق زدند...خنده ام زیبا شد

شلاق زدند...خنده ام زیبا شد
راز گل سرخ در تنم افشا شد
تا از تو نگویم، دهنم را بستند
ناگاه دهان زخم هایم وا شد

31 فروردین 1391 561 0

بيهوده ترک نخورده لب هاي کوير

حق دارد اگر ز خلق، دامن چيده است
از داغ عزيزي است اگر خشکيده است
 بيهوده ترک نخورده لب هاي کوير
لب هاي حسين بن علي را ديده است

31 فروردین 1391 1080 0

تو مُهر نماز آسمانی، ای ماه!

خورشید شب فرشتگانی، ای ماه!
با دشمن و دوست مهربانی، ای ماه!
این زیبایی دلیل دارد، شاید
تو مُهر نماز آسمانی، ای ماه!

30 فروردین 1391 633 0

عشق است که پادشاه اول بوده

چشمت سبب گناه اول بوده
ابروی تو قبله گاه اول بوده
در سلسله ی مبارک گیسویت
عشق است که پادشاه اول بوده

30 فروردین 1391 613 0

در شادی و در عزای من می خندند

از هی هی و های های من می خندند
در شادی و در عزای من می خندند
یک بار نشد به خنده لب باز کنم
آن گونه که زخم های من می خندند

30 فروردین 1391 580 0

ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو

ای بسته زبان! مرد خطر یعنی تو
در این شب بیکران، سحر یعنی تو
آن مدعیان، یکی یکی برگشتند
ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو

30 فروردین 1391 671 0

رفته است نماز شب بخواند خورشید

خود را که به خلوتی رساند خورشید
از داغ، دلش را بتکاند خورشید
گفتیم غروب کرده، اما انگار
رفته است نماز شب بخواند خورشید

30 فروردین 1391 1224 0

آشفته ام آنچنان که گیسو در باد

آشفته ام آنچنان که گیسو در باد
در حیرتم از خودم که عمری بر باد...
دور از تو شبیه برگِ پاییزم که
هر قدر مقاومت کنم، آخر باد...

30 فروردین 1391 1993 0

یا ایّتها النَّفس! بیا برگردیم

برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم
در عرش، صدای« اِرجعی» پیچیده است
یا ایّتها النَّفس! بیا برگردیم

30 فروردین 1391 1541 0

این گفت که آمده به دنیا مولا

این گفت که آمده به دنیا مولا
آن گفت که می رود علی از دنیا
پهلوی شکسته ای که دارد کعبه
پهلوی شکسته ای که دارد زهرا

30 فروردین 1391 942 0

مغرور مشو به داغ پیشانی خویش

ای نفس! تو را نماز خجلت باری است
هر رکعت تو منت بی مقداری است
مغرور مشو به داغ پیشانی خویش
در فاصله ی دو سجده استغفاری است

30 فروردین 1391 2277 0

در سجده هنوز با تو سرسنگین ایم

در سجده هنوز با تو سرسنگین ایم
دلبسته ی این زندگی رنگین ایم
دیوار وضوخانه پُر از آیینه است
این است که در نماز هم خودبین ایم

30 فروردین 1391 1628 0

ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟

از سجده و لذت عبادت گفتی
یا آیه ای از صبح قیامت گفتی
برگ از پی برگ، بر زمین ریخته است
ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟

30 فروردین 1391 1391 0

وقتی که نماز را شکسته است، سفر

بر جاده لمیده، باده در دست، سفر
این مست تر از مست تر از مست، سفر
کی از دل بی نوای ما می گذرد؟
وقتی که نماز را شکسته است، سفر

30 فروردین 1391 1673 0

از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید

می سوزد و می تابد و می افروزد
از نور برای خود قبا می دوزد
از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید
چشمی که به او خیره شود، می سوزد

30 فروردین 1391 1564 0

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»
هنگام فرود گفت: «سبحان الله»
حاشا که به دریا نرسد دستانش
این گونه که رود گفت: «سبحان الله»

30 فروردین 1391 1355 0

شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!

دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!

30 فروردین 1391 5280 0
صفحه 5 از 7ابتدا   قبلی   1  2  3  4  [5]  6  7  بعدی   انتها   
شعر عاشورایی