رنگ پس زمینه:
 
الگوی پس زمینه:
تنظیم مجدد
دفتر اشعار ارسالی کاربران
شنبه 18 آذر 1391 |   نقد و نظر: 6  | بازدید: 432
ارسال به دوستان چاپ مطلب

تنهایی یک مرد شاعر

سیدعلیرضا جعفری

و من چقدر این شعرمو دوست دارم

و گاهی زیرلبم زمزمه می کنم، مثل الان که...

 

کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد
و جاده وسعت درد مسافر را نمی فهمد

دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

پر از شک و یقینم بی تو ایمانی نخواهم داشت
خدا حرف دل این نیمه کافر را نمی فهمد

خیابان ها و ماشین های سر در گم نمی دانند
که دنیا درد انسان معاصر را نمی فهمد

چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی
سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

حضور حاضر غایب که می گویند یعنی من
غریب افتاده ای که جمع حاضر را نمی فهمد

نمی خواهد بپرسی حال و روز واژه هایم را
کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد


کلیدواژه ها: , تنهایی


امتیاز: 5 با رای 7 نفر Article Rating
امتیاز شما به این مطلب

نقد و نظرها:

يکشنبه 19 آذر 1391 | 12:37 ق.ظ
سلام. بسیار بسیار شعر زیبایی بود. احسنت


چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی

سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

خیلی زیبا بود.
فقط فکر میکنم نسبت دادن فعل نفهمیدن به خداوند باری تعال، نسبت روایی نباشه.
يکشنبه 19 آذر 1391 | 09:37 ق.ظ
خیلی زیبا بود آقا سید عزیز...منم خیلی دوستش داشتم
يکشنبه 19 آذر 1391 | 10:49 ق.ظ
سلام آقایان حاج حسینی و بیاتانی
ممنون از لطفتون
نوکر خدا هم هستم
هرکسی با خدا یه جور عشق بازی می کنه...چوپان یه جور و حضرت موسی(ع) یه جور...
يکشنبه 19 آذر 1391 | 11:23 ق.ظ
سلام آفرین
با آقای حاج حسینی موافقم
و البته با جناب بیاتانی
و همچنین با شما...
سه شنبه 12 دی 1391 | 07:10 ب.ظ
با سلام...

لذت بردم ممنون
دوشنبه 12 فروردین 1392 | 12:42 ق.ظ
دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

خیلی زیبا بود

ارسال نقد و نظر جدید

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
تاکنون در این دفتر شعری از من منتشر نشده است ارسال شعر