در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

عذرا رشیدنژاد

روشنا(در سالروز شهادت شهید احمدی روشن)

21 دی 1393 | 510 | 5

هوالنّور


«یریدون أن یُطفِؤُا نورَالله بأفواههم و یأبی الله إلّا أن یُتمّ نورَهُ و لو کرهَ الکافرون...»
می خواهند نور خدا را با دهان های خود خاموش کنند ولی خداوند نمی گذارد تا اینکه نور خود را کامل کند، هرچند کافران خوش ندارند.

32/توبه

***

«روشنا»؛ تقدیم به روح پاک شهید راه علم، مصطفی احمدی روشن1


نشستم، حالم آشوبه
رو خاکت اشک باریده
شده تعبیر اون خوابی
که مادر قبل ها دیده2

تو این دنیای سردرگم
تو خورشید منی بابا
به تیغ شب نمی میری
همیشه «روشنی» بابا

سپاه شب گمون کرده
تو دستامون چراغی نیست
یه روزی تازه می فهمن
«شهادت» اتفاقی نیست

عجیبه بعضیا میگن
جدل با مکر افراطه
بیا توجیه کن شاید
بفهمن گرگ بدذاته

بگو لبخند کرکس ها
دلیل چشم پوشی نیست
چرا برخی نمی فهمن
که حق ما...
... فروشی نیست!

بگو هیهات از راهی
که از عزت جدا باشه
خدای ما نمیذاره
که شیطان، کدخدا باشه


***

ترور یعنی که ترسیدن
تبرها غافل از ریشه
از اینکه خاک تو دشتِ
هزاران «مصطفی» میشه

***

1. شعر از زبان علیرضا احمدی روشن سروده شده است.
2. همسرش می گفت: قبل از عقدمان خواب دیدم ، هوا بارانی است و من سر مزاری نشسته ام. روی سنگ مزار نوشته شده بود: «شهید مصطفی احمدی روشن» تقدیر خواب خوبی برای داماد دیده بود.

به پاسداشت بیست و یکم دی ماه
سالروزشهادت
#شهید_مصطفی_احمدی_روشن

+التماس دعای فرج

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

رضا سهرابی
21 دی 1393 09:33 ب.ظ
قبول باشد

به شاعران ارزشی نظیر شما بیش از پیش نیاز است...خدا حفظتان کند.

______________

ممنون.
ان شاءالله مقبول صاحب کار...
موفق باشید

روح اله طیبی
22 دی 1393 10:32 ق.ظ
سلام. فوق العاده بود. فوق العاده...
تو این دنیای سردرگم
تو خورشید منی بابا
به تیغ شب نمی میری
همیشه «روشنی» بابا

______________

سلام
تشکر. بزرگوارید

محمد موحدی مهرآبادی
22 دی 1393 12:03 ب.ظ
تو این دنیای سردرگم
تو خورشید منی بابا
به تیغ شب نمی میری
همیشه «روشنی» بابا

حسن بیاتانی
22 دی 1393 01:01 ب.ظ
عرض سلام و احترام
لذت بردم.
نقد کلی ای که می شه به این شعر خوب وارد کرد اینه که وقتی از زبان یک کودک شعر سروده می شه باید زبان کودکانه و واژه های متناسب با سن کودک در شعر استخدام بشن . چه این که شعر شما هم زبانش محاوره ست و این دست شما رو برای خلق فضاهای کودکانه باز می ذاره اما متاسفانه از این امکان و ظرفیت به جز در دو بند اول شعر، استفاده نشده

______________

سلام و عرض ادب

ممنون از نقد خیلی خوبتون. کاملا موافقم
فقط اگر خیلی وارد فضای احساسی می شدم جایی برای حرف های اصلی نمی موند

درهرحال سپاسگزارم

حسن بیاتانی
22 دی 1393 05:19 ب.ظ
منظور حرف های احساسی نبود/ گاهی می شه حرف های خیلی خیلی عمیق و مفاهیم خیلی بلند و انسانی رو به زبان بچه گانه گفت و اتفاقا اگر این اتفاق بیفته تاثیر گذاری شعر دوچندانه/

______________

بله درسته حق باشماست
ممنونم

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
 
شعر عاشورایی