در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

ناهید رفیعی

  • متولد:
  • محل تولد:

یادت که هست؟؟

26 خرداد 1394 | 505 | 4
در و آتش وکوچه و یاس یادت که هست؟
ازآن لحظه ی سخت وحساس ،یادت که هست ؟

خزانی که یک غنچه پشت در باغ بود...
تن نازک گندم و داس، یادت که هست؟

از آن خون پیچک که پیچید بر ساق تاک
وتکرار آن زخم دستاس ،یادت که هست؟

از آن دم که تسبیح یا ربنا پاره شد .
وپاشید در کوچه الماس، یادت که هست؟

از آن ذوالفقاری که بر خشم خود زخم زد
ونفرین آن قوم خناس ،یادت که هست؟

وفریاد جبریل بین السماء وارض
الا اشهدوا ایهالناس ،یادت که هست ؟

هوالحق ،هو الفارق الخیر والشر علی است
هیاهوی شیطان وسواس ،یادت که هست؟

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

اصغر چرمي
26 خرداد 1394 03:26 ب.ظ
سلام شعر زیبایی بود

فقط یه نکته
تو بیت زیر کژتابی وجود داره و ((نفرین آن قوم خناس))
از آن ذوالفقاری که بر خشم خود زخم زد
ونفرین آن قوم خناس ،یادت که هست؟
پیشنهاد
و نفرین ((بر)) آن قوم خناس ، یادت که هست؟
ماجور باشید

ناهید رفیعی
27 خرداد 1394 03:09 ق.ظ
سپاسگذارم از توجه وراهنمایی شما آقای چرمی .پیشنهاد شما را به دیده ی منت می پذیرم .

خیالِ کج
30 خرداد 1394 04:49 ق.ظ
با سلام

شعر خوبی بود احسنت

فقط ساختار ابیات از لحاظ دستوری اشکال داره

از آن ...یادت هست نمیگوییم

آن .... یادت هست، درست است


ممنون

ناهید رفیعی
31 خرداد 1394 10:39 ق.ظ
ممتونم آقای خیال کج

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.