در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

مرتضی برخورداری

  • متولد:
  • محل تولد:

قبیله عشق

09 آبان 1395 | 121 | 0

قبیله ی عشق

جزخون زچشم خسته و شیدا نیامده ست

جز غم کسی برای تسلا نیامده ست

 

زرد است برگ چهره و خَم گشته نخل قد

آری خزان به معرکه تنها نیامده ست

 

چشمی براه مانده و باری به دوش و حیف

مجنون زپا فتاده و لیلا نیامده ست

 

آن موج سر نهاده به سنگ رقیب و غیر

نخوت زده به ساحل دریا نیامده ست

 

ماعمری از قبیله ی عشقیم و دیده ایم

هرگز خوشی به طایفه ی ما نیامده ست

(مرتضی برخورداری)

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
 
شعر عاشورایی