در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

مرتضی برخورداری

  • متولد:
  • محل تولد:

پدر

29 آذر 1395 | 60 | 0

پدر

وقتی پدر زخانه ی دنیا گذر کند

دارالبقا  گزیند وآنجا سفر کند

 

وقتی زمان گریه و ماتم به سر رسد

وارث به هرچه که مانده نظر کند

 

گاهی غنی شود از آنچه می رسد

گاهی هوای ارث ازسربه درکند

 

ما را رسیده لغزشی از روز اولین

آن روزها که خواست شق القمر کند

 

پنداشت گندم کین اسم اعظم است

می خواست خدا شود و مفتخر کند

 

آمد که با خوردن آن دانه ی شرور

عرش از خدا بگیردو زیرو زبر کند

 

رسوایی پدر سحری را به شب کشد

آوازه ی پدر شب تاری سحر کند

 

 

آخر چه ماترکی بدتر از گنه

عالم زبار غمش دیده تَر کند

 

مائیم وچوب گناهی که اونخواند

باید ادای قضا را پسرکند

 

مارا زفضل تو حاصل چه بوده است

دیوان غربتی که غریبی زِ بَرکند

 

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.