در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

محمدعلی جعفری ندوشن

  • متولد:
  • محل تولد:

یلدای خسته!

08 دی 1395 | 155 | 0
دیگر صدای چلچله خاموش گشته است
یلدای خاطرات پر از مهر خسته است

دارد قصیده‌ی دل شب آب می رود
دروازه ی غزل شدنش نیز بسته است

این جسم حاضر و ولی آن روح غائب است
قلب مَجاز جای حقیقت نشسته است

یک لحظه گوش کن! تپش شب نمی زند!
این شاهنامه هم کلماتش شکسته است

انگار گَرد، گِرد گلیمش گرفته است
رنگ از رخ گلو و گلوبند رفته است

دیگر کسی به پای کسی غم نمیخورد
استیکری به جای تبسّم گرفته است

افسانه ی ترانه ی یلدا تمام شد
شاید که دوره ی برکاتش گذشته است

مجنون بس است حوصله ام رفت، از سر و ...
یلدای خاطرات پر از مهر خسته است
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
 
شعر عاشورایی