در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سیده فاطمه شیخ الاسلام)


ضرب المثل ها را معما کرده ای

خیمه خورشید.jpg

دود

از خیمه بلند می شود

 


16 آبان 1393 334 2

هفت سال پیش ... قیصر ...

 

مگه میشه روز پرواز قیصر رو از یاد برد؟

...

قیصر بدون تو «برای غزل شور و حال کو؟»

...

خوش به حال دردهایی

که تو می کشیدی‌شان

...

ما همه

اکبر لیلازادیم

...

...

تشکر فراوان از مدیران سایت به خاطر «ویژه نامه عاشورایی»


08 آبان 1393 200 0

اشک باران را درآوردی

عبور خاطراتت دادِ طوفان را درآورده

مرور چشم هایت اشکِ باران را درآورده

تو ای پاییز! ای عریان ترین! امسال از شوقت

خیابان، پیرهن نه، از تنش جان را درآورده


27 مهر 1393 309 5

این هم نتیجه‌اش

https://thumbp22-ne1.mail.yahoo.com/tn?sid=2411593308&mid=AL52imIAABDVVDPRfgjlWN9B5hk&midoffset=2_0_0_1_2187154&partid=2&f=1212&fid=Inbox&m=ThumbnailService&w=3000&h=3000

بدون تو

پاییز هم

سیاه و سفید است و بی رمق

...

تصویر، حاصل لطف آقای رضا سهرابی است. سپاس بسیار


15 مهر 1393 256 4

دیگر منی باقی نمانده است

از سفر برگشته ای، بی تن، تنی باقی نمانده است

بی تو تنهایم، برایم مأمنی باقی نمانده است

 

شعرهایم را به دریاها سپردم تا بمیرند

در خیالم خاطر آبستنی باقی نمانده است

 

بغض من چشم انتظار معجزات تازه از توست

آری آری از تو جز پیراهنی باقی نمانده است

 

سال های بی تو از من مرد جنگی ساخت، حالا

روز و شب می جنگم اما دشمنی باقی نمانده است

 

چشم هایم را چراغان می کنم وقت عبورت

در مسیرت هیچ راه روشنی باقی نمانده است

 

خوش به حال خاک، در گرمای آغوش تو خوابید

بازوانت نیست، یعنی میهنی باقی نمانده است

#

از سفر برگشتی و با سر به سویت می دویدم

تا بگویم «عشق من!» دیدم منی باقی نمانده است


13 مهر 1393 283 6

این همه دیوانه پس از تو

چشم هایم شده با آینه بیگانه پس از تو

بیشتر می کُشَدَم خلوت این خانه پس از تو

 

همه‌ی مردم این شهر به دنبال تو هستند

چه کنم یک تنه با این همه دیوانه پس از تو

 

رفته ای، فلسفه‌ی عشق و غزل زیر سوال است

خبری نیست، نه از شمع، نه پروانه پس از تو

 

قاصدک! در دل من هم همه کوران و کران اند

می زنم در وطنم پرسه غریبانه پس از تو 1،2

 

***

1) اخوان ثالث: قاصدک! در دل من، همه کورند و کرند، دست بردار از این در وطن خویش غریب

2) حسین منزوی: امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانه

 


09 مهر 1393 283 7

تا ناگهان چشمانِ او ...

چون سنگ خارا سخت بودم، مرمرینم کرد

با بهترین ها راهی این سرزمینم کرد

 

تقدیر من تقدیر مرغان مهاجر بود

تا ناگهان چشمان او یکجانشینم کرد

 

می سوختم از تب، در آغوشش پناهم داد

تب را شفا داد و سراپا آتشینم کرد

 

دیوانه، عاقل، شاد، غمگین، مست، هوشیار

بی چند و چون، هم آن چنان، هم این چنینم کرد

 

مابینمان راه از زمین تا آسمان ها بود

چشمان دور اندیش او نزدیک‌بینم کرد

#

یک سال با پای پیاده زندگی کردم

بی بال و پر، از اربعین تا اربعینم کرد


06 مهر 1393 337 8

دو تصنیف دوست داشتنی

این دفتر مخصوص قرار دادن شعر است. اما به علت عدم دسترسی ام به جمع آیات و چون خیلی دوست داشتم هم آیاتی های گرامی رو در لذت شنیدن این دو تصنیف شریک کنم، مجبور شدم این مطلب رو این جا بزارم. مجبور شدم، می فهمید؟ :) :(

 

با سپاس ویژه از تمامی عوامل خوش ذوق و خلاق «رادیو هفت»

 

دوست داران تصنیف «شد خزان» این لینک رو ببینند. (بازخوانی توسط سه خواننده)

http://hn13.asset.aparat.com/aparat-video/81ee90ac4749f633d21b03b21fcac92a669102.mp4

 

دوست داران تصنیف «ای ایران» این لینک رو ببینند. (بازخوانی توسط هجده خواننده)

http://hn6.asset.aparat.com/aparat-video/d520f3a0dd48d8cbab38d758bdc796051509038.mp4

***

متاسفانه این دو لینک هنوز روی سایت رادیو هفت (radiohaft.com) قرار نگرفته و مجبور شدم از آپارات لینک بدم.


02 مهر 1393 189 0

برای نجمه زارع عزیز

سلام و سپاس به خاطر زنده نگه داشتن یاد نجمه زارع عزیز. روح شاعرش غریق رحمت و نور باد.

این شعر پر از عیب و نقص رو تقدیم می کنم به او.

...

به خواب می روی انگار ماه می گیرد

سپیدهای جهان را سیاه می گیرد

 

نگاه پنجره ها، گل گلی که می پوشی

تو را به جای بهار اشتباه می گیرد

 

و باز چتر تو ... باران ... شبیه گنجشکی

که زیر برگ چناری پناه می گیرد

 

تمام آینه ها شاهدند تنهایم

- کسی که سایه خود را گواه می گیرد -

 

نه چشم های تو و چشم من مقصر نیست

شکار را تله ای بی گناه می گیرد

 

چه آه تو، چه دعاهای من - خدا را شکر-

به خیر می گذرد گاه و گاه می گیرد

 


30 شهریور 1393 538 2

ضرب المثل ها را معما کرده ای

یک:

کوچک ترین سرباز پدر

دهانش بوی شیر نمی داد

...

دو:

چهل روز بعد

کوه به کوه رسید

...

سه:

آب از آب تکان خورد

او اما

جرعه ای ننوشید

تا آب از آب تکان نخورَد


29 شهریور 1393 281 10

تنها تویی تو

از ابتدا تا انتها تنها تویی تو

دیروز، اکنون، تا ابد فردا تویی تو

 

سرشار از لطف حضور توست هستی

پنهان ترین پیدای ناپیدا تویی تو

 

گویاترین خاموش! ای یلداترین صبح!

مجنون ترین لیلای بی لیلا تویی تو

 

خورشید را قربانی ات کردند یک روز

مقصود این آشفته گیسوها تویی تو

 

تلخی به پایان می رسد روزی سرانجام

شیرین ترین تعبیر این رویا تویی تو

 

...

سلام :)

مدتی است کمتر مجال پیدا می کنم نقد کنم. اما از پیشرفت همه دوستان، هم در شعرها، هم در نقدها خیلی خوش حالم. بابت حضور پررنگ آقای بیاتانی که لطف می کنن و وقت میذارن هم سپاس ویژه دارم. و هم چنان به جمع آیات دسترسی ندارم :(


26 شهریور 1393 264 4

نوشتی خواندم گفتی شنیدم

در سرنوشتم خوانده بودم: وصل

از او شنیدم گفته ای: هجران

 


21 شهریور 1393 176 4

تضمین×تضمین×تضمین×تضمین

از عشق، نکته های پریشانم آرزوست 1

دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست 2

 

همواره عشق بی خبر از راه می رسد 3

این ناگهان تر از همه مهمانم آرزوست

 

بگذار تا سروده شوم در کنار تو 4

از این سروده های تو دیوانم آرزوست

 

چشمی که از چراغ بگیرد سراغ، کو؟ 5

چشمی به راه دوست چراغانم آرزوست

 

آن جا که عشق این همه انکار می شود 6

با عشق، عشق بازی پنهانم آرزوست

 

بی نقطه ام؛ که برده مرا تا به نقطه چین؟ 7

در پای دوست، نقطهء پایانم آرزوست

 

من در میان جمع و دلم جای دیگری است 8

تصویر صحن خلوت و بارانم 9 آرزوست

 

===

1 و 2 : مولوی

3 و 6 : مرحوم حسین منزوی

4 و 5 : قیصر عزیز

7: استاد مجاهدی (بی نقطه ای که برده مرا تا به نقطه چین)

8: سعدی

9: آقای برقعی (تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی است)

===

توضیحات ضروری:

سلام

دوستان گرامی! نمی دونم چنین کاری بین شاعران معمول هست یا نه؟ اما به کار بردن این همه تضمین در یک کار فُرمی، برای من تجربه خوبی بود. در عرض یک روزی که درگیر این کار بودم حدودا سیصد غزل از شاعران مختلف خوندم تا مصرع های دلخواهم رو در وزن موردنظر، پیدا کنم.

اما مطمئنم باب شدن و ترویج چنین کاری، به صلاح و قشنگ نیست. فقط به عنوان یک تجربه و درگیر شدن با شعرهای مختلف و مضمون بخشی های جدید به شعرهایی که شاعران دیگه با منظور دیگه ای سروده ان، خوبه. پس خواهش می کنم چنین سبکی رو ترویج ندیم. من فقط به عنوان یک پیشنهاد برای تجربه در دفترهای شخصی خودمون (و نه انتشارش) این کار رو این جا گذاشتم. متاسفانه چون جمع آیات فعلا قابل دسترسی نیست.

سپاس


14 شهریور 1393 286 9

بررسی کتاب «رقعه» سید حمیدرضا برقعی

 

 بررسی و معرفی سومین مجموعه شعر

سید حمید رضا برقعی

«رقعه»

 

باحضور کارشناسان و منتقدان

جواد محقق،سعید بیابانکی

و به همراه شعرخوانی شاعران جوان

زمان: دوشنبه 10شهریور 1393ساعت 18تا20

مکان: تهران میدان امام حسین(ع)، خ منتظری،

خ خشکبارچی، بوستان خیام، فرهنگسرای امید


09 شهریور 1393 1039 2

چه رسمی داری ای دوره زمونه

دیروز

امروز

فردا

بود

...

با احترام به کوتاه نوشت سرکار خانم تکتم حسینی: دیروز، امروز بود


19 مرداد 1393 368 20

نور، صدا، حرکت

واژه ها شیطنت می کنند

با ناز و ادا روی صحنه می آیند

شعرم شورانگیز می شود

کارگردان، کاغذ را مچاله می کند

و نمایش

در سطل اتاق

ادامه دارد


07 مرداد 1393 390 9

در به در

دسته کلیدی به دستمان دادند

مدت هاست

دنبال دری می گردیم

که بسته باشد

 


02 مرداد 1393 199 3

خطّ میخی

 

دامانش را گرفت

...

می خواست زخم ناخواستهء بیست و پنج سال پیش را

جبران کند

...

لطفا فکر نکنید میخ ها احساس ندارند

...

 

بعد از نوشتن، این بیت آقای نورپور رو خوندم. این توارد جالب بود برام:

چنگ زد با خاطراتی کهنه بر دامان او

میخ در، شاید خطای خویش را جبران کند


30 تیر 1393 235 6

حرف دل که عنوان نداره!

جایی برای شاید و امّا اگر نماند

که آخرین نگاه تو سبکش وقوع بود

 


16 تیر 1393 221 5

يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ ...

 

 

... شاعر شدم که از تو بگویم ولی نشد ...

 

... همین ...

 

 


21 خرداد 1393 460 4
صفحه 2 از 5ابتدا   قبلی   1  [2]  3  4  5  بعدی   انتها