در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده علی جوادی)


شهید آورده اند

به نام خدا

مادر شکسته آمد و خواهر دویده بود
یک عمر انتظار به آخر رسیده بود

از در گذشته بود و نگاهش به پرچمی
خورده گره که بر روی پیکر کشیده بود

موی سیاه او شده بود عاقبت سپید
"گویی سپیده از افق شب دمیده بود"

دستی کشید بر سر تابوت و مکث کرد
سی سال می گذشت پسر را ندیده بود

"یاد آمدم که در دل شب ها هزار بار
دست نوازشش به سر و رو کشیده بود"

از سر که بگذریم... خدایا چه حالتی است
دست دگر به سینه و پهلو رسیده بود

از خاطرش گذشت که سروی چنان رفیع
اینک چگونه بر روی دستش خمیده بود

این قامتی نبود که مادر سراغ داشت
نه... قامتی نبود که مادر ندیده بود

قنداقه را دوباره در آغوش می کشید
سی سال انتظار به آخر رسیده بود


18 اسفند 1395 87 0

فراق

به نام خدا

 

گیسوانت موج موج و شانه هایم سنگ سنگ

سنگ را آغوش موج آرام می سازد بمان(1)

 

بلبلی در باغ دائم بی قراری می کنند

سردی پائیز بی افسار می تازد بمان

 

چهره ی من زرد زرد و خاطراتی رنگ رنگ

بی حضورت خاطراتم رنگ می بازد بمان

 

مهربانی را تو در آغوش گلدان کاشتی

چشم نرگس هم به تو انگار می نازد بمان

 

یا بمان یا اینکه من را نیز همراهت ببر

این فراق آن دوستی با هم نمی سازد بمان

 

 

 

 

 

1. گیسوانم موج موج و شانه هایت سنگ سنگ

موج را آغوش ِ سنگ آرام می سازد .. بمان !(م عباسلو)


30 آذر 1395 114 1

شماتت

سلام

 

باز در وصف لبش نیک روایت کردم

خویش را در نظر خویش شماتت کردم

به حلاوت چو گزیدم لب لعلش چه نصیب

آه و افسوس به یک بوسه قناعت کردم

 


24 آذر 1395 104 1

روضه

به نام خدا

 

میان سینه زنان، از حسین دم بزند

نوای طبل، مکرر که زیر و بم بزند

 

خوش آمدید عزاخانه ی حسین اینجاست

هلا که سینه زنش، سینه در حرم بزند

 

سیاهی سر ایوان به زیر افتاده

کمک کنید به قاسم، که رنگ غم بزند

 

تب علی که نیافتاده، زینبم، برخیز

سری به او بزن از درد ناله کم بزند

 

و دستمال سفیدش که روی پیشانی است

به عمه جان بده تا او دوباره نم بزند

 

رباب تاب ندارد، علی اصغر را

به دست مرثیه خوان داده تا که دم بزند

 

گمان کنم که نخورده است شیر، می ترسم

صدای گریه ی او روضه را به هم بزند

 

بیا، کجایی اباالفضل؟ خواهرت تشنه است

کنار دیگ بمان تا سکینه هم بزند

 

دل عزیز گرفته، به روضه خوان برسان

در انتهای مراثی گریز هم بزند

 

و روضه خوان به فرازی رسیده که پدرت

تمام سال کشید انتظار، دم بزند

 

دو ساعتی است ندیدم علی اکبر را

بگو مقابل بابا، کمی قدم بزند

 

رقیه دست به دامان آسمان شده تا

برای قافله تقدیر خوش، رقم بزند

 

و فکر می کند اینبار، ساروان، شاید

به کودکان حرم تازیانه کم بزند....

 

تاسوعا-مهر ماه 95

التماس دعا

 

 


25 مهر 1395 168 0

نسیم

به نام خدا

 

هان ای صبا به دوست رسان این سلام ما

ساقی بیار باده که خالیست جام ما

 

یک شب به زلف دوست تن آغشته کن نسیم

آکنده تا شود سحر از آن مشام ما

 

«ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما»

 

شاهد نگاه ما به رخش گر گناه نیست

شهدش به کام دوست و ننگش به نام ما

 

صد منزل است فاصله تا یار و باز هم

پا در گل است آهوی مشکل خرام ما

 

آری گدایی از کرمش پادشاهی است

خوردند غبطه پادشهان بر مقام ما

 

شاهی کنیم گرچه گدایان این دریم

تنها نه ما، که ما و غلام غلام ما

 

بی دوست سرکنیم اگر لحظه ای مباد

این لحظه های بی سر و سامان حرام ما

 

عمری اگر رسید به آخر دریغ نیست

با یک نگه، معاوضه حسن ختام ما


06 مهر 1395 127 0

یونس

سلام

 

 

آری، امان نباشدم از نام و ننگ ها

همچون وجود پنجره از بیم سنگ ها

 

یوسف چه بی گناه گرفتار چاه شد

یونس دوباره رفت به کام نهنگ ها

 

در ذهن خاطرات تو تکرار می شوند

آن خاطرات روشن، ... آن شوخ و شنگ ها

 

یاسی و نقره ای و شرابی و گندمی

وقتی امان نمی دهدم خواب رنگ ها...

 

مشغول می شوم که فراموششان کنم

با بوم ساده ی غزل و آب رنگ ها

 

بدمستی رها قلمو توی دست من

مرغ خیال را بپراند ز سنگ ها

 

تصویر ماه و یک شب تاریک و پهن دشت،

تصویر ماه، گوشه ی چشم پلنگ ها

 

موی قلم که می وزد و موج می زند

موی تو را به یاد می آرد خدنگ ها

 

هرباره می گریزم و انکار می کنم

پرتاب می شوند سوی بوم رنگ ها

 

اما رها نکرده به من باز می رسند

انکارهای یاد تو چون بومرنگ ها

 

دیگر صلاح نیست که حاشا کنم تو را

طرفی نبسته است کسی زین درنگ ها

 

یوسف چه بی گناه گرفتار چاه شد

یونس دوباره رفت به کام نهنگ ها


25 مرداد 1395 219 0

بابا رجب

سلام

به یاد بابا رجب، جانباز شهید

 

 

هرصبح ثناگویت، نزدیک و چه از دورت

هرباره تفقد شد آن زائر رنجورت

ای ضامن آهوها، آقای غریبستان

همواره بنوشانش از باده ی انگورت

در کنج حرم مداح، اینبار که رخصت خواست

تا روضه ی مادر خواند از بازو و از صورت...

بابارجب عادت داشت انگار گریزش را

عهدی که وفا کرد او، با سیرت و بی صورت


20 مرداد 1395 171 1

ماه

سلام

امشب از مشرق برآمد باز ماه دیگری

محو تصویر تو بودم باز، آه دیگری...

 

کی فلک مثل تو دید و کی زمین جای تو بود؟

از برایت ساخت باید شاه را دیگری

 

فرصت اندک، شوق سرکش، عقل مبهوتت شده

کام برگیرم من آیا از گناه دیگری؟

 

عشق هم وصف تمنای وصال ماه نیست

مادر گیتی دوباره زاده شاه دیگری

 

بی گنه غرق گناهیم و ملامت چاره نیست

تا که افسون میکند چشم سیاه دیگری

 

آن کمند گیسوانت باز اندازد به دام

جان رنجور هزاران بی گناه دیگری

 

شیوه ی چشم سیاهت تا فریب آغاز کرد

لب، گشاید شکوه از بخت سیاه دیگری

 

بی پناه از سردی نامهربانیها و کاش

گاه گاهی گرم، آغوشی پناه دیگری

 

کاش امشب بشنوی اندوه نجواهای من

کاش پیغامی صبا آرد صباح دیگری

 

شکوه ام را نیک پاسخ گفتی، آری، بازگشت

انعکاس ناله از اعماق چاه دیگری


11 مرداد 1394 526 0

بهار

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کاش باران به زمین برگردد

روی رخساره ی گل،

قدمی بگذارد

کاش خاکی نشود دامانش

و بخواند بلبل

ای که گل می کند از آمدنت باغچه ها

خاک گل می شود از شوق نوازش هایت

و بپرسد شبنم

خبر تازه چه داری باران؟

باز هم آمده ای پاک کنی؟

گرد غمبار گناهان زمین.

فاش می داند باغ

که فرستاده تو را از سر مهر

عدل، آن لحظه که بر خاک گریست

آذر اما طی شد در هوای آبان

و زمین پاک نشد

و زمان، بر خلاف همه عادات زمینی بگذشت

باز باران برگرد

ولی اینبار بیاور با خود

زندگی، پاکی، عشق

و بهاران

باران...

 

 

 

 

 


21 دی 1393 344 1

دستور عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

من علم صرف و نحو نمی دانم

اما،

دستور عشق، معجزه ای دارد

باز آ و پا به دیده ی من نه،

ای مفرد، مذکر، غائب، ...

 


12 آذر 1393 238 0

رسوایی

بسم الله الرحمن الرحیم

هرچند سهم زخم دلم التیام نیست

در عفو لذتی است که در انتقام نیست

 

با وعده های لعل لبش دل خوشم ولی

حافظ در این مغازله شرب مدام نیست

 

شرح جمال و وصف قدش در میان خلق

افسوس و آه ، صحبت هر صبح و شام نیست

 

ما دیده ایم روی بتان، حسن دلبران

این حسن روی اوست که ما فی الانام نیست

 

مست از فریب چشم سیه فام او شدیم

رسوای جمع چون که شدیم احترام نیست

 

در سطر سطر دفتر اعمال روز حشر

ما را سیاهه ای بجز این اتهام نیست

 

لحن کج و شکایتم ای نازنین ببخش

در عفو لذتی است که در انتقام نیست


29 مرداد 1392 374 4

مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کس به مجنون گفت ای والا مهین

از چه رو گریان و نالانی چنین

 

عالم از مه طلعتان خالی نشد

رو ز خوبان دلبری دیگر گزین

 

گفت مجنون بی درنگ و آتشین

غیر لیلی نیست من را همنشین

 

"اهل دنیا از کهین و از مهین

لعنت الله علیهم اجمعین"


25 اردیبهشت 1392 421 5

جای تو خالی...

بسم الله الرحمن الرحیم

اول اردیبهشت ماه جلالی
دشت پر از لاله بود و جای تو خالی...

باد وزیدن گرفت و بوی گل آکند
در سرم افتاد آرزوی محالی

شوق وصال تو همچو بذر امیدی
در دلم افشاند باد و گشت نهالی

آتش دل، ای دریغ، از سر عادت
سوخت به یکباره آن نهال خیالی

 


11 اردیبهشت 1392 379 3

رضای آهوها

بسم الله الرحمن الرحیم

و غبطه می خورم امشب به حال آهوها
پناهشان شده ای، خوش به حال آهوها

اسیر جهل زمان و اسیر نفس خودیم
برو شکارچی بدسگال آهوها

کرم نمودی و ضامن شدی اسیران را
فرو نشاندی از این قیل و قال آهوها

بیا و باز رهایم کن از اسارت ها
مرا فریب نداده جمال آهوها

به خال هاشمی آن یگانه ی موعود
دلم اسیر نگشته به خال آهوها

چنان اسیر نمودی به دام صیدت را
که خود نمونه شدی در قتال آهوها

شکار جذبه چشمت شدیم ای صیاد
تو خود ضمانت ما کن مثال آهوها

به سان حمله ی شیری که در کرانه ی دشت
افاقه ای نکند اتصال آهوها

بگیر و خوش بنواز ای کمان به دست ای عشق
نوای مبتهج ابتهال آهوها

اسیر قافیه، نه نه اسیر موی توام
رضا، رضای تو و آن رضای آهوها


29 فروردین 1392 384 4

بحرین

بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به شیعیان مظلوم بحرین

کنون از عشق ردی تازه و باریک جا ماندست
قرمز  ،
همچو رنگ خون
صدایم را شنیدی باز از میدان لؤلؤ
از منامه ،
پایتخت خون
چه خوانا بر سریر سنگ فرش کوچه ها بنوشت بابا
واژه زیبای آزادی
به خط خون ، به خط خون
و مادر مویه بر طفل صغیرش کرد و نفرین بر حَمَد
آن شاه خون آشام
باز اینست رسم خون
***
صبوری کن تو ای مادر به یاد زینب مضطر
به یاد پیکر گلگون آن مظلوم بی سر
سرور بی افسر تنها ،
به دشت خون
و یاد آر آن سخن ها و رجزها را
که خوش آموخت بابا قبل رفتن
قبل پروازش
هلا با خصم بستیزید و از شمشیر نگریزید
که تقدیر این زمان اینست
شیرین است
فتح خون...


21 فروردین 1392 529 3