در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

طرح عاشورایی

تا روز دهم
زمان اندکی
باقیست
و هر سَر,
که از کاروان ِ
حسین (ع) نباشد
نور سرخ توحید را
بر فراز نیزه
نخواهد دید

محمد حسین نورانی شیرازی (نصرتی)


 

28 شهریور 1396 22 0

آرزو ..

بخواهی یا نخواهی  مرگ  تنها می برد ما را

از این گردونه ی مرموز دنیــا  می برد ما را

 

نکن تکلیف همرامی به مــــــــــا  ای باد سرگردان

که دست از جان خود شستن  به صحرا می برد ما را

نکن خود را اسیر " آرزو " در زندگی  ای دل

که از امروز بی حاصل  به فردا می برد ما را

 

نگو یک قطره  در رودیم  و آب بی سر انجامیم

که رود از قطره  بر خیزد  به دریـا می برد ما را

 

خدا  آن چشم آهو  را  ز چشم بــد  نگه دارد

که در هر گردشی   چشم تماشا می برد ما را

 

نپرسیدیم ما هرگز  که با خود  کاروان سالار

از این ویرانه ها  تا شهر  آیــا می برد ما را ؟

 

نشسته روی قایق در کنار ساحل مرگــــیم

که روزی موج می آید از اینجا می برد ما را


26 شهریور 1396 10 0

من همینم ، همین که می بینی

من همینم ، همین که می بینی! درد، بر دوشِ حسِّ تنهائی
شعرِ تَر می تراود از طبعم، تا بنوشی یک استکان چائی
 
من پُرم، پُر، از آه جانسوزی که امانم بریده است از آن
تو ولی بی خیال و فارغ بال ، مثل لولی وشان حالائی
 
بس که از درد دیده ام آزار، گفته ام با خودم هزارن بار
سر به بالین مرگ خود بگذار، جز به مردن اگر نیاسائی
 
گر نخواهی شوی پکر چون من، خانه بر دوش و دربدر چون من
گفته باشم که نازنین زنهار ، جان خود را به غم نیالائی
 
شک ندارم که نیستی حوری، گاهگاهی ولی همینجوری
نکند ــ پیش خود گمان کردم ــ  نسخه ای دیگر از اهورائی؟
 
خوابم از سر پرانده ای دیری است، ناقلا با نگاه مشکوکت!
گرچه مادر بزرگ در گوشم ،جور و واجور خوانده لالائی
 
گاهگاهی که می زند غیبت،دربدر می شود هواخواهت
در زمین در پی تو می گردد،تو،ولی توی آسمان هائی
 
ول معطل تمام عالم هست، توی دنیا اگر نباشی تو،
بی تو مائیم بی برو برگرد،باده پیمای باد پیمائی!
 
پیکرت هست رشک حورالعین، گل تری از هر آنچه گل دیدیم
آنچه را گل تر از گل است آیا می شود با گلی بیارائی؟
 
 

24 شهریور 1396 43 0

ماجرا

غزل نه! شاعر تو ماجرا نوشته و بعد...
به مطلعت هیجان داده تا نوشته، و بعد...

طلوع چشم تو در چند خط نمی گنجید
برای چشم تو طومار ها نوشته و بعد...

نگاره های دل غارها به من گفتند
بشر از اول خلقت تو را نوشته و بعد...

چه بی بهانه دلم خواست شاعرانه شوی
چه عاشقانه قلم از شما نوشته و بعد...

غزل نوشته ام و سوی تو فرستاده ند
مباد اینکه بپرسی: چرا نوشته؟! و بعد...

ولی نه، تو... تو همانی که هیچوقت ندید
برایت این منِ عاشق چه ها نوشته و بعد...

"محمدجواد قیاسی"

22 شهریور 1396 11 0

ماجرا

غزل نه! شاعر تو ماجرا نوشته و بعد...
به مطلعت هیجان داده تا نوشته، و بعد...

طلوع چشم تو در چند خط نمی گنجید
برای چشم تو طومار ها نوشته و بعد...

نگاره های دل غارها به من گفتند
بشر از اول خلقت تو را نوشته و بعد...

چه بی بهانه دلم خواست شاعرانه شوی
چه عاشقانه قلم از شما نوشته و بعد...

غزل نوشته ام و سوی تو فرستاده ند
مباد اینکه بپرسی: چرا نوشته؟! و بعد...

ولی نه، تو... تو همانی که هیچوقت ندید
برایش این منِ عاشق چه ها نوشته و بعد...

"محمدجواد قیاسی"

22 شهریور 1396 25 0

هایکو عاشورایی _ به پیشواز ماه محرم


بنام خدا





هایکو عاشورایی





بر بالای ِ
پرچم سیاه ِ
دستۀ
عزا
غروب ِ
سرخ آمد





محمد حسین نورانی شیرازی (نصرتی)













 

21 شهریور 1396 8 0

رحمت قائم

بسم الله الفارج الهموم
 تقدیم به محضر باب الحوائج امام کاظم (علیه السلام)
 
 
 
 
 بر هیمنه رحمت قائم صلوات
بر مظهر ذکر نور دائم صلوات
ارباب حوائج جهان است بخوان
بی وقفه تو بر امام کاظم (علیه السلام) صلوات


غبار دستگاه حسینی
مهدی رستگاری
هفتم آبان سال یکهزار و سیصد و نود و سه خورشیدی
پنجم صفر الخیر سال 1436 هجری قمری
 

 

20 شهریور 1396 28 0

حرفی از عشق ..

بسمه تعالی



اینجا سخن از عشق گفتن یک بهانه است
آیات غمزه ، حرف های عاشقانه است



باید سرود آیینه های ناگهان را
آیینه اینجا بهترین باغ ترانه است



حتی برای عشق چشمان تو کافیست
رنگین کمان ابروانت  آشیانه است



وقتی که لب تر میکنی  یک بوسه کافی ست
آثار بوسه بر لبانت  جاودانه است



تمجیدی از دل میکنی هر جا که باشی
میدانی اسرار دل من   محرمانه است



این رابطه پنهان نمی ماند همیشه
رسوا شدن از عشق  تاثیر زمانه است



دائم نهال عشق تو  در سینه ی من
باور بکن سر سبز تر از یک جوانه است





 

20 شهریور 1396 22 0

نگاره های ولایت

بسم الله الاحسن الخالقین

از دور قلم نگاشت صبح ازلی
بر لوح نگاره های آیات ولی
با بینی و چشم و لب نوشته است دو بار
بر چهره آدمی خدا نام علی

 

غبار دستگاه حسینی- مهدی رستگاری
بیست و چهارم اردیبهشت سال یکهزار و سیصد و نود و سه
(سیزدهم رجب سال 1435 هجری قمری)

یادداشت - ابن سینا در مضمونی قریب گفته است:
برصفحه چهره ‏ها خط لم یزلی
معکوس نوشته‏ اند نام دو علی
یک لام و دو عین، با دویای معکوس
از حاجب و عین و اَنف با خط جلی


18 شهریور 1396 19 0

لطف ولایت

بسم الله العلی العظیم

 

گر درک تو از دین خدا کامل شد

از حق ولایتت یقین حاصل شد

این لطف خدا به تو است کز آب غدیر

در جام وجود خاک پاکت گل شد

 

غبار دستگاه حسینی- مهدی رستگاری

پنجم مرداد ماه یک هزار و سیصد و نود و سه شمسی

بیست و نهم رمضان 1435 ه.ق.


17 شهریور 1396 20 0

شهید حججی

نجیب و سر به زیر و با ادب بود
کنار عابس و حر و وهب بود

سرش را داد تا دنیا بداند
غلام دختر شاه عرب بود

17 شهریور 1396 29 0

با علی باش

هویا علی مولا
با علی بودن چه زیبا بی علی بودن چه زشت 
بی علی در قعر ناری با علی صدر بهشت

با علی در اوج عزت بی علی ذلت پذیر
بی علی دانی و پستی با علی عالی سرشت

با علی راه تو روشن بی علی در گمرهی 
بی علی راهی دوزخ با علی سوی بهشت

با علی باش و رها باش و رها از او مشو
بی علی یک لحظه یک دم هم مشین بی هو مشو
************
با علی معنا بگیری بی علی بیهوده ای 
!بی علی یاوه سرایی با علی فرموده ای

با علی مهرِ وفایی بی علی شرم خطا 
بی علی رنج ندامت با علی آسوده ای

با علی بخت بلندی بی علی نحسی شوم 
بی علی درد مضاعف با علی خوش بوده ای

با علی باش و رها باش و رها از او مشو 
بی علی یک لحظه یک دم هم مشین بی هو مشو
************
با علی گرم حضوری بی علی در فاصله 
بی علی آشفته حالی با علی دل یکدله

با علی طوفان ندیده بی علی غرقاب غم 
بی علی حیران و واله با علی بی مشغله

با علی در ناز و نعمت بی علی مسکین ترین 
بی علی فقر و نداری با علی با راحله

با علی باش و رها باش و رها از او مشو
بی علی یک لحظه یک دم هم مشین بی هو مشو

16 شهریور 1396 29 0

ماشیعه ایم وعشق علی دروجودمان





ماشیعه ایم وعشق علی دروجودمان
مهر علیست مایه ی بود و نبودمان
گل کرده اززمان ازل عشق روی او
در تار تار سینه و در پودپودمان
دیوانه ایم وغرق جنونیم وعاشقیم
نوشیده ایم کوثر وقت شهودمان
نام علیست اسم شب احتضارمان
ذکرعلیست ورد قیام و قعودمان
بایاد «فزت ...»اش به پایان بریم ما
درپنج نوبت است به عالم سجودمان
نهج البلاغه اش شده مفتاح مشکلات
یادش شده است مایه ی عز و ودودمان
تاجان به تن بُوَد، به لبهای ماهمه
بر او و آل اوست درعالم درودمان



15 شهریور 1396 23 0

صلوات بر امام علی النقی علیه السلام

بسم الله الهادی الخلائق الی النور

به مناسبت ولادت امام هادی (علیه السلام)

لبیک به دعوت منادی صلوات

بر برکت و عشق و نور و شادی صلوات

از حد و عدد فزون به نور نقوی

بر ناصر دین امام هادی (علیه السلام) صلوات

 

غبار دستگاه حسینی- مهدی رستگاری

هفدهم مهرماه سال یکهزار و سیصد و نود و سه

شب میلاد امام هادی علیه السلام

 


15 شهریور 1396 26 0

گرد باد ..

بسمه تعالی

 

با منِ حیـــــــــران نگردد در بیابان گرد باد

می کند خود را فراموش از دل و جان گرد باد

 

ریشــــه  در صحرا ندارد   پایکوبان می رود

خانه بر دوش ست در صحرای امکان گردباد

 

هستی ما بستگی دارد به پایان حیـــــات

گَرد هستی را فشاند از خود آسان  گرد باد

 

دولت سر در هـــــوا  هرگز نماند پایدار

جلوه ای آید ، شود از دیده پنهان گردباد

 

حلقه ی زنّـــــار را  پـای مسلمانی نبند

گَرد را هرگز نمی پیچید به دامان گرد باد

 

از جنون در دور خود پیچیده ام مانند مار

در بیابان  ســـر نیارد از گریبان  گرد باد

 

تیـــره بختان را نمی بیند کسی در زندگی

شب که می آید نمی باشد نمایان گرد باد

 

گرم می سازد دل شوریده را زخــــــم زبان

خار و خس را می دهد امکانِ جولان گرد باد

 

 

جواد مهدی پور


15 شهریور 1396 20 0

هوای عشق

هوای عشق نمی گیرد
خانه ی دلم
 عطرِ تنت شده است
خلاءِ نبودن

14 شهریور 1396 17 0

قلب مریض

قلب مریضم را
چگونه عمل باز کنم
وقتی رگ هایش
به تو گره خورده است
 
شعر پریسکه

14 شهریور 1396 14 0

طرح عاشورایی




بنام خدا





به حضرت سیدالشهدا (ع)







سیدالشهدا (ع)
با نام ِ
سرخ تو,
من ِ ستمکار,
مظلومیت را
حس کردم







محمد حسین نورانی شیرازی (نصرتی)




 

14 شهریور 1396 4 0

شاه ولا ..

 

بسمه تعالی

 

 

شیر مردی تو ، در این قول خدا بحثی نیست
سیف هم سیف تو ، در شرح فتی بحثی نیست



شانه هایت اثر از بار فقیران دارد
پادشاهی تو برای فقرا ، بحثی نیست



تو امام همه ی خلق جهانی آری
اینکه مظلومی از آن جور و جفا ، بحثی نیست



طعنه بر منصب ایمان و عدالت دادند
که در آن صحبت غصب خلفا بحثی نیست



تو بزرگی و بزرگی به تو عادت دارد
خوان تو شامل هر شاه و گدا ، بحثی نیست



ظلم کردند تو را خانه نشین ات کردند
اینکه هستی تو همان شاه ولا ، بحثی نیست


مهر می بارد از آن ابر عدالت هر روز
سایه گستر شده ای بر سر ما بحثی نیست



تو همان شیر خدایی و امام مظلوم
یا علی (ع) شیر خدایی ، بخدا بحثی نیست

 


14 شهریور 1396 18 0

چگونه روشنفکر شویم (شعر طنز)

اگر خواهی که روشن فکر باشی
بدون زحمت و فکر و تلاشی

بگو گاهی از "اگزیستانسیالیسم"
حکومت بر اساس "لیبرالیسم"

به هر جمله بچسبان چند تا ایسم
"دادائیسم" و مامائیسم و بابائیسم!

ولی اصلا نپرس این ایسم ها چیست
فقط تکرار کن... معنا مهم نیست!

مخالف باش با هر فکر مرسوم
بگو هستند مردم از تو محروم

بگو عریان شدن یک فکر عالی است!
مدرن و موجب رشد و تعالی است

و ذبح گوسفندان جاهلانه است
دلم می سوزد آری! ظالمانه است

اگر زیبا، کلامت را بگویی
بیابی نزد مردم آبرویی...

رسید اکنون زمان عیش و مستی
بدان دیگر تو روشن فکر هستی

13 شهریور 1396 19 0
صفحه 2 از 208ابتدا   قبلی   1  [2]  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها   
شعر عاشورایی