کسی به باغچه بعد از تو آب خواهد داد؟

کسی به باغچه بعد از تو آب خواهد داد؟
به روزهای جهان، آفتاب خواهد داد؟

کدام دامن پر مهر می شود بالش؟
به گریه های یتیمانه خواب خواهد داد

کدام عشق به این سفره های نان و نمک
پس از عبور تو رنگ و لعاب خواهد داد

مرا هر آینه او از سکوت پر کرده است
هم او که آه مرا بازتاب خواهد داد

برای آنکه بگیریم انتقامت را
خدا به گردش دنیا شتاب خواهد داد

زمانه ای که به زهرا چنین جفا کرده است
مگر سلام علی را جواب خواهد داد!؟

08 اسفند 1395 661 0

عطر بهشتیدن یارا دیبدی خدا سیزی


عطر بهشتیدن یارا دیبدی خدا سیزی
صبحون نسیمینه ائلیوب پیشوا سیزی
بیر باخدی مهربانلیقوا ذات حق، صورا
خلق ایلدی رسول خدایه، آنا، سیزی
جناتیله محقر ایوین ایلمز عوض
گر گورسه ئوز ائوینده شه لافتی سیزی
نه خلقیله دییر دانیشار نه ئوزی گولر
بیر گون زیارت ایلمسه مصطفی سیزی
قرانی اندیریبله یره عرشیدن خانیم 
کلمه به کلمه ایلیه حمد و ثنا سیزی 
سیز ربنا دینده زمان قنوتیده
ایلردی لحظه لحظه تماشا خدا سیزی 
احرام باغلیاردی علی، تا سیزه باخا
حج علی بوئیدی که ائتسون رضا سیزی
ثار اللهی تو کوبسن حسینون دامارینا
عالم تانور معلم کرب و بلا سیزی

ای آستان پاکینی خضز و خلیل و ئوپن
هر گون حسینیون الینی جبرئیل ئوپن

سیز ایستسز جسده ،دونر جان اولار خانیم
نه جان خشک، جلوه ی جانان اولار خانیم
بیر آستانه دور بو جهاندا سیزون قاپی
کیم ئوپسه چار چوبینی، سلمان اولار خانیم
هر جنگیده علی دیسه یا فاطمه اگر
پیغمبره قسم اولا طوفان اولار خانیم
تاپسا جهاندا جذبه ی تسبیحین انتشار
حتی یهودیلر ده مسلمان اولار خانیم
الاندا انبیای اولوالعزم ،عدنیده
اوغلون حسینه دست به دامان اولار خانیم
چادر شبین نسیمی اگر اسسه بیر نفس
آتش گنه خلیله گلستان اولار خانیم
بی حدیدی بویوک آقازاده ن آقالیقی
مور حقیره باخسا سلیمان اولار خانیم
باب الحسین یدن حرم لطفیوه گلن
اول قدمده دردینه درمان اولار خانیم

هر کس که منکریندی بهشته جوازی یوخ
حتی اونون جنازه سیننده نمازی یوخ

خانوم بهشت گوشه ی چادر شبونده دور
جان " لیعبدون " گجه کی یاربونده دور
سنسیز نه دین نه شرع نه ایمان نه منزلت
اسلام ناب روحی سنون مذهبونده دور
دنیانی گزسه لرده تاپیلماز وقار ناب
بو حیدری وقار فقط زینبونده دور
همسایه لر قوناقون اولاردی قنوتیده
نفرین ندور، دعا گنه زیر لبونده دور
الله فقط بیلور سنی نه خلق ائدیب خانیم
الله بیلور نه شان و شرف منصبونده دور
گل نسلینین چاتار شجره نامه سی سنه
عطر بهار رایحه اطیبونده دور
طفل شهادته سینه دن قانلی سود ویرن
 کرب و بلا بناسی سنون مکتبونده دور

شعریم بولوط لانیبدی خانیم آغلیا سیزه
سیز بستره یزده سیز دانیشور مرتضی سیزه

آچ گوزلرین علی نی دانیشدیر ثواب ایله
به حالیله بالالاریوی آز کباب ایله
من بیر غریب من بیر آدامسیز ،یول اوسته سن
گل فاطمه فرشته ی مرگی جواب ایله
من اللریم دعاده دی سندن قاباق ئولم
اللهه دی بو خواسته نی مستجاب ائله
نه علته علی دن  حلالیت ایستیرن
آز لااقل علینی خجالتدن آب ایله
هر امرین اولسا سن منه دی خواهش ایلورم
اصلا علی نی بو گجه اسما حساب ایله
یات سن، خانوم !سوموکلرین آغریر تکان یمه
گل توخدویونجا مامنیوی رختخواب ایله
مسمار اوخ قیافه سینه بیر زمان چیخار
بو صبریوی تسلی روح رباب ایله 

چاتدی گونون باتان چاقی محو اولدی آفتاب
بیر زینب اولدی بیر بالاسی اوخلانان رباب

باخدی یانا یانا دیدی آی اصغریم بالا
دوندوم کوله سنه چاتا خاکستریم بالا
بیر جرعه ایچدیم ایچمدیم، آخشام چاقیندا سو
ایندی او سو اوت اولدی یانور دوشلریم بالا
قویدی سنی مزاره آقا من باخا باخا
 ای کاش سنین یانیندا اولیدی یریم بالا
اوخ کی دگوب بوغازیوه هیچ تای دگول سنه
گولدون عجب او اوخ ئوزونه دلبریم بالا
من قالمیشام باشون، نجه بند اولدی نیزیه
گورسم سنی جداده اولارمحشریم بالا
 گل لااقل گجه یوخوما بیر امیشدیریم
اوننان صورا دوباره سنی قیتریم بالا
گولدن آغیر سوز هیچ منه عمه ن خانیم دیمیر
عمه ن اولوبدی هم ننه هم خواهریم بالا
عمه ن یانیندا آغلاماقا چوخ مقیدم
بیر آز گوروم یوخوم آپارار گوزلریم بالا

قوی دردیمین بقیه سی قالسین هله اوغول
یات ارخیین یاتیب بو گجه حرمله اوغول 


06 اسفند 1395 2145 6

شعرم شکوفه وار به زهرا رسیده است


شعرم به مدح حضرت زهرا رسیده است
روی زمین به عالم بالا رسیده است

باغ و بهار می چکد از بیت بیت من
شعرم شکوفه وار به زهرا رسیده است

آمد بهار خرّم و زهرا شکفت ماه
خورشید گرم محض تماشا رسیده است

میلاد دختر گل و ریحان و روشنی ست
شعری شریف و شاد و شکوفا رسیده است

نوروز آمده ست به تبریک فاطمه
چون رودخانه ای که به دریا رسیده است
::
هستی، نجات یافته ی حُسن خلق توست
زیبایی و کمال به امضا رسیده است

حُسنش رسیده است به فریاد زندگی
خُلقش به داد مردم دنیا رسیده است
::
وقتی که مادر پدری، پیر امتی
شعرم به درک امّ ابیها رسیده است


06 اسفند 1395 761 0

داغ تو بود بار امانت به ما رسید


تو آمدی و زن به جمال خدا رسید
انسان دردمند به درک دعا رسید

تو آمدی و مهر و وفا آفریده شد
تو آمدی و نوبت عشق و حیا رسید

هاجر هر آن چه هروله کرد از پی تو کرد
آخر به حاجت تو به سعی صفا رسید

احمد (ص)اگر به عرش فرا رفت با تو رفت
مولا اگر رسید به حق با شما رسید

داغ پدر ،سکوت علی (ع)، غربت حسن (ع)
شعري شد و به حنجره ی کربلا رسید

در تل زینبیه غروبت طلوع کرد
با داغ تو قیامت زینب (س) فرا رسید

با محتشم به ساحل عمان رسید اشک
داغ تو بود بار امانت به ما رسید

تسبیح توست رشته ی تعقیب واجبات
قد قامت الصلاتي و حي علي الصلات

بند دهم:

شب گريه های غربت مادر تمام شد
زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد

امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال
سلمان به آه گفت ابوذر تمام شد

طفلان تشنه هروله در اشک می کنند
ایام تشنه کامی مادر تمام شد

آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)
چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شد

تا صبح با تو استن حنانه ضجه زد
محراب خون گريست كه منبر تمام شد

زاینده است چشمه ی زهرایی رسول
باور مكن که سوره ی کوثرتمام شد

باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است
باور مکن حماسه ي حیدر تمام شد؟

زهرا (س) اگرنبود حدیث کسا نبود
زینب (س) نبود و واقعه ي کربلا نبود

06 اسفند 1395 660 0
صفحه 7 از 32ابتدا   قبلی   2  3  4  5  6  [7]  8  9  10  11  بعدی   انتها   

اشعار فاطمی ارسالی کاربران


تقدیم به حضرت صدیقه ی کبری(س)

دخترم! هربار رو به من تبسّم می کنی
آفتابی، گوشه ی چشمی به گندم می کنی


بوی نانت باز می پیچد میان کوچه ها
ذکر می گوییّ و با باران ترنم می کنی


قاب چشمان حسن شد قامتت وقت نماز
کوه را با ایستادن های خود گم می کنی


گفته ای:الجار ثم الدار، تا آواز صبح
هر دعایی خوانده ای در حق مردم می کنی


ناخدای کشتی ام! پهلو گرفتی، درخفا
چشم دریای علی را پرتلاطم می کنی


خانه ات، درها، همه دیوارها فهمیده اند
بر سر دستاس احساس تالم می کنی


دست بر دیوار می گیری، برای لحظه ای
گریه های دخترانت را تجسم می کنی


آب وقتی نیست هنگام وضویت در حیاط
گرد از چادر که می گیری تیمم می کنی


روی دوش حیدر آرامیده ای؛ تا پیش من
قبل از او پر می کشی آری...تقدم می کنی

21 اسفند 1394 1052 2

فرشته ای که شدی بهر مرتضی ، همسر

 

نوشت نام تو را از رسول بالاتر

شدی خلاصه ی عصمت و بانوی سرور       

               

ندیده عالم امکان ستاره ای چون او

و نیست شان کسی از بتول والاتر

 

زنان مومنه ی عالم از ازل به ابد

خدیجه ، مریم و حوا ... مرید این گوهر

 

به گرد پای شما هم نمی رسد خورشید

ز نورتان شده در پرده آفتاب و قمر

 

تو فاطمه و بتول .. انسیه و حورایی

محدثه و تقیه ...سماویه ... کوثر

 

چقدر راضیه بودن شبیه ذات شماست

مطهره شده ای ... بهر مصطفی مادر

 

نوشت نام تو را مومنه و پاک سرشت

زکیه، حانیه ، صدیقه ... زهره ی اطهر

 

بشر نبودی و انسیه خوانده اند تو را

فرشته ای که شدی بهر مرتضی همسر

 

خدا سرشت وجود تو را ز نور جلی

به سجده های مکرر  و اشک های سحر

 

و خواست تا به مقام شما بیافزاید

و سیده شده ای از همه زنان برتر

فروردین94


21 فروردین 1394 973 4

وحی خدا در آینه ی کوثر آمده ست

این نور کیست بین صف محشر آمده ست

نوری که قبل خلقت عالم بر آمده ست

از فرّ و شوکتش همگی غرق حیرتند

نور خداست در صفت دیگر آمده ست

او را رسول مهر بخوانم عجیب نیست

وحی خدا در آینه ی کوثر آمده ست

وقتی حدیث قدسی «لولاک» شأن اوست

در حد من که نیست بگویم : سرآمدست

در آخرت شفاعت زهرا نصیب اوست

هرکس که با توسلِ «یا حیدر» آمده ست

وقتی دلیل قهر خدا خشم فاطمه ست

یعنی که ظالمان نفس آخر آمده ست

 


 


21 فروردین 1394 745 0

آمد به دنیا یکی مهر تابان

حجازا ،چه خوشحال و خندانی امشب 

پر از عطر مهتاب و شب بوئی امشب

 

به رقص آمده نور در آسمان ات

غزل خوان یا رب و یاهوئی امشب

00

ترا شسته باران ،چو در می درخشی

طراوت به  گلهای  باغ ات رسیده است

 

به هر گوشه از کوچه باغ قشنگ ات

گل سرخ و لادن  فراوان دمیده است

00

گروهی پرستو به مسجد رسیدند

لب بام و گنبد غزل می سرایند

 

تو گوئی بهاری دوباره  به راه است

که هر دم  به شوق وشعف می فزایند

00

بیا تا به پرسیم از آسمان ات

چه جشنی است این در دل آسمانها

 

کدامین ستاره قدم می گذارد 

به دنیای روشن ترین  کهکشانها

00

به پیشانی ی آسمان، ای حجازم 

شهابی نوشت این پیام  خدا را

 

که آمد به دنیا یکی مهر تابان

که روشن کند ملک ملک بی انتها را

00

بر آمد ز منظومه ی عشق مهری

که روشن کند شام تار  جهان را

 

به  شب های شیعه شودآفتابی

فروزان کند راه  هفت  آسمان را

00

به نور جمال جمیل اش به سوزد

هر آن چیز زشتی که در این جهان است

 

کند سبز افکار کج باوران را

بهاران کند آنچه را با خزان است

 


21 فروردین 1394 755 0
صفحه 1 از 19ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها