اشعار با ارکان طولانی. درست یا غلط؟

22 بهمن 1392 | 1594 | 0

اشعار  با ارکان طولانی. درست یا غلط؟

در این مقاله قصد داریم به افزایش تعداد ارکان در شعر کلاسیک که بویژه در شعر بعد از انقلاب و توسط خانم سیمین بهبهانی رواج پیدا کرد بپردازیم. ناگفته نماند که خانم بهبهانی بیش از 124 وزن را امتحان کرده اند و هدف ایشان بیشتر شناسایی و شناساندن وزن های جدید و کم کاربرد زبان فارسی بوده است.

 
اما سوال اینجاست که تا چه حد چنین اوزانی پذیرفتنی و حتی منطبق بر قواعد شعر پارسی است؟

همانطور که می دانیم در شعر پارسی برخلاف شعر عرب که مبنای آن بیت است، مبنا را "مصرع" قرار می دهند و هر مصرع از واحد کوچکتری به اسم "رکن عروضی" تشکیل می شود و سپس در این تقسیم بندی به "هجا" می رسیم.

به استناد بررسی در اشعار کلاسیک از قدیم تا به امروز و همینطور نظر دکتر وحیدیان کامیار در این رابطه، به این مهم میرسیم که در شعر پارسی هر مصرع از حداقل 3 رکن (سه یا چهارهجایی) و حداکثر 4 رکن چهارهجایی بوجود می آید، البته گاهی اشعاری با تعداد 2 رکن در مصرع هم دیده شده که اکثرا در اوزان عامیانه کاربرد دارند


"از تکرار ارکان چهارتایی یا سه تایی یا تناوب آنها وزن به وجود می آید اگر در نظر بگیریم که طول مصرع بین 8 تا 16 هجاست یعنی کوتاهترین مصرع شعر فارسی هشت هجایی و طولانی ترین آنها 16 هجایی است..." (دکتر وحیدیان کامیار)

از طرف دیگر ملاحظه می شود که تمامی اوزان جدید که دارای ارکان طولانی تر از حد متعارف می باشند جزء اوزان دوری هستند بنابراین لازم است قبل از ادامه بررسی نگاهی به تعریف اوزان دوری از منظر دکتر کامیار داشته باشیم:

مشخصات اوزان دوری عبارتست از وجود وقفه میان دو نیم مصرع، متناوب بودن ارکان. هجای پایانی نیم مصرع در حکم هجای پایانی مصرع است یعنی می تواند کوتاه یا بلند یا کشیده باشد. تعداد اوزان دوری بسیارست و نگارنده تنها اوزان دوریی که شاعران به آنها شعر سروده اند. در سال 1360، چهل و دو وزن یافته است و اکنون بر این تعداد بسیار افزوده شده است
(وحیدیان کامیار، 1360، ص73-57)

درواقع وزن دوري يا متناوب يا دوپاره در اشعاري است كه بتوان هر يك از مصراع‌ها را به دوپاره متشابه يا دو نيم مصراع تقسيم كرد كه وزن پاره نخست عينا در پاره دوم تكرار مي‌شود. در اين وزن شاعر مي‌تواند هر پاره را با پاره بعد مقفي (هم قافیه) سازد و به اصطلاح تصريع به وجود آورد

بنابراین همانگونه که ملاحظه گردید در اوزان دوری با "یک مصرع" روبرو هستیم و یا به عبارتی با دو "نیم مصرع" یا "پاره" که هریک در عین حال که در حکم یک مصرع قرار می گیرند اما یک مصرع کامل نیستند! همانطور که قبلا عنوان شد مصرع در اوزان فارسی متشکل است از 8 الی 16 هجا.

حال می رسیم به ادامه بررسی.

باتوجه به توضیحات بالا بار دیگر این سوال پیش می آید که آیا استفاده از ارکان طولانی در شعر پارسی مجاز است و آیا مطابق با قواعد زبان پارسی است یا خیر؟

برای ادامه مقاله چند نمونه از آثار در این اوزان را بررسی خواهیم کرد:

می خواهم از تو بگذرم و مثل حادثه، در ژرفنای تیره ی تکرار گم شوم
آنگاه مثل سوختن لحظه های خیس، در دودهای حلقه ی سیگار گم شوم (فاطمه خنیا)

همانطور که مشاهده می شود هر مصرع فوق تشکیل شده از تکرار دوبار مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) که خود یک مصرع کامل است و با توجه به تعاریف ارائه شده در شعر پارسی از مجموع دو مصرع هم وزن، یک بیت بوجود می آید.بنابراین در چنین وزن هایی عملا با یک بیت به عنوان یک مصرع روبرو هستیم! باید توجه شود در اوزان دوری سخن از "نیم مصرع" بود و نه "مصرع" ! و از نمونه های موجود از اشعار شاعران کهن ایران این مسئله به خوبی قابل دریافت است:

1- مفتعلن , فاعلن / / مفتعلن , فاعلن :
ماه بر آمد به صبح چون دم ماهي ز آب

2- مستفعلن , فعولن / / مستفعلن , فعولن :
در دا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

3- مستفعلن , مفعولن / / مستفعل , مفعولن :
درياب ضعيفان را در وقت توانايي

کاربرد دو وزن دوري زير نيز زياد است:
1– مستفعلن , فع / / مستفعلن , فع
( = فع لن , فعولن / / فع لن , فعولن )
مثال :
چندان که گفتم غم با طبيبان
درمان نکردند مسکين غريبان

2- مفاعلن , فاعلن / / مفاعلن , فاعلن
مثال :
جهان فرتوت باز، جواني از سر گرفت
به سر ز ياقوت سرخ، شقايق افسر گرفت

مشاهده می شود هر نیم مصرع یا پاره از دو رکن تشکیل شده و با توجه به اینکه هر مصرع از حد اقل سه رکن تشکیل می شود ، این پاره ها در حکم یک مصرع کامل نیستند!

نمونه های دیگری از شاعران سایت شعر نو را در ادامه خواهیم دید:

تا واژه ها در کنار منند و تو با منی ٬ دنیا مکان بهتر و زیباتریست ٬ نیست ؟
وقتی بهار میشوم اینجا کنار تو ٬ حتی سکوت دست نوازشگریست ٬ نیست ؟ (سرخوش پارسا)

لحظه های غروب می بینی ، همه جا در غبار دم کرده
آسمان ابری و دلش تنگ است ، های باران ؛ ببار دم کرده  (علیرضا قربان خان)

هیزمی مانده از بخاری جا ،این زمستان چقدر بی عار است
زندگی در کمال آرامش ،در حقیقت ادا و اطوار است (مرضیه اوجی)

در شعر اول باز هم وزن مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل که همگی به عنوان یک وزن پرکاربرد می شناسیم تکرار شده است

و در دو شعر بعدی وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن(خفیف مسدس مخبون) باز هم یکی از اوزان پرکاربرد و طبق آمار یازدهمین وزن پرکاربرد در دیوان حافظ می باشد تکرار گردیده است

مثال از دیوان حافظ:

بر تو خوانم ز دفتر اخلاق
آیتی در وفا و در بخشش
هر که بخراشدت جگر به جفا
همچو کان کریم زر بخشش

ملاحظه می شود که حافظ شعر فوق را در دفتر قطعات خود قرار داده و با ترکیب مصرع ها وزن دوری ایجاد نکرده است.

باید اعتراف کرد که شاعران گذشته چون حافظ ، سعدی، رودکی و... به خوبی اوزان دوری را می شناختند و بهتر از آن با قواعد و دستورات شعر پارسی آشنایی داشتند، و این فکر خامیست که اگر ادعا کنیم شاعرانی در چنین سطح پی به ترکیب مصرع ها و ساختن اوزان دوری جدید نبرده بودند! درواقع باید اینچنین گفت که بخاطر تسلط کافی به تعریف رکن ،مصرع، بیت و... هرگز از این قوانین تخطی نکرده اند و الا مطمئنا سال ها پیش با چنین اوزانی روبرو می شدیم. و از همین روست که وزن های دوری در اشعار حافظ را در وزن های چون "مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن" و "فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن" و... می بینیم که همگی منطبق بر دستور و قواعد زبان پارسی است.

با توجه به مسائل مطرح شده در بالا سوال اینجاست که روی چه قاعده ای باید دو مصرع استفاده شده در هر قسمت را به عنوان یک مصرع بپذیریم؟ و آیا این با تعریف مصرع ، بیت، وزن و بحر شعر پارسی در تضاد نیست؟

اگر نمونه های مثال زده شده در بالا را به عنوان بیت آغازین یا مطلع یک غزل درنظر بگیریم و آن را به تنهایی در اختیار مخاطب قرار دهیم آیا چیزی جز دو بیت متوالی از یک غزل یا قطعه به ذهن مخاطب خطور خواهد کرد؟

حال ما یا مجبوریم تعاریف مصرع و بیت را عوض کنیم و یا با توجه به تعاریف ارائه شده به ادامه بررسی بپردازیم، که مطمئنا حالت اول نیاز به دلایل علمی و تحقیق شده دارد و صرفا با توجه به سلیقه یا ادعای نوآوری نمی توان به آن استناد کرد. بنابراین باید با توجه به قواعد موجود اشعار موردنظر را بررسی نمائیم.

حال اگر اشعاری در چنین وزن هایی را از لحاظ ساختار قالب بررسی نمائیم به وضوح مشخص است که با توجه به نوع قوافی در هیچ یک از قالب های کلاسیک از جمله غزل و حتی چهارپاره قرار نخواهند گرفت، بنابراین حتی استعمال وزن دوری برای این اشعار در هاله ای از ابهام است!

با توجه به اینکه در این اشعار هر مصرع در اصل یک بیت است از لحاظ قوافی مشاهده می شود مصرع های 2، 4، 8، 12 و... دارای قافیه هستند و این با تعریف غزل و سایر قالبها در منافات است!

البته لازم به ذکر است تمامی موارد فوق درصورتی است که ما تعاریف و قواعد موجود در ادبیات خود را بپذیریم! متاسفانه درحال حاضر هیچ دلیل قاطعی درمورد علت استفاده از چنین وزن هایی و صحت و سقم آن وجود ندارد. با وجود این، دلایلی که چنین وزن هایی امروزه رواج پیدا کرده را می توان بصورت زیر بیان نمود(یا حدس زد!)

1.بازتر بودن دست شاعر برای استفاده از تعداد هجاهای بیشتر و به تبع آن فضا سازی های بیشتر در شعر

2.خلاص شدن نسبی از قافیه و ردیف به طوری که کافیست شاعر در هر چهار مصرع تنها یک قافیه و ردیف قرار دهد!

3.پرداختن به مسائل اجتماعی معمولا در اینگونه شعرها آسان تر و دارای محدوده مانور بیشتری است

البته ممکن است دلایل دیگری هم بتوان عنوان کرد اما ظاهرا اصلی ترین دلایل برای بوجود آمدن چنین اشعاری در موارد بالا خلاصه می شود

لازم به ذکر است دلایل عنوان شده هیچ یک دلیل قابل قبولی برای پذیرش چنین اشعاری به عنوان وزن های جدید و همینطور قرار دادن آن ها در قالب غزل و اوزان دوری نیست چرا که پذیرش آنها ظاهرا منوط است به نادیده گرفتن بسیاری از قواعد ثابت و ادبی شعر پارسی که در بالا ذکر گردید. مگر اینکه قالب جدایی برای اینگونه اشعار با قوافی خاص خود در نظر بگیریم که در هیچ یک از قوالب موجود نمی گنجند.

نویسنده: محمد نجفی نوکاشتی

منبع: سایت شعر لوجنک www.lojanak.ir


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

موضوعات