و خدا صدای آشفتگی باد را شنید

27 فروردین 1396 | 258 | 0

این مطلب در تاریخ یکشنبه, 27 فروردین,1396 در وبلاگ سعیده اصلاحی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

به نام او که که مهربان ترین است

 

و خدا  صدای آشفتگی باد را شنید....

نوشته ی : سعیده اصلاحی

 

درست وقتی که آسمان ، ابرهایش را گم کرد و نفس زمین به شماره افتاد...

خدا صدای آشفتگی باد را شنید و قصه ات را آغاز کرد.

قصه ی پنجره ای روی دیوارهای بی روزنه...

قصه ی روزی که هرچه می رود، به شب نمی رسد...

و " تو" شروع شدی مثل تمام رودخانه ها

و پیچیدی به سمت گلهای گمشده در دشت...

خدا قصه ی " تو" را در ابتدای همخوانی قناریهای دنیا و پرواز دسته جمعی قاصدک ها

نوشته است تا " بردگی  "بمیرد و " زندگی " جان تازه بگیرد." احد " تو را به نام "

احمد(ص)" سرود و امتدادت داد تا ناشناس ترین روستای روی زمین...

***

از آغازت ، روزهای بیشماری گذشته است، اما هر بار  که قصه ات گره می خورد،

دنیا به بهاری تازه می رسد و زندگی ، نفس تازه می کند...

... ادامه داری تا همیشه و رایحه ات در مشام جهان باقی ست...

گلدسته هایت هر روز ، دست تکان می دهند برای بقیع بی کبوتر...

برای ستاره های نیمه تمام...

برای پرنده های خیس...

و دعا می کنند که: ستم ، زنده به گور شود و حضرت " احد" ، قصه ی " احمد(ص) " را

با طلوع حضرت " حجت (عج) " به اوج زیبایی برساند.

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

نویسندگان