سادگی های شاعرانه

05 آذر 1395 | 263 | 0

این مطلب در تاریخ جمعه, 05 آذر,1395 در وبلاگ سعیده اصلاحی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

به نام خداوند قلم

 

سادگی های شاعرانه

یادداشتی بر مجموعه ی شعر :

  • بادبادک های رنگ پریده

مجموعه ی 41شعر سپید- سروده ی اشرف سادات طباییان

انتشارات فصل پنجم-1395

به قلم :

سعیده اصلاحی

 

 

در این مجموعه با سپیدسروده هایی مواجه ایم که بی پیرایگی زنانه و روایات مکرر زندگی را از دریچه ی شعر تصویر کرده اند. و گاه دست آویزی هستند برای ترسیم  غمهای هر روزه که از شدت تکرار به بخشی از زندگی تبدیل شده و شاعر آنها را به نوعی ، شعرِ زندگی ِخود بشمار آورده است. شعری حقیقی و تلخ.

به وضوح می توان دریافت که این اشعار نخستین تجارب شاعرند و گامهای اولیه اما محکم او در مسیر سرودن و اثبات شاعرانگی.

 و اما مطالبی که که ذکرشان لازم و برجسته به نظر می رسد و می بایست مورد توجه قرار گیرند عبارت است از:

  • ·                فضا سازی های ساده :

اکثریت شعر ها دارای فضاسازی ساده و همه فهم بوده و دارای پیرامتن های محدودند.این فضاهای ساده هرچند کمک شایانی به درک شعر می کند اما اگر از عنصر خلاقیت یا  تکنیک های تازه کم بهره باشند، درخشش و اعجاز اندکی خواهند داشت.بنابراین شاعر سپیدسرا هم می بایست از صنایع کلاسیک به شیوه ی نو و جدید استفاده کندو بین عناصر شعرش  ارتباط تنگاتنگی برقرار کند.

 

"شعر 35"

-       در جوانی شکوفه می زند و می رقصد

-       در میان سالی

-       سنگین و با وقار می ایستد

-       درخت سیب...

 

 

 

  • ·                ایجاز

منطق شعر سپید معمولا ایجاز را پیشنهاد می دهد. این شیوه از تزاحم تصاویر یا سقوط شعر به سمت نثر ادبی و گسستگی معنایی می کاهد و با رعایت اقصاد کلمات، حوصله ی مخاطب را نیز در نظر می گیرد. اکثر سپیدهای این مجموعه موجز و فشرده اند و شاعر کمتر به دنبال اطاله ی کلام یا بهره گیری از ظرفیت های زبانی و فرم سازی ست.و معمولا وجه شبه ها به ذهن نزدیک اند .

هر شعر توقعی ایجاد کرده و علامت سوالی در ذهن مخاطب می سازد. هرچه این علامت سوال عمیق تر باشد ، وسعت دید و تعداد تاویل ها را گسترش داده و به مخاطب امکان اندیشیدن  بیشترمی دهد.پنهان کردن وجه شبه به شکلی شاعرانه ، کیفیت اثر را ارتقا می بخشد و مخاطب را به کنکاش و کشف خود وامیدارد.

"شعر14 "

-       سال هاست زن می خواهد حرف بزند

-       مرد کوبلن دوز

-       دهانش را دوخته است...

 

  • ·                فرسایش زبانی

بعضی از کلمات و عبارات و مفاهیم از شدت تکرار به فرسودگی می رسند و تاثیر شگفت خود را از دست می دهند. استفاده ی مجدد از این دست کلمات و عبارات ، هوشمندی شاعرانه ای می طلبدکه بتواند طعم آن را که به مرور زمان تغییر یافته ، به ذائقه ی مخاطب خوشایند کند.انتخاب صور جدید هر کلمه یا کاربرد فراواقعی برخی از عبارات و مفاهیم ، گریزگاه مناسبی برای ارائه ی منظور شاعر بوده و از دلزدگی مخاطب جلوگیری خواهد کرد.

"شعر28"

-        تنها عصا می داند

-        آخرین بار چه کسی

-        دست پدر بزرگ را گرفت...

 

  • ·                پرهیز از دام تکرار

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت

در بند آن مباش که مضمون نمانده است

 

تاثیرپذیری و الهام گرفتن از سروده های دلنشین دیگران را نمی توان انکار کرد اما کوشش برای کشف روابط تازه در میان اشیا ء یا حس آمیزی و ابداع تفکر تازه و گسترش جهان بینی با تخیل قوی و عمیق

شاعر را از دام تکرار خواهد رهاند.ذهن مخاطب با خواندن هر شعر باید درگیری های لذت بخش ذهنی را تجربه کند و به نو بودن  نسبی مضمون  معترف باشد و دخالت هنرمند را در اثر هنری ببیند.یعنی تکنیک به صورت نظام در شعر جریان داشته باشد و نهایتا اثر را به فرم تازه ای برساند.تکنیک های تصادفی و رها لطمه زننده اند.

البته شاعر بزرگوار این مجموعه به این امر دقت نظر داشته و آگاهانه

سروده است.

 

" شعر38"

-        این سبزه ها چه گناهی دارند

-        که ما

-        تمام مشکلاتمان را

-        به آن ها گره می زنیم؟...

 

  • ·                اتفاقات شاعرانه

هر چه رخدادهای شاعرانه و شگردهای مسحورکننده در شعر فراوان تر و ملموس تر باشند ، شعریت اثر پر رنگ تر خواهد شد. وجه واقع گرایانه ی یک شعر می بایست با تغییرات معنایی و واژگانی به شکلی غیر واقعی مبدل شود تا شعر اتفاق بیفتد.اما

نباید متوقع بود که لزوما تمام اتفاقات  یک شعر ، شاعرانه باشند زیرا بخشی از شعر مربوط به فضا سازی ست تا زمینه برای مطالب بخش شعری آماده شود.گاه نیز  ابهامات زیبا ، سبب جذابیت اثر می شونداما در مجموع ضربه ها و بداعت ها به ایجاد اندیشه ها و احساسات مشترک مابین شاعر و مخاطبین کمک کرده و شعر را ماندگار می کنند.

 

" شعر 18"

-        کم کم به تو حسادت می کنم

-        از وقتی آمده ای

-        مورچه ها

-        طبقه ی پایین را دوست ندارند..

 

  • ·                پشت هر تصویر تفکری پنهان است

هر کلمه می بایست  در شعر نقش مشخصی داشته و کلمه ها و تعابیر  قابل باورباشند و راست نمایی کنند.شعرهای عینی گرایانه و قابل ترسیم ، فضایی قابل حس دارند و مخاطب را دچار وقفه در فهم نمی کنند.

شعر باید نگفتنی هایی داشته باشد تا طی فرایندی به معنا یابی برسد .

شعرهای ساده ساخت و بی گره ، تاثیر شگرفی نخواهند گذارد همانگونه که هر تصویر باید معنا رسان و مکمل باشد. در این مجموعه ساخت های ساده ، هر چند مطبوع اند ولی می بایست  در گامهای بعدی عمیق تر و اصیل تر طراحی و اجرا شوند.

" شعر41"

-        فقط چند خیابان چراغانی شد

- باقی را ماه

- کامل کرد...

 

 

  • ·                تاثیر زنانگی

حضور حس زنانه و تلخکامی های کهنسال ردپایی مشهود بر شعرها دارد.حرفهایی که جز رنج سالیان ، تاویل دیگری ندارندو مبین این حقیقت اند که برخی اشعار در واقع ترجمان دگرگونه ی زندگی شاعرند.

کلمات و باورهایی که به شکلی  کاملا آگاهانه ، ساخت یافته اند.بدون هیچ گونه دستور گریزی یا استبداد در زبان و فرم.

به همان سادگی و به همان تلخی .

در این شعر ها همیشه زنی تنها حضور دارد که چشم دوخته به هرآنچه که در حوالی اش در جریان است و از همه سراغ کسی را می گیرد که همه ی " اوست".

زنی زندانی در تابلوی پاییزی...

زنی که دهانش را مرد کوبلن دوز بسته است..

زنی که نامش پشت نام  فرزندش پنهان مانده...

 

 و بالاخره  زنی که سنگینی زمین را به دوش می کشد...

اما همچنان لبخند می زند...

 

" شعر40"

-        بالا رفت

- لبخند از گوشه ی لبهایش پاک نشد

- پایین آمد

- تمام دردش را چلاند

- در سطلی که پر بود

- از تاریکی های شهر

- زن

- پله ها را دستمال کشید

- و سنگینی زمین را بردوش...

 

برای شاعره ی سپیدسرای این مجموعه شاعرانگی هایی پرطراوت و شعرهایی ماندگار آرزومندم.

 

پایان

سعیده اصلاحی- آذرماه 1395-

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

نویسندگان