روز جهانی زیبایی - یادداشتی برای اربعین حسینی

19 آبان 1395 | 260 | 0

این مطلب در تاریخ چهارشنبه, 19 آبان,1395 در وبلاگ سعیده اصلاحی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

به نام حضرت عشق

 

روز جهانی زیبایی

 

سالها پیش ، محرم که از راه می رسید  ، گوشِ کودکی هایم پر می شد از صدای سنج و طبل و زنجیر... و دلم ، پای پیاده به کربلا می رفت.

به سرزمینی می رسید ترک ترک شده و خشک که همسایه ی فرات بود ... با آسمانی در اسارت بی رحم ترین خورشید...

دلم همیشه می پرسید :" چگونه می شود آب باشد و ابر نباشد؟ "

و چشمهایم پر می زدند تا سایه ی خیمه هایی را که از وحشتِ هجوم چشمها و دل ها و دست های سنگی ، در گوشه ای کز کرده بودند ، ببیند.

کربلای کودکی های من ، " رقیه ( س) بود که شبی آفتاب در آغوشش خزید و او را شبانه با خود به آسمان برد...

و علی اصغر(ع) که آخرین آواز بهار در حنجره اش جا ماند...

و سکینه (س) ماهِ خمیده در آتش...

کودکی های من ، روی تمام پرچم های سیاه ،  یا حسین (ع) را سبز و سرخ می دید و دست می کشید بر تشنگی و تنهایی...

حالا سالها گذشته است و دلم هنوز می پرسد: " چرا کربلا بیش از محرم و صفر ، دوام نمی آورد؟ و چرا سوگواری کتیبه ها کوتاه است؟

من باید بدانم چرا حضرت زینب (س) در عاشورا چیزی جز زیبایی ندید؟

باید بدانم چرا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد؟

و ثابت کنم عاشورا ، روز جهانی زیبایی ست...

چهل روز می گذرد  و شهرمان هنوز در رایحه ی یاس شناور است، باد ، نامت را در گوش درختان شهر زمزمه می کند و سنگها آرزو می کنند کاش تکه ابری بودند و می توانستند کاروان ماه و ستاره ی به زنجیر کشیده ات را سیراب کنند...

اما آیا آنچه نام تو را در ذهن تاریخ ، شعله ور کرده است تشنگی ست؟

آیا اگر دشمن ، جرعه ای آب به تو نوشانده بود ،  کربلا خاتمه می یافت و داستان عاشورا به گونه ای دیگر به پایان می رسید؟

نه....آب ، گره گشای بغض های فرو خفته ات نبود...کربلا یعنی : انتخاب

انتخابی آزادانه و حقیقی که دل را از پوچی و غفلت می رهاند و به معرفت می رساند.

عاشورا یعنی دل بریدن از تمام عادت ها و علاقه های رنگارنگ و چشم پوشی از تمام چیزهایی که روح را به دنیا پیوند می دهند.

این روزها وقتی دلم پابه پای پیاده های زنجیر به دست ، از کوچه و خیابان می گذرد و نوحه می خواند می فهمم که دلم اشک می ریزد تا نامش در گروه عشاق امام حسین (ع) ثبت شود، دلم به این نتیجه رسیده است که کربلا باز گشت به عهد محمدی(ص)ست،

و دلیل این بیقراری ها و عزاداری ها ، برانگیختن احساسات دینی ست که لابه لای دلمشغولی های روزمره ، کم رنگ شده اند.

اشکهایی که با صدای نوحه و روضه ی حسینی از دیده و دل فرو می ریزد، رودخانه ای زلال است که می رود تا زنگارهای درون را بشوید و به صاحبش ، جرئت انتخاب شهادت ببخشد، شهادت به جای عمری زندگی در اسارت پوچی ها و سردرگمی ها و ناامیدی ها.

وقتی بیرق سبز حسین(ع) در باد می رقصد ، حس می کنم وجودم از حماسه و شور سرشار است و پرنده ی روحم ، مشتاق رهایی و آزادی.

 

پایان

نوشته ی سعیده اصلاحی

 moharam95

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

نویسندگان