عاشق ناشي

09 اسفند 1393 | 232 | 0

این مطلب در تاریخ شنبه, 09 اسفند,1393 در وبلاگ علی فردوسی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

 

تو برگ گل نازك و من عاشق ناشي

از هم چه كنم با تو كه يكباره نپاشي؟

 

در محضر اسليمي اندام تو هيچ است

كيفيت مرغوب ترين مرمر و كاشي

 

بايست كه با داشتن اين قد و بالا

دلواپس دزدان سر گردنه باشي

 

اي داغ ترين سوژه كه يك شهر نگاهش

دنبال تو افتاده به انواع حواشي

 

از دست حسودي كه به كامش نرسيده است

كاري نمي آيد به جز اشكال تراشي

 

هر كس به سرش زد كه به فكر تو بيافتد

كرده است خودش جمجمه اش را متلاشي!

 

من روز و شبم پر شده از فكر و خيالت

در فكر من اي عشق چه باشي، چه نباشي

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

نویسندگان