دفتر مجازی شعر

 

غزل تازه

شاعر: محمدمهدی سیار

04 بهمن 1391 | 1766 | 0
 

سر در گم

 

باری ست گران که مانده بر دوشم

این سَر که از آن نمیپرد هوشم

 

چون خانه بی حافظ و بی قرآن

از یاد فرشتگان فراموشم

 

چون مسجد بی نمازخوان مانده

با این همه چلچراغ، خاموشم

 

سوگند به عصر... سخت دلگیرم

آنقدر که با خودم نمیجوشم

 

هم، این دل بیخود است در سینه

هم عاطل و باطل است آغوشم

 

چون ماهی بی نفس پشیمانم

جنبیده اگر کمی سر و گوشم

 

هم خانه خاطرات بیخوابم

هم صحبت خوابهای مغشوشم

 

دیریست مرددم "خدا" یا "خود"؟

سردرگم نسخه های مخدوشم

 

در خاطر عاطر فراموشی

میماند ناله های خاموشم

 

 

سر در گم

 

باری ست گران که مانده بر دوشم

این سَر که از آن نمیپرد هوشم

 

چون خانه بی حافظ و بی قرآن

از یاد فرشتگان فراموشم

 

چون مسجد بی نمازخوان مانده

با این همه چلچراغ، خاموشم

 

سوگند به عصر... سخت دلگیرم

آنقدر که با خودم نمیجوشم

 

هم، این دل بیخود است در سینه

هم عاطل و باطل است آغوشم

 

چون ماهی بی نفس پشیمانم

جنبیده اگر کمی سر و گوشم

 

هم خانه خاطرات بیخوابم

هم صحبت خوابهای مغشوشم

 

دیریست مرددم "خدا" یا "خود"؟

سردرگم نسخه های مخدوشم

 

در خاطر عاطر فراموشی

میماند ناله های خاموشم

 

محمدمهدی سیار

  • متولد:
  • محل تولد: زاهدشهر فسا
  • چشم-زخم
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3.5 با 2 رای


نظرات

 



 
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.