روسری لبنانی

شاعر: حسنا محمدزاده

05 بهمن 1391 | 4529 | 0

 

ما همانیم ؛ همانی که خودت می‌دانی

دو هوایم ، دمی صاف و دمی بارانی

 

پیش‌بینی شدن ِ حال من و تو سخت است

دو هواییم ...ولی بیشترش توفانی

 

دل من اهل کجا بوده که امروز شده‌ست

با دل تنگ ِقلم‌های تو هم‌استانی ؟!

 

آخرین مقصد تو شانه‌ی من بود ؛

                                           ...نبود ؟

گریه کن هرچه دلت خواست ، ولی پنهانی

 

شاید این بار به شوق تو بتابد خورشید

رو به این پنجره‌ی در شُرُف ویرانی

 

شهرِمُشرف به زمستان شده‌ی موهایم

چند سالی‌ست که برفی شده و بورانی

 

باز باید بکشی عکس پریشان ِ مرا

گوشه‌ی قاب ِهمان روسری ِ لبنانی

 

آب با خود همه‌ی دهکده را خواهد برد

اگر این رود ، زمانی بشود طغیانی ...

 

ما همانیم ؛ همانی که خودت می‌دانی

دو هوایم ، دمی صاف و دمی بارانی

 

پیش‌بینی شدن ِ حال من و تو سخت است

دو هواییم ...ولی بیشترش توفانی

 

دل من اهل کجا بوده که امروز شده‌ست

با دل تنگ ِقلم‌های تو هم‌استانی ؟!

 

آخرین مقصد تو شانه‌ی من بود ؛

                                           ...نبود ؟

گریه کن هرچه دلت خواست ، ولی پنهانی

 

شاید این بار به شوق تو بتابد خورشید

رو به این پنجره‌ی در شُرُف ویرانی

 

شهرِمُشرف به زمستان شده‌ی موهایم

چند سالی‌ست که برفی شده و بورانی

 

باز باید بکشی عکس پریشان ِ مرا

گوشه‌ی قاب ِهمان روسری ِ لبنانی

 

آب با خود همه‌ی دهکده را خواهد برد

اگر این رود ، زمانی بشود طغیانی ...

حسنا محمدزاده

  • متولد:
  • محل تولد: کاشان
  • مهندسی الکترونیک
  • قلب قلم
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 12 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.