نشانه های جدید دیانت!

شاعر: اسماعیل امینی

06 بهمن 1391 | 979 | 0
 

 

در میان انبوه مجادلاتی که در عالم سیاست رایج است ، نوشته ای خواندم با این مضمون که؛ آقای فلان برخلاف ادعاهایش که خود را اهل دیانت و مقید به شریعت می داند، در لباس پوشیدن شباهتی به متدینان ندارد و پایین پیراهنش را در شلوارش می ‌گذارد، در حالی که رسم اهل دیانت آن است که پایین پیراهن شان روی شلوارشان باشد.

ابتدا که این نوشته را خواندم براین گمان بودم که با آن مقدمه چینی دربارۀ ادعای دین داریِ آقای فلان ، لابد نویسنده قصد دارد که بگوید: آن فرد برخلاف ادعای دیانت و تقید به رفتار شرعی ، از دروغ و تهمت و سخن چینی و بی انصافی پرهیزی ندارد.

یا مثلا بگوید: کسی که مدعی دیانت است ، نباید این مقدار نسبت به بازیچه های دنیوی ، از پست ومقام و شهرت گرفته تا ثروت اندوزی و تفاخر و تکاثر، مشتاق و حریص باشد.

یا دست کم در نقد ادعای دین داری به این نکته اشاره کند که اهل ایمان از خودستایی و تکبر و غرور و تندخویی، روی گردان هستند.

اما گویی در نظر برخی از اهل مجادله، شرط دین داری آن قدر تقلیل یافته است که با نگاهی به پایین پیراهن افراد که روی شلوار افتاده به تحقق آن یقین می‌توان کرد.

نظایر این دیانت تقلیل یافته را در مظاهر و نمادهای دیگر نیز می‌توان دید و مثال زد اما سخن بر سر این است که چگونه در میان این همه احادیث و تعالیمی که از ائمۀ دین و بزرگان شریعت در دست داریم ، هیچ نشانی از این نشانه های برساخته نیست؟

و هرچه هست سفارش به انصاف و فروتنی و صداقت و مهربانی وپاکدامنی و بی اعتنایی به جاذبه های دنیوی و در یک کلام تاکید بر مکارم اخلاق است.

به راستی در میان این همه مجادلاتی که بر سر مناصب قدرت رایج است کجا دیده ایم که حتی یک نفر به نفع کسی که شایسته تر است کنار برود یا از پذیرفتن مسئولیتی ، به علت آن که دیگری را شایسته تر می بیند ، امتناع کند؟ گیرم که علت این شایستگی حتی در حد تفاوت در پایین پیراهن باشد!

 

 

در میان انبوه مجادلاتی که در عالم سیاست رایج است ، نوشته ای خواندم با این مضمون که؛ آقای فلان برخلاف ادعاهایش که خود را اهل دیانت و مقید به شریعت می داند، در لباس پوشیدن شباهتی به متدینان ندارد و پایین پیراهنش را در شلوارش می ‌گذارد، در حالی که رسم اهل دیانت آن است که پایین پیراهن شان روی شلوارشان باشد.

ابتدا که این نوشته را خواندم براین گمان بودم که با آن مقدمه چینی دربارۀ ادعای دین داریِ آقای فلان ، لابد نویسنده قصد دارد که بگوید: آن فرد برخلاف ادعای دیانت و تقید به رفتار شرعی ، از دروغ و تهمت و سخن چینی و بی انصافی پرهیزی ندارد.

یا مثلا بگوید: کسی که مدعی دیانت است ، نباید این مقدار نسبت به بازیچه های دنیوی ، از پست ومقام و شهرت گرفته تا ثروت اندوزی و تفاخر و تکاثر، مشتاق و حریص باشد.

یا دست کم در نقد ادعای دین داری به این نکته اشاره کند که اهل ایمان از خودستایی و تکبر و غرور و تندخویی، روی گردان هستند.

اما گویی در نظر برخی از اهل مجادله، شرط دین داری آن قدر تقلیل یافته است که با نگاهی به پایین پیراهن افراد که روی شلوار افتاده به تحقق آن یقین می‌توان کرد.

نظایر این دیانت تقلیل یافته را در مظاهر و نمادهای دیگر نیز می‌توان دید و مثال زد اما سخن بر سر این است که چگونه در میان این همه احادیث و تعالیمی که از ائمۀ دین و بزرگان شریعت در دست داریم ، هیچ نشانی از این نشانه های برساخته نیست؟

و هرچه هست سفارش به انصاف و فروتنی و صداقت و مهربانی وپاکدامنی و بی اعتنایی به جاذبه های دنیوی و در یک کلام تاکید بر مکارم اخلاق است.

به راستی در میان این همه مجادلاتی که بر سر مناصب قدرت رایج است کجا دیده ایم که حتی یک نفر به نفع کسی که شایسته تر است کنار برود یا از پذیرفتن مسئولیتی ، به علت آن که دیگری را شایسته تر می بیند ، امتناع کند؟ گیرم که علت این شایستگی حتی در حد تفاوت در پایین پیراهن باشد!

اسماعیل امینی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

نام

ایمیل

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.