از مشق هاي سه شنبه

شاعر: زهرا بشری موحد

17 بهمن 1391 | 1917 | 3

"لبريزم از پژمردگي از زرد چون پاييز
از حيرت از آشفتگي از درد چون پاييز"

مي سوزم از داغ فراق مرگ ، کاري کن
اي زندگي اي موسم خونسرد چون پاييز

جوجه کلاغان هراسان مرا ، دنيا
در دامن نارنجي اش پرورد چون پاييز

دلتنگ شب هاي بلندت مي شوم اي غم
هرجا که رفتي شب به شب برگرد چون پاييز

عمري به دل گفتم چرا غمگين ؟ چرا خونين ؟
آرام نجوا کرد نجوا کرد چون پاييز...


پ.ن : بيت اول سرمشق استاد سيد مهدي حسيني است

"لبريزم از پژمردگي از زرد چون پاييز
از حيرت از آشفتگي از درد چون پاييز"

مي سوزم از داغ فراق مرگ ، کاري کن
اي زندگي اي موسم خونسرد چون پاييز

جوجه کلاغان هراسان مرا ، دنيا
در دامن نارنجي اش پرورد چون پاييز

دلتنگ شب هاي بلندت مي شوم اي غم
هرجا که رفتي شب به شب برگرد چون پاييز

عمري به دل گفتم چرا غمگين ؟ چرا خونين ؟
آرام نجوا کرد نجوا کرد چون پاييز...


پ.ن : بيت اول سرمشق استاد سيد مهدي حسيني است

زهرا بشری موحد

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای


نظرات

سیده تکتم حسینی
22 بهمن 1391 02:05 ب.ظ


دلتنگ شب هاي بلندت مي شوم اي غم
هرجا که رفتي شب به شب برگرد چون پاييز...

خیلی زیبا...

محمد هادی مقیسه
18 بهمن 1391 03:24 ب.ظ
سلام بر شما
آفرین از همه کارهایی که با این سرمشق خوندم بهتر بود
عرض چندتا نکته:
- بیت دوم خیلی خوبه و شاید اگه به جای می سوزم می فرمودید می میرم بهتر بود.
- بیت سوم رو نفهمیدم جوجه کلاغ یعنی چی؟چرا دامن دنیا نارنجیه؟اینها به نظرم در بیت حل نشده.
- بیت چهارم خیلی خوبه .
- در بیت آخر "چون پاییز" جواب دله اما در نگاه اول گمان می شه به نحوه نجوا کردن دل بر می گرده و به خاطر همین مبهم می شه و اگر این ابهام از بین بره عالی می شه
ببخشید از زبون درازی ما موفق باشید .

قاسم اردکانی
18 بهمن 1391 09:34 ق.ظ
دلتنگ شب هاي بلندت مي شوم اي غم
هرجا که رفتي شب به شب برگرد چون پاييز