سکوت بی دلیل

شاعر: محمد حسین نعمتی

05 دی 1389 | 1444 | 0

وقتی از پیاده رو عبور می کنم
در نگاه شاعرانه ام

تمام عابران تو می شوند
تو ولی شبیه هیچ کس
تو هیچ وقت شکل هیچ کس نبوده ای
کاش خواب می شدی
تا که قرصها تو را به چشم من بیاورند
تو شبیه داستان آن پری
هیچ وقت خوب از آب در نیامدی
تو شبیه عکس کهنه پدر بزرگ
هر چه زل زدم
از میان قاب در نیامدی

**

آه ! ای تبسم اصیل

ای سکوت بی دلیل

من چقدر دوست دارم این سکوت را

آخر این سکوت تو

از تمام شعرهای من

قشنگ تر تمام می شود.

وقتی از پیاده رو عبور می کنم
در نگاه شاعرانه ام

تمام عابران تو می شوند
تو ولی شبیه هیچ کس
تو هیچ وقت شکل هیچ کس نبوده ای
کاش خواب می شدی
تا که قرصها تو را به چشم من بیاورند
تو شبیه داستان آن پری
هیچ وقت خوب از آب در نیامدی
تو شبیه عکس کهنه پدر بزرگ
هر چه زل زدم
از میان قاب در نیامدی

**

آه ! ای تبسم اصیل

ای سکوت بی دلیل

من چقدر دوست دارم این سکوت را

آخر این سکوت تو

از تمام شعرهای من

قشنگ تر تمام می شود.

محمد حسین نعمتی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.