دفتر مجازی شعر

 

تویی شبیه خیالی که نیست اما هست...

شاعر: سیده تکتم حسینی

20 بهمن 1391 | 6057 | 2
و پا به پای تو آمد و پا به پات نشست
دلم اگرچه گرفت و دلم اگرچه شکست

به رسم خاطره هامان همیشه چشم به چشم
همیشه شانه به شانه همیشه دست به دست

گره زدم به خیالت حقیقت خود را
تویی به موی من آشفته من به بوی تو مست

منم شبیه حضوری که هست اما نیست
تویی شبیه خیالی که نیست اما هست...

چه روزهای سیاهی که بی تو سهم دلم
سکوت بود و سکوت و شکست بود و شکست

و پرسه های شبانه کنار دلتنگی
رسیده بی تو جهانم به کوچه ای بن بست

سیده تکتم حسینی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.65 با 31 رای


نظرات

زهرا
02 آبان 1398 08:35 ق.ظ
عاااللللییییی

حسین عباسپور
21 بهمن 1391 02:07 ب.ظ
سلام خانم حسینی
خیلی زیبا بود هر چند شاید بعضی از پابه پات یا خاطره هامان ایراد بگیرن که بنظر من
فضای صمیمی شعر توجیه خوبی واسش هست
کار بسیا حسی و خوبی بود ممنونم
منم شبیه حضوری که هست اما نیست
تویی شبیه خیالی که نیست اما هست...