داستان شعر ما

شاعر: مصطفی محدثی خراسانی

24 بهمن 1391 | 2294 | 0


چاپ شده در ضمیمه روزنامه اطلاعات ،بیست و چهارم بهمن ماه نودویک

 

اندر بیان آنچه شعربا ما همی کرد و آنچه ما با وی...

 

ایکه می خواهی بدانی داستان شعر ما

چند بیتی گوش کن ازترجمان شعر ما

گوش کن این داستان سربه سر پرآب چشم

داستانی از شغاد و رستمان شعر ما

از خراسان شعر ما را زمزمه آغاز شد

پر شد از ایدون و ایدرها زبان شعر ما

بعد آمد تا به مرکز ،تا عراقات عجم

عشق و عرفان کم کمک شد داستان شعرما

نازک اندیشان و مضمون سازهای بس خفن

پی بیا فکندند زان پس، اصفهان شعرما

کاربا نیما فتاد و نیمه گر بود آن بزرگ

پس دو نیمه کرد سبکش ،استخوان شعرما

چند ده سالی دو نیمه استخوان باهم به جنگ

تا فروکش کرد ،جنگ نیمگان شعرما

این دو نیمه آخرش پیوندشان شد برقرار

تا کلاسیک نوین شد ارمغان شعرما

******

برسبیل پیش درآمد گذشت این چند بیت

تارسم برحال و روز این زمان شعرما

در دفاع و انقلاب و اجتماع ودردخلق

بیست بوده نمره های امتحان شعرما

در تمام روزهای شادی و غم،سهل و سخت

صاف بود و آفتابی آسمان شعر ما

لیک بی بودیجه ترهابود دراین سال ها

بی نصیب از هر ردیفی، شایگان شعرما

هیچکس اورا به فرزندی نمی کردی قبول

هراداره گرچه شد بابا فغان شعرما

عاقبت ،حسب التصادف صاحبی پیدا نمود

تا که بر جایش نشیند خسروان شعر ما

قائمی منصوب شد تا در مقام ذیل صدر

مرهمی باشد به زخم نیمه جان شعرما

چند سالی در رسانات مجازی خطبه خواند

کاینچنین خواهد نمود و آنچنان شعرما

نه چنین کرد آخرالامر آن جناب و نه چنان

باز ما ماندیم و اصل این همان شعرما

این هنر در حرف جایش بر سریرعزت است

در عمل اما کجاشد قدرو شان شعرما

خیل شاعرها یکایک پله های نردبان

کاسبان بالا شدند از نردبان شعرما

کاسبان بالا شدند و مسندی پرداختند

شاعران هم کارمند کاسبان شعرما

یک جریده داشتیم و وصل ما را حلقه بود

برنتابیدند "آنرا مومنان "شعرما

برنتابیدند و برچیدندش از هر پیشخوان

کاملا شد تخته اینگونه دکان شعرما

ظلم شد بر"سید " و سالار شعر انقلاب

غصب شد تخت و سریراز" قیصران "شعرما

تا بیفتد از تکاپو آن پلنگ تیزتک

چاله ها شدشاهراه" یوسفان" شعرما

حال ما ماندیم و مشتی کارمند بوالفضول

خیل شیره کش که افتاده به جان شعرما

طرح های آبکی و طرح های نانکی

گشت اجرا تا ببلعد آب و نان شعرما

قیررا بردند باگونی که اکنون زیر برف

چکه داردسقف سقف آشیان شعرما

زیرخاکستر نهان شد شور مشتاقی دلا

تا کجا سر برکند آتشفشان شعر ما

 


چاپ شده در ضمیمه روزنامه اطلاعات ،بیست و چهارم بهمن ماه نودویک

 

اندر بیان آنچه شعربا ما همی کرد و آنچه ما با وی...

 

ایکه می خواهی بدانی داستان شعر ما

چند بیتی گوش کن ازترجمان شعر ما

گوش کن این داستان سربه سر پرآب چشم

داستانی از شغاد و رستمان شعر ما

از خراسان شعر ما را زمزمه آغاز شد

پر شد از ایدون و ایدرها زبان شعر ما

بعد آمد تا به مرکز ،تا عراقات عجم

عشق و عرفان کم کمک شد داستان شعرما

نازک اندیشان و مضمون سازهای بس خفن

پی بیا فکندند زان پس، اصفهان شعرما

کاربا نیما فتاد و نیمه گر بود آن بزرگ

پس دو نیمه کرد سبکش ،استخوان شعرما

چند ده سالی دو نیمه استخوان باهم به جنگ

تا فروکش کرد ،جنگ نیمگان شعرما

این دو نیمه آخرش پیوندشان شد برقرار

تا کلاسیک نوین شد ارمغان شعرما

******

برسبیل پیش درآمد گذشت این چند بیت

تارسم برحال و روز این زمان شعرما

در دفاع و انقلاب و اجتماع ودردخلق

بیست بوده نمره های امتحان شعرما

در تمام روزهای شادی و غم،سهل و سخت

صاف بود و آفتابی آسمان شعر ما

لیک بی بودیجه ترهابود دراین سال ها

بی نصیب از هر ردیفی، شایگان شعرما

هیچکس اورا به فرزندی نمی کردی قبول

هراداره گرچه شد بابا فغان شعرما

عاقبت ،حسب التصادف صاحبی پیدا نمود

تا که بر جایش نشیند خسروان شعر ما

قائمی منصوب شد تا در مقام ذیل صدر

مرهمی باشد به زخم نیمه جان شعرما

چند سالی در رسانات مجازی خطبه خواند

کاینچنین خواهد نمود و آنچنان شعرما

نه چنین کرد آخرالامر آن جناب و نه چنان

باز ما ماندیم و اصل این همان شعرما

این هنر در حرف جایش بر سریرعزت است

در عمل اما کجاشد قدرو شان شعرما

خیل شاعرها یکایک پله های نردبان

کاسبان بالا شدند از نردبان شعرما

کاسبان بالا شدند و مسندی پرداختند

شاعران هم کارمند کاسبان شعرما

یک جریده داشتیم و وصل ما را حلقه بود

برنتابیدند "آنرا مومنان "شعرما

برنتابیدند و برچیدندش از هر پیشخوان

کاملا شد تخته اینگونه دکان شعرما

ظلم شد بر"سید " و سالار شعر انقلاب

غصب شد تخت و سریراز" قیصران "شعرما

تا بیفتد از تکاپو آن پلنگ تیزتک

چاله ها شدشاهراه" یوسفان" شعرما

حال ما ماندیم و مشتی کارمند بوالفضول

خیل شیره کش که افتاده به جان شعرما

طرح های آبکی و طرح های نانکی

گشت اجرا تا ببلعد آب و نان شعرما

قیررا بردند باگونی که اکنون زیر برف

چکه داردسقف سقف آشیان شعرما

زیرخاکستر نهان شد شور مشتاقی دلا

تا کجا سر برکند آتشفشان شعر ما

 



نظرات

 



 
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.