کم از شکوه تو گفتند راویان احادیث

شاعر: سید جواد میرصفی

19 فروردین 1396 | 2359 | 2

شکسته اند قلم ها و بسته اند دهان ها
نشسته اند قدم ها و خسته اند توان ها

نبرده راه به جایی خیال از تو سرودن
چه ساکنند زمان ها، چه الکنند زبان ها

چه حاجتی به بیان است آنچه را که عیان است
که شرح عمر کمت نیست در توان بیان ها

کم از شکوه تو گفتند راویان احادیث
نشسته داغ عظیمی میان سینه ی آنها

کسی که حرز تو را بسته است بر سر بازو
کشیده خط سیاهی به دور خط و نشان ها

یکی ست لطف و عتابت هر آن که دور شد از تو
چشیده است بلاها و دیده است زیان ها

تویی که مرجع حل المسائل است نگاهت
به ما نگاه بیانداز در هجوم گمان ها

همیشه قصهی تو میخ ورد گریز به گودال
درست لحظه ی آخر بریده است امان ها

رضا شده ست علی اکبر و شدی تو حسینش
عوض شده ست فقط جای پیرها و جوان ها

دوباره راهی مشهد شدیم و توشه ی ما شد
پر از عریضه ی حاجت شبیه نامه رسان ها

غریب زاده! قریبِ به اتفاق سپردند
که حاجت از تو بخواهیم ای امام جوان ها!

سید جواد میرصفی

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 3 رای


نظرات

موسی عباسی مقدم
06 خرداد 1394 08:58 ق.ظ
درود بزرگوار استاد زیبا بود

سیدمصطفی فاطمی نویسی
10 اردیبهشت 1394 11:49 ق.ظ
زیبابود.التماس دعا