و کسی جز تو ندید آن همه زیبایی را

شاعر: سیده تکتم حسینی

13 اردیبهشت 1394 | 1926 | 2

صبرت از پای درآورده شکیبایی را
ای که سوزانده غمت لاله ی صحرایی را

دل به دریا بزند هر که دلش بی تاب است
تو به صحرا زده ای آن دل دریایی را

داغت ان قدر زیاد است که غم کرده علَم
در دل سوخته ات خیمه ی تنهایی را

دیده ای آنچه تماشا نشود با هر چشم
و کسی جز تو ندیدآن همه زیبایی را

دم به دم خطبه ی غرّای تو تیغ علوی ست
بر سر انداخته ای چادر زهرایی را

قلم از لحن تو سرمشق متانت برداشت
از تو آموخت سخن، شیوه ی شیوایی را

::
آه ای سنگ صبور دل بی تاب رباب
باز آرام بخوان نغمه ی لالایی را

سیده تکتم حسینی


نظرات

موسی عباسی مقدم
06 خرداد 1394 09:20 ق.ظ
سلام بزرگوار بسیار عالی وزیبا بود

حمیده رضایی
19 اردیبهشت 1394 06:52 ب.ظ
سلام و عرض ادب. خیلی زیبا سرودید.ماجور باشید بزرگوار.

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: