ابرم که نیازی به گذرنامه ندارم

شاعر: اعظم سعادتمند

02 خرداد 1394 | 2393 | 2

حالا که به این ناحیه افتاده گذارم
رد می شوم از مرز، در آن خاک ببارم

رد می شوم از کوه و در و دشت، که با او
در یک شب بین الحرمین است قرارم

سرباز عراقی! به خدا خسته ام اما
هرقدر که آزار دهی، شکر گزارم

هرقدر که تفتیش کنی، مسأله ای نیست
بغضم که هزاران گره افتاده به کارم

در این چمدان های دل آشفته ی دلتنگ
چیزی به جز اندوه نمی شد بگذارم

سرباز عراقی! بگذاری نگذاری
ابرم که نیازی به گذرنامه ندارم

 

اعظم سعادتمند


نظرات

اصغر چرمي
10 خرداد 1394 03:56 ب.ظ
سرباز عراقی! بگذاری نگذاری
ابرم که نیازی به گذرنامه ندارم

طیب الله

اصغر چرمي
10 خرداد 1394 03:55 ب.ظ
سرباز عراقی! بگذاری نگذاری
ابرم که نیازی به گذرنامه ندارم

طیب الله

نام

ایمیل