پریشان

شاعر: محمد مهدی خانمحمدی

23 تیر 1390 | 1086 | 0

View Image

 

گردبادم میروم تا از بیابان بگذرم

دوست دارم با همین حال پریشان بگذرم

دوست دارم کاج باشم تا که با یاد بهار

خرم و سرسبز از فصل زمستان بگذرم

دوست دارم از خودم، از رد پا، از سایه ام

با هوای عاشقی در زیر باران بگذرم

پادشاهی چشم پوشی و فرو افتادگی است

یوسفی هستم اگر از چاه کنعان بگذرم

آنچه می پنداشتم گنج است، رنج زندگی است

باید از این رنج یا این گنج آسان بگذرم

ابرم و تقدیر من در رهگذار بادهاست

دوست دارم با همین حال پریشان بگذرم.

 

View Image

 

گردبادم میروم تا از بیابان بگذرم

دوست دارم با همین حال پریشان بگذرم

دوست دارم کاج باشم تا که با یاد بهار

خرم و سرسبز از فصل زمستان بگذرم

دوست دارم از خودم، از رد پا، از سایه ام

با هوای عاشقی در زیر باران بگذرم

پادشاهی چشم پوشی و فرو افتادگی است

یوسفی هستم اگر از چاه کنعان بگذرم

آنچه می پنداشتم گنج است، رنج زندگی است

باید از این رنج یا این گنج آسان بگذرم

ابرم و تقدیر من در رهگذار بادهاست

دوست دارم با همین حال پریشان بگذرم.

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 1 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.