لطفاً ببند پشت سرت در را...

شاعر: سیده تکتم حسینی

25 خرداد 1394 | 1618 | 1

امشب چه واژه های پریشانی پر کرده اند صفحه ی دفتر را
بر موج گریه راه می اندازند انبوه رنج های شناور را

بغضم شکست آینه را امشب از بس مرا به روی خودم آورد
درمانده ام چه کار کنم حالا این دردهای چند برابر را

خوابیده است ساعت دیواری؛ ای غم چقدر خوب که بیداری
این جا دوباره شب شده می بینم یادت نرفته وقت مقرر را

انگار پشت کرده به من حتی عکسی که روی سینه ی دیوار است
سر رفته است حوصله ش از من طاقت ندارد این منِ دیگر را

تنهایی ام تمام جهانم بود در کنج این اتاق پر از خلوت
تنهایی عزیز تو هم رفتی؟ لطفاً ببند پشت سرت در را...

سیده تکتم حسینی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.71 با 7 رای

نظرات

محمدهادی علی بابائی
27 خرداد 1394 03:15 ب.ظ
آفرین

نام

ایمیل