دفتر مجازی شعر

 

غواص در دریا نمی میرد

شاعر: زینب چوقادی

25 خرداد 1394 | 1971 | 5


با چای خرمای نگاهت را
می نوشم و الحمد می خوانم

پیش خودم اشعار سعدی را
شب تا سحر یک بند می خوانم

وقتی پی رد تو می گردم
پس کوچه ها میدان مین دارند

در چارسوی خاطرات من
جلادها جایی کمین دارند

تا روزهای رفته برگردد
تقویم را بر عکس وا کردم

پیراهن و شلوار عیدت را
صد بار با وسواس تا کردم

اصلا تو از پیشم نمی رفتی
این خانه مثل قبل روشن بود

این سایه سار تا ابد باقی
رویای بی پایان یک زن بود

دیوانه ام دور تو می گردم
دور همین پیراهن خالی

دور دوتا دمپایی کهنه
دور خودم دور بد اقبالی

هی با خودم درگیر و در جنگم
آواره ی اندوه تحمیلیت

درگیر سی سال از تو جا ماندن
یک گور خالی  اسم و فامیلیت...

دلخوش به این که مرد رویاهام
در چرخه ی دنیا نمی میرد

می دانم این را خوب می دانم
غواص در دریا نمی میرد.

 

زینب چوقادی

  • متولد:
  • محل تولد: اصفهان
  • دکتری زبان و ادبیات فارسی
  • زاینده رود


نظرات

محمدعلی رحیمی
01 تیر 1394 09:37 ق.ظ
چند غواص درآغوش وطن
دستهابسته و بی غسل وکفن
......تصویر زیبایی بود آفرین

موسی عباسی مقدم
28 خرداد 1394 05:39 ب.ظ
زیبا بود بسیار لذت بردم از خواندتن این شعر زیبا

محمدعلی علمی
27 خرداد 1394 11:46 ق.ظ
خیلی خوب بود ..

محمدعلی علمی
27 خرداد 1394 11:40 ق.ظ
خیلی خوب بود.. لبخند..

رضا حاج حسینی
25 خرداد 1394 06:09 ب.ظ
آفرین
آفرین
آفرین
....

آفرین به تک تک بندها

ان شاءلله ماجور باشید