تسبیح پرندگان در پرواز

شاعر: علی محمد مودب

09 اسفند 1391 | 2662 | 0

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم 


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ ۖ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٤١﴾

 

آیا ندیده ای که هر چه در آسمانها و زمین است و نیز پرندگانی که در پروازند، تسبیح گوی خدا هستند، همه نماز و تسبیح او را می دانند و خدا به هر کاری که می کنند آگاه است.(سوره نور-آیه 41

 ...

صبح گلبانگ خروسان باز

قلعه در عطر اذان می ماند

هر خروسی بر سر دیوار

با ملایک همصدا می خواند

 

گل گلابی  کنج حولی صبح

عطر گیسوی محمد داشت

با نماز و گریه ی بابا

صبح ما بوی محمد داشت

 

جویبار روبروی در

غرق می شد در وضوی ما

جوی آب و خنده ی مادر

جویبار آرزوی ما

...

(برشی از یک منظومه ی تازه)

 

قلعه: در قلعه ی ما به روستا می گفتیم: قلعه و قلعه هم بود! قلعه ی کهنه را سیلابی خراب کرده بود و برج و بارو داشت ، قسمتی از آن باقی مانده بود و در روزگار کودکی ما هنوز مسکونی بود

 گل گلاب:  درختچه ی گل محمدی که یکی کنج حولی یا همان حیات(حیاط) کودکی های ما خودش نیست، خداش که هست، چرا دروغ بگویم: هنوز عطرش هست!

حولی: بر وزن کولی، حیاط را می گوییم ما خراسانی های خراسان و خراسان بزرگ



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم 


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ ۖ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٤١﴾

 

آیا ندیده ای که هر چه در آسمانها و زمین است و نیز پرندگانی که در پروازند، تسبیح گوی خدا هستند، همه نماز و تسبیح او را می دانند و خدا به هر کاری که می کنند آگاه است.(سوره نور-آیه 41

 ...

صبح گلبانگ خروسان باز

قلعه در عطر اذان می ماند

هر خروسی بر سر دیوار

با ملایک همصدا می خواند

 

گل گلابی  کنج حولی صبح

عطر گیسوی محمد داشت

با نماز و گریه ی بابا

صبح ما بوی محمد داشت

 

جویبار روبروی در

غرق می شد در وضوی ما

جوی آب و خنده ی مادر

جویبار آرزوی ما

...

(برشی از یک منظومه ی تازه)

 

قلعه: در قلعه ی ما به روستا می گفتیم: قلعه و قلعه هم بود! قلعه ی کهنه را سیلابی خراب کرده بود و برج و بارو داشت ، قسمتی از آن باقی مانده بود و در روزگار کودکی ما هنوز مسکونی بود

 گل گلاب:  درختچه ی گل محمدی که یکی کنج حولی یا همان حیات(حیاط) کودکی های ما خودش نیست، خداش که هست، چرا دروغ بگویم: هنوز عطرش هست!

حولی: بر وزن کولی، حیاط را می گوییم ما خراسانی های خراسان و خراسان بزرگ



علی محمد مودب

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 1 با 1 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.